خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

روحش شاد

.
...نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
که او یکریز و پی در پی بفشارد دم گرم خموشش را در آن ـ بی هیچ فریادی ـ
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدینسان بشکند در من
سکوت مرگبارم را.

زنده یاد دکتر علی شریعتی

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۳/٢٩

شعر و معماری

ناگفته می دانم می دانی می دانی می دانم

شباهت های شعر و معماری فراوانند از جمله آنکه:
۱- وقتی تازه می خواهی شروع کنی باید قوانین فراوانی را رعایت کنی.
۲- وقتی که معروف بشوی هر کاری که انجام دهی قانون می شود.
۳- همان قدر که در شعر عقب نشسته ایم در معماری نیز .
۴- همان قدر که هجو بافی ها در شعر امروز جا باز کرده اند هجو سازی در معماری ارزش می یابد.
۵-.....

*بیت بالا به نوعی پارادوکسی در شعر است. به تصمیم خودتان هر گونه پسندیدید بخوانید.

**زنده دارد زنده دل دم را / اوج بخشد کیفیت کم را / گفتگو بس ماجرا کوتاه / ما اگر مستیم / بی گمان هستیم.

به سلامت تا اواسط تیرماه که اگر خدا بخواهد برمیگردم.


  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۳/۱٩

جدی نگیرید

اصولی کاربردی در طراحـــی
...هر چند قبل از این ، ما نیز خود، بر آن بودیم که اصول خاصی در روند طراحی معماری حاکم نمی باشد و هر طراح اصول خاص خویش را آنچنان که باید در طول مراحل آموزش و کار در می یابد، اما با تفکرات فراوان و تجارب گرانبهایی که این مدت یافتیم فهمیدیم آنگونه که ما فکر می کردیم هم نیست و اصولی وجود دارد که ما از آن بی خبر بودیم . این شما و این هم اصول طراحی:

اصل اول ــ خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.... تو ضیح خاصی ندارم. ولی به کارگیری این اصل هویت ایرانی فراوانی به طرح می دهد.

اصل دوم ــ بی قید وبند شروع کنید ...... برای شروع طراحی، سایت هیچ اهمیتی ندارد. شناخت استعدادهای سایت مربوط به انسانهاییست که از اصول معماری آنچه را که باید نمی دانند . به هیچ وجه خود را در گیر این مسائل جزئی نکنید ، حیف از عمر نیست؟! . هر چند گهگاهی برخی افراد نا آگاه و به خصوص حتی برخی از معماران ــ که از آنها دیگر انتظار نمی رود ــ برخی سخنان منحرف کننده را مطرح می کنند، اما شما توجه نکنید. مثلا یکی از همین آقایان به نام تادائو آندو یا یک چیزی در همین مایه ها،که خیلی ادعای معماری هم می کند ، میگوید: (( زمانی که شما چیزی را طراحی می کنید یا می سازید، بایستی توجه کنید که چه چیزی را از زمین یا محیط زیست می گیرید تا چیزی جدید به آن هدیه دهید.)). البته من از ابتدا می دانستم که این آقای آندو چیزی نمی شود و از همان اول هم با مطرح شدن او در آتلیه ها موافق نبودم . اما چه می شود کرد، حالا که دیگر مطرح شده تنها می توانم شما را از گمراهی او آگاه کنم تا گمراه نشوید . همسایگی ، دسترسی و امثال اینها مسائلی است که زمان آنها گذشته است به اصول مهمتری که به آنها اشاره خواهد شد دقت کنید ونسبت به این مسائل آسوده خاطر باشید . اگر هم روزی مطرح شد، آنها را به معماران رده دوم بسپرید . به ما که بزرگ معماریم، ربطی ندارد.

اصل سوم ــ Jingolakization (بخوانید جینگولکیزاسیون) .. در پلان، یک طرح گرافیکی خوب طراحی کنید. روش Jingolakization به شدت پیشنهاد می شود .هر چه غیر منطقی تر بهتر و هنری تر. شک نکنید که گرافیک پلان در مقیاس کل دانشکده ، حداقل توسط فضانوردان روسی، در حین راهپیمایی فضایی درک خواهد شد!!! پس مهم است. به فضا فکر نکنید چون ممکن است گرافیک کار را تحت الشعاع قرار دهد و این بزرگترین خطایی است که ممکن است شما مرتکب آن شوید . همیشه یادتان باشد که : (( درک فضایی ما و اساتید را نشاید، باید فرم را چسبید.)) ، پس محکم به فرم بچسبید- تاکید میکنم "محکم"- وگرنه کل طرح شما زیر سئوال خواهد رفت.

اصل چهارم ـــ فرم و دیگر هیچ ....... وقتی پلان تمام شد، به پلان گرافیکی خود حجم دهید. در این مرحله نیز به تجربه فضایی و عملکردها فکر نکنید. زیبایی بصری از همه چیز مهمتر است. آخر پدر من این مدرنیسم با این همه عملکردی بودن به کجا رسید؟ که ما بخواهیم برسیم . پس فرم را حتما به خوبی طراحی کنید، حتی به بهای زیر سئوال رفتن همه عملکردها .مهم نیست که کارمی کند یا نه. اولا این بنا قرار نیست ساخته شود در ضمن همانگونه خواهیم گفت ما هم قرار نیست معمار بشویم ! ! یک نکته مهم دیگر : در بحث کمپوزوسیون مقیاس و درک فضایی انسانی مهم نیست ، چه کار شما دانشکده باشد یا منزل مسکونی، چه یک هکتار ،چه 60 متر مربع . مطمئنا اثر حجم آمفی تئاتر که 50 متر آن طرف تر باغچه شما را نصف کرده ، درک خواهد شد، آن هم حداقل سه بار در سال:
1- هنگامی که پرندگان مهاجراز شمال به نواحی گرمسیری افریقا مهاجرت می کنند.
2- وقتی که اساتید در روز ژوژمان به طرح شما نمره می دهند.
3- هنگامی که پرندگان مهاجر از نواحی گرمسیری آفریقا به شمال باز می گردند.

اصل پنجم ــ(Cheponazism ) . خوب، حالا نوبت چپانش عملکردی است. در این مرحله از اساتید بهره لازم را ببرید، بی شک استادند. کار سختی نیست. کافیست با توجه به تناسبات احجام عملکردها را بچپانید. اصلا مهم نیست که آمفی تئاتر کنار آشپزخانه باشد یا کلاسها. مهم فرم زیبا و گرافیک پلانییست ــ که کلاغهای ساکن منطقه و پرندگان مهاجر از آن لذت می برندــ و اگر طبق اصول ما طراحی کرده باشید، در مراحل قبل به آن رسیده اید.
اگر فضا کم یا اضافه آوردید، هیچ گاه نگران نباشید. ما فکر همه چیز را کرده ایم. اگر فضا کم آوردید بفیه فضاها در زیر زمین حل کنید.این کار حداقل دو سود دارد : 1- کمپوزوسیون حجمی شما به هم نمی خورد. 2- کسی درباره نور وتهویه ومسائل انسانی آن فضاها از شما سئوال نخواهد کرد . اما فضای زیاد هم راه حل خود را دارد : ((عملکردهای جدید و فلسفه بافی)) . عرض می کنم که چگونه . مثلا فضایی با سنگ فرش قرمز برای دانشجویانی که تفکرات نهیلیستی دارند، طراحی کنید. این سنگهای قرمز کف، یاد آور آن خواهد بود که زندگی سیبی است، گاز باید زد با پوست!!.... یا فضایی جهت داد کشیدن در ساعت 10:15صبح در منتهی الیه غربی سایت طراحی کنید،که نور خوبی هم نداشته باشد و یا فضایی جهت رو پایی با توپ دولایه لاکی برای آقایان .برای آنکه فیمینیست ها هم نگران نباشند فضای خمیازه برای ساعت 3:30 بعداز ظهر مخصوص خانمها را طراحی کنند. تا بخواهید عملکردهایی داریم که تا به حال به آنها فکر نشده است ، حتی ممکن است به علت خلاقیت در برنامه طراحی از شما قدردانی شود. البته در صورتیکه آدم فهیم در آتلیه شما پیدا شود. در این صورت تعارف نکنید، شما لایق این تحسین هستید.پس با رویی گشاده با دوستانتان که به شما آفرین می گویند برخورد کنید و در صدد انکار خلاقیت های خود نباشید.

اصل ششم ـ فوتهای آخر..... حالا طرح شما آماده است، فقط فوت آخر مانده تا کاری داشته باشید که به آن ببالید. جهت پیشرفت ماکت قدیمی را به خواهر کوجکترتان تحویل دهید تا با آن بازی کند ، ماکتی شیک بسازید. ( در این زمینه پلکسی خاصیتی انکار ناپذیر دارد.) پوستیهای خود را با دقت راندو کنید .سر و رویتان را مرتب کنید به خودتان عطر بزنید . اما همواره یادتان باشد یکی از مهمترین فاکتورها انتخاب رنگ شیت است ،که در این مورد میتوانید از سلیقه اساتید کمک بگیرید. انرژی را اینجاها صرف کنید تا کسی از شما نخواهد که روی حل مسائل طراحی انرژی بگذارید. سپس به کرکسیونهای متوالی بپردازید . نترسید! اگر با اصول ما پیش رفته باشید، هیچ کس به طرح شما ایرادهای اساسی نخواهد گرفت. ما به همه گفته ایم که روح لطیف شما در معرض خطری جدی قرار دارد . این که شما آمفی تئاتری با ورودی از زیر سن طراحی کرده اید و سن شما متحرک است، یا بوی غذاهای آشپزخانه داخل کلاسها می پیچد واقعا مگر چقدر اهمیت دارد که شما بخواهید خودتان را درگیر کنید. هیچ وقت لازم نیست فکر کنید که اگر آتش سوزی اتفاق بیفتد و 200 نفر در آمفی تئاتر بسوزند ، مهم است . همه می فهمند که فرم شما طوری نیست که بتوانید درب خروج اضطراری طراحی کنید.برای دیگر ساختمان ها هم پله های فرار در نظر نگیرید . گیرم از سختی ماکت سازی پله فرار هم بگذریم ، این عنصر اصلا هنری نیست . اگر کسی ایراد طراحی گرفت ، یاد آوری کنید، همه که قرار نیست معمار باشیم ، بلکه قراره بریم کشاورزی!!! اگر کسی هم گفت که جان آدمها چه می شود یادش رفته است که با لاخره یکی باید یک فکری برای بحران جمعیت بکند. یاد آوری کنید، حتما قانع می شود.
خلاصه، هر چه کرکسیون ها بیشتر باشد و هر چه هنری تر طراحی کرده باشید و اساتید راحت تر بتوانند در پروژه شما دست ببرند ، موفقیت شما بیشتر تضمین می شود.هر چند از شما که با اصول ما طراحی کرده اید ، بعید است. اما اشتباهی که برخی عناصر نا آگاه در هنگام کرکسیون مرتکب می شوند ، این است که در مقابل سخنان اساتید از کلمات شنیعی مانند چرا؟ استفاده می کنند.خطر استفاده از این کلمه به مثابه آن است که سیگار خود را در نزدیکی 200 لیتر بنزین روشن کنید. مشخص است که چه می شود؟ از همین امروز تمرین کنید : به جای واژه چارواداری چرا که انسان را به یاد گاو و گوسفند می اندازد، از واژه هایی شایسته مانند چشم ، بله و امثالهم استفاده کنید. تاثیر آن را ما تضمین میکنیم.

اصل هفتم ــ از تو حرکت از اساتید برکت..... طرح خود را که با همه اساتید کرکسیون کرده اید، بیاورید و به چها ر قسمت تقسیم کنید ، به نیت چهار استاد،" قربه الی النمرات" . هر گوشه را مطابق نظرات یکی از اساتید، تغییر دهید. در این مرحله مهارت شما تعیین میکند که چه کنید تا حق هیچ یک از اساتید ضایع نشود.

اصل هشتم ــ ارائه معمارانه !!! ..... اگر همه اصول پیشین را هم رعایت کرده باشید ، نباید از تاثیر این مرحله غافل باشید. از ما داشته باشید که ارائه خوب برای یک معمار، از نان شب هم واجب تر است. دیگر خودتان می دانید...


چند نکته میان بر :
1- یک ضرب المثل فوق العاده ایرانی را از یاد نبرید : ((تجربه را تجربه کردن، خطاست. )). چرا باید راهی را که بقیه برای دستیابی به مزاج اساتید رفته اند، شما دوباره بروید. پس از قضاوت های اولیه ، فرصت را غنیمت شمرده سلیقه و میل کلی اساتید را دریابید، ایده گرفتن از طرحهایی که نمرات خوب گرفته اند، به طرز عجیبی کارساز است. ضمنا با عنایتی که به ضرب المثل ایرانی داشته اید، کار هویت ایرانی می یابد. نور” علی نور. هوشیار باشید تا ضرر نکنید.
2- هیچ وقت به کار دیگران ایراد نگیرید، چون ممکن است فردا روزی ایرادهای کارتان را به شما یاد آور شوند و نه تنها شما می فهمید کارتان ایراد دارد، بلکه ممکن است مجبورشوید برای حل آنها فکر کنید. نعوذ باا... . بگذارید همه سرمان گرم کار خودمان باشد. بیکارید که در مسائل خصوصی دیگران دخالت می کنید؟!
3- حتی اگر نیازی ندارید ، بگذارید بعضی قسمتها را اساتید طراحی کنند. این کار دو سود دارد: یکی اینکه خودشان می فهمند که چه طراحان خوبی هستند. دوم آنکه آن طرح را جزئی از خودشان می دانند و به آن عشق می ورزند ..... اشاره دارد به: (( و نفخت فیه من روحی.))


و اما با توجه به اینکه نوشتن این متن توسط هریک از اشخاص حقیقی و حقوقی تکذیب شده است !!! دنبال نویسنده آن نگردید. به احتمال زیاد یا در تاکسی شنیده است یا هنگام ایستادن در صف نانوایی...

چند تا نکته:
۱- با اینکه این مطلب جای فکر داره . اما دم تحویل های طرح قضیه را زیاد جدی نگیرید.
۲-به احتمال زیاد یه مدتی کمتر می تونم بنویسم. چهار پنج تا کار مونده هر کدوم به اندازه یه هفته وقت می خواد.
۳- امر آقا مازیار هم اطاعت میشه.یه بار درباره نیکولاس گریمشاو یا کلا جزئیات های کارهای معماران معاصر هایتک می نویسم.البته مختصر تر از کالاتراوا.
۴-سئوالات دیگری هم که مطرح شده است در اولین فرصت حتما پاسخ می دهم.همگی لطف دارید.
۵-لطفا به این نظر سنجی بغل صفحه هم یه توجهی بکنید.

ارباب حاجتیم و زبان سئوال نیست
در حضرت کریم تمنا چه حاجت است
جام جهان نماست ضمیر منیر دوست
اظهار احتیاج خود آنجا چه حاجت است

یا حق
دعا بفرمایید

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۳/۱۳

جزئیات

یه اشکال اساسی که در نحوه تدریس دروس جزئیات ساختمانی مطرحه اینه که هیچ وقت به ما اجازه طراحی جزئیات نمی دن.حتی بعضی اساتید معتقدن که جزئیات رو که طراحی نمی کنن. مگه چند جور جزئیات داریم؟!!!!!
به خصوص در معماری هایتک جای خاصی برای طراحی جزئیات قرار داره.این دیتیلها رو نگاه کنید.طراحی نیکولاس گریم شاو ( وست مورنینگ نیوز).










طراحی جزئیات آموزش خاص خودش رو می خواد.مثل آموزش طراحی معماری.با توجه به این نقص دانشجویان معماری باید یه فکری برای خودشون بکنن.بررسی و تحلیل جزئیات مختلف طراحی شده یکی از راهاشه.ضمنا اگر فکر می کنید اساتید برای طراحی جزئیات شما پشیزی ارزش قائل می شن بدجوری اشتباه می کنید.اساتید به دو دلیل نمی تونن در این زمینه به شما پا بدن:
۱- خودشون بلد نیستن.
۲- نمی تونن به شما بگن که بلد نیستن.

اینجا یه سری دیتیل ساختمانهای معروف هست.البته آلمانیه ولی ارزش دیدن داره.

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٦:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۳/٩

کالاتراوا (قسمت دوم)

2-پاویون مرکزی:

این پاویون به عنوان قلب پروژه محسوب می گردد که در سمت راست آن تراس جنوبی – در سمت چپ نمایشگاه و در روبرو در یاچه قرار دارد. طراحی بی نظیر صورت گرفته در پوشش سقف این پاویون سبب دلپذیری هر چه بیشتر این فضا می گردد.





سقف به صورت مثلثی شکل و استراکچری به صورت تقسیمات لوزانژه دارد که با شیشه های مخصوص پوشیده شده است.قسمت خارجی سقف به وسیله سازه ای متحرک پو شیده شده است که این سازه در حقیقت به عنوان نقطه عطف این کار محسوب می گردد.





سازه های متحرک یکی از دلمشغولیهای کالاتراوا در سالهای اخیر بوده است.نمونه طراحی های او برای مرکز Alcoy ، سقف پاویون کویت در نمایشگاه جهانی سویل ، ماشین سایه و طرحی که هم اکنون برای کلیسای جامع در حال اجراست نمونه ای از این طرحهاست. در نظر او ساختمانها نیز به مثابه جزئی از طبیعت می تواند در حال تغییر باشد. ایده های طرحهای متحرک او نیز عموما از طبیعت است؛ مانند پوشش پاویون کویت که استعاره ای از انگشتان دو دست می باشد، که به عنوان پوششی بر روی سقف گرد یکدیگر می آیند و سپس به سوی آسمان باز می شوند .



 


SOUTHPoint Pavilion




 


Church of year 2000


در پوشش سقف موزه میلواکی نیز می توان استعاره ای از بالهای یک پرنده را در طرح دید.این پوشش متشکل از24 فین متحرک در دو سوی محور اصلی می باشند.





به نوعی تحول این طراحی را به تحولی که جوزف پاکستون در طراحی کریستال پالاس ایجاد کرد تشبیه کره اند. کالاتراوا با طراحی و اجرای این سازه گامی بلند در جهت طراحی سازه های متحرک برداشته است.

3- تراس جنوبی:
تراس جنوبی در حقیقت مانند قسمت جلویی یک قایق طراحی شده است . چه پلان و چه خطوطی که در نما به کار رفته است همگی یاد آور یک قایق می باشد که در کنار دریاچه میشیگان قرار گرفته است.





سازه این قسمت شباهت فراوانی با سازه فرودگاه T.W.A. دارد. سانتیاگو کالاتراوا به خاطر استفاده مناسب از شیشه در این قسمت جایزه شرکت ((سلوتیا)) را از آن خود کرد.(البته این جایزه بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد تا معماری)



 


فرودگاه T.W.A. منبع عکس



4- نمایشگاه:
نمایشگاه که در حقیقت رابط ورودی با قسمت قدیمی موزه می باشد، از تکرار یک ساختار معین طراحی شده با فرمهای طبیعی طراحی شده است.این قسمت به علت نور نامناسب طرفین کاملا پوشیده طراحی شده است. نمونه این نوع طراحی را کالاتروا قبلا در اپرای والنسیا ، مرکز Alcoy و ... تجربه کرده است.این فضا ها حسی مانند حرکت در ستون فقرات یا قفسه سینه را برای انسان یادآوری می کند.



 


مرکز Alcoy




 


موزه میلواکی



به هر حال موزه هنر میلواکی جای خود را در میان بازدیدکنندگان به خوبی باز کرده است و به عنوان یک اثر معماری نیز راهگشای پروژه های جدیدی برای کالاتراوا در ایالات متحده گشته است.





منابع و ماخذ:

سایت کالاتراوا
یه مقاله عمرانی خوب با اطلاعات دقیق
یه سری عکسای خوب از موزه میلواکی
عکسهای در حال ساخت موزه میلواکی

تحلیلها هم شخصیه. منتظر نظرات کارشناسانتون هستم.
یا علی.

 

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۳/٥

کالاتراوا

سانتیاگو کالاتراوا والس

معمار اسپانیایی متولد والنسیاست.در رشته های مهندسی عمران و معماری تحصیل کرده و استاد ساخت پلهای معلق می باشد.او حدود 50 پل را در طول دهه اخیر طراحی کرده است. هرچند که اکثر این پلها در مقیاس عظیم مهندسی از نظر طول دهانه نیستند اما ساختار غیر معمول اکثر آنها نظر انسان را به خود جلب می کند.




پل Zubizuri -بیلبائو

حرکت نهفته ای که در اکثر این پلها نهفته است سبب ایجاد سازه ای پویا می گردد که انسان را دچار تحیر می نماید. هر چند کالاتراوا چندان نظریه پرداز بزرگی در زمینه معماری نمی باشد اما کارهایی بسیار زیبا بدون نظریه پردازیهایی پیچیده طراحی کرده است.معمار ی او برخلاف برخی از معماران کنونی به راحتی و بدون نیاز به اطلاع از نظریات شخصی معمار قابل درک است.
از دیگر ویژگیهای مهم در طراحی های کالاتراوا الهام گرفتن او از فرمهای طبیعی است. استفاده از منحنی ها درکارهای او فراوان به چشم می خورد. شاید به این دلیل که اکثر فرمهای موجود در طبیعت منحنی می باشند و حتی حرکاتی که در طبیعت صورت می پذیرد.(مثلا قانون کوریولیس در حرکت مایعات یا سطوح گاوس در الکتریسیته ) . من فکر میکنم این جمله که کالاتراوا معماری است که خط راست را دوست ندارد چندان درست نباشد اما جمله ای است که درباره او گفته می شود.




الهام از فرم چشم . ساختمان آسمان نما-والنسیا


اما فکر می کنم بهترین کار برای شناخت بهتر یک معمار این باشد که کارهایش را بررسی کنیم به همین دلیل به یکی از پلها و بعد از آن به بررسی موزه میلواکی می پردازیم:

BachDeroda





این پل در حومه شهر بارسلون بر روی راه آهن اصلی شهر ساخته شده است.عمق کم زمین و نیاز به ارتفاع 40 متر در وسط پل بر روی خط راه آهن دلیل ارتفاع گرفتن آرام پل از بستر زمین می باشد.با توجه به این مطلب که پل نسبت به دو سوی خود عمود نمی باشد طراحی آن نیز تحت تاثیر قرار می گیرد.سازه پل تشکیل شده از دو قوس داخلی عمود بر زمین و دو قوس خارجی مایل می باشد.که به وسیله عناصری شبیه اتصالات میان دنده ها به یکدیگر دوخته شده اند.به علت موازی نبودن لبه شروع و انتهای پل قوسهای در دو سوی پل نسبت به یکدیگر حرکت کرده اند. قسمت سواره رو و پیاده روی پل به وسیله کابلها به سازه متصل میشوند.
از مسائل قابل توجه در طراحی این پل طراحی مناسب قسمت میانی برای مردم پیاده می باشد.




BachDeroda یکی از چندین کار برتر کالا تراوا در زمینه پل سازی است که در عین زیبایی سازه با عملکرد مطلوب همراه گشته است.



Milwaukee Art Museum





طراحی ورودی موزه میلواکی به عنوان اولین کار کالاتراوا در آمریکا محسوب می شود . این اثر که به نوعی شباهت فراوان به قایقی در کنار دریاچه دارد که مرغی بزرگ نیز بر روی آن نشسته باشد، بی شک یکی از کاملترین طراحی های کالاتراوا محسوب می شود.در حقیقت این طرح به عنوان یک ورودی برای بخش قدیمی موزه که توسط سارینن (طراح فرودگاه ‏T.W.A. ) طراحی شده بود، نقش فراوانی در احیای دوباره این موزه ایفا کرده است و کم کم به عنوان نمادی برای شهر میلواکی محسوب می گردد.
این ساختمان به عنوان بهترین طراحی سال 2001 از سوی نشریه تایم برگزیده شد.ساختمان تشکیل شده از پل- پاویون مرکزی- تراس جنوبی- و نمایشگاه با پلان مستطیلی در قسمت شمالی موزه است.(برای تشخیص بهتر جهت ها یادآور می شوم که دریاچه در شرق اثر واقع است.) که بررسی جداگانه هر یک از آنها می پردازیم:

1-پل ورودی:





پل ورودی به مثابه دستی است که از سوی موزه به سمت شهر دراز شده است.سازه پل یک دکله می باشد که از دو سه به وسیله کابلها به پل و به سازه A شکل پاویون مرکزی متصل می باشد.تجربه ساخت پل عابر پیاده ترینیتی که آن هم یک دکله می باشد در طراحی هر چه زیباتر این پل به کالاتروا کمک کرده است.بحث سازه ای این پل بی شباهت به پل آلامیلو نیست ،هر چند که مقیاس این دو پل بسیار متفاوت است.




پل عابرپیاده ترینیتی- سالفورد- Trinity Footbridge





پل آلامیلو- سویل

ادامه دارد...

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۳/۱