خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

در باب ما و ارباب و مشابه سازی جریانات در رایانه...

سلام...

 

بسیار نمی گذرد از زمان پیشین که به روز نمودیم این خانه کج و ماوج را و زیاده حرف نوشتیم از کوچک مراسمی و می‌رفت که ملالت فراوان پدید آورد که فی‌الفور توبه کردیم و هرچه بود و نبود با فشردن مبارک دکمه ای محو کردیم، باشد که آمرزیده شویم.

درزمینه شعر بزرگمرد روزگار سعدی هم لازم به ذکر است که ما شعر را با خودش حال می نماییم صدای این و آن ربطی به ماجرا ندارد.اما هر که را هر چه به صلاح است.ما نظر خویش گفتیم. 

 

در مدتی که گذشت ما در معیت ارباب بصیری  و زیر سایه آن بزرگوار- که چه بشناسید و چه نشناسید ذکر نامشان بر ما واجب است -به امرCFD باغ معزز دولت آباد یزد گماشته بودیم. به گونه‌ی هر یک هفته نه، آن یک هفته بله!(همان یک هفته درمیان خودمان).و عمر فراوان در این راه رفت. اگرچه هرچه کردیم فی‌الجمله بر زمین سرد خوردیم اما به هر حال پریدیم که مرغ فاصله گرفته از دام باشیم و نه کفتر نشسته بر بام! قصد آن داریم تا مختصر شرحی دهیم ازآنچه بر ما گذشته است تا شاید دیگران را به کار آید که راهی را که ما رفتیم مجدد گز ننمایند و اگر بر آنند که چنین مرتبتی را بجویند راه پس از ما کامل نمایند.

 

 

 

و اما بعد....

 

 

 

به عرض می رساند که هراندازه در شمایل سازی نمونه دو بعدی کار آسان بود و روان و به سرعت درس‌آموز (Tutorial) می خواندیم و پیش می‌رفتیم به شبیه‌سازی سه‌بعدی و مش‌بندی آن چنان ناتوان گشتیم که همی نزدیک بود گریه بر ما مستولی گردد که ارباب شماتت فرموده گفتند:"همین که با مایی، پاسخ خود را گرفته‌ای، باقی همه بهانه است! هش دار که دیگران را از این ناکامی خبردار نباید شدن که آب رفته به جوی باز آید اما آبروی رفته را چنین نشاید. " سرخود بگرفتیم و عقده دل فروخوردیم که خسران مایه را طاقت باشد اما شماتت همسایه را خیر.

 

اما این گماشته Gambit با ما چنان کرده بود که نباید. خیالش که ما در دُوَل بیگانه‌ی کفار، اقامت گزیده‌ایم و کمر خدمت بیگانگان بسته‌ایم. هر زمان خود را به صلاح خود می‌بست و به ما نصیحت مراجعت به مشاور شرکت در ناحیه‌ی اقامت می نمود تا آن میزان که خلق را بر کار ما خنده آمد. آخر عزیز من! گماشته محترم! در این بلاد یافتن شما زیباروی،برای منِ کمترینِ پیاده، بسی مشقت دارد، ملازم و مشاور که بماند برای شما اجنبی‌ها.هرچه کردیم نشد و در نهایت امر این گماشته‌ی نافرمان به کناری نهاده، ره دیگر گماشتگان موجود گرفتیم. خود را هم راضی کردیم که " شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد." و شاید هم که چنین بود.

 

 

 

در این رهگذار ابتدا Ecotect را یافتیم در این منزل مجازی.محو رخسار و جمالش که "پدرجان شما دیگر چه مبارک شمایلی هستید و دو دست ابلیس را ازمیان بسته اید! و ... "، علی‌الخصوص که عنایت فرموده به فلوئنت خروجی صادر می‌فرمایید و من در این ایام که از عمرم رفته است بهتر از شما چه در قامت و رخسار و چه در عنایت و رفتار ندیده‌ام!

 

موقت نسخه(Trial)، از عالم مجازی بر این مُراد(نام رایانه شخصی ماست!) ریختیم که قواره‌ای داشت 32 مگابایتی و ما مانند محرومانِ وامانده با سیستم خط تلفون مستقیم توان ریزش آن را نداشتیم مگر به خریت و استقامت! بدان دلیل که هر دو خصایص مذکور و بخصوص خصیصه‌ی ابتدایی، در ما بوفور یافت می‌شود، این مهم صورت پذیرفت. با شادمانی فراوان گماشته را به کار واداشتیم و تلاش فراوان نمودیم به خروجی مناسب دریافت نمودن.هرآنچه کردیم کمتر یافتیم.پس به آنها گفتیم که چرا بدینگونه است و به ما چرا وعده دروغ می دهید و .....و احمدی نژاد و حق مسلم و اینگونه از کلام! و نزدیک بود که برویم خود سیدنی حقمان را بگیریم! که گذشت و    Oliver نامی که از متخصصین امر بود و خودش هم آنجایی بود، بر ما پاسخ داد که چه نشسته ای که ما هم همین را به این صانع نرم‌افزار گفته ایم و امر در حال پیگیری است.( این بحث بدین مکان قابل بررسی است). روی با آب دیدگان بشستیم و از Ecotect دست فرو شستیم و ضمن تاکید بر حق مسلم خود پای کنار کشیدیم. هرچند مهر این گماشته در دل ما بماند و در اول فرصت به ابتیاع  آن خواهیم کوشید و شما عزیزتر از جان را نیز به رویت و استعمال گماشته مذکور دعوت می‌نماییم.

 

مجددا روی به حضورGambit  آوردیم و عرض ارادت گفتیم و هرچه که توانستیم گشتیم و خواندیم، اما مراد حاصل نشد.هم ما خسته و هم ارباب و هم مراد (همان رایانه‌ی پیش گفته).

 

زانوی غم به بغل گرفته در دیار مجازی راندیم و پی گماشته ای مناسب گشتیم که از پس مش‌بندی نمونه 3 بعدی ما برآید.نتیجه آن شد که اندکی بعد به Airpak روی آوردیم و فهمیدیم در فروگذاری امر و دعوت به مشورت با کارشناس ولایت از Gambit اوضاعش خرابتر است.چندی بعد از این مکان فروریزی نسخه   Harpoon پیش گرفتیم، مفید فایده نشد.از آن جهت که اساتید محترمِ صاحبِ این گماشته، ما را امر کردند به ارسال نامه ای، باشد که ما را Licence دهند، اما ما نامه را دادیم و آنها پاسخ به ما ندادند که ندادند و ما چشممان بر Gmail سفید گشت.مثل همان نامه احمدی‌نژاد به جورج!

 

اما ما که اصولا در سماجت شهره‌ایم به عشق ورزیدن،مردی صاحبدل یافتیم کهAnsys  را پیشنهاد نمود آن هم از جنس CFX و  بگذریم که با چه بلایایی و همتی -که بیش از آن که از جانب ما باشد از جانب ارباب بود- این قلم جنس نایاب را در عالم مجازی نابکار یافتیم. نصب کردیم، بالا نماید که همانا licenece  می خواست و ما نداشتیم و هرچه کردیم افاقه نکرد!

 

در آن هنگام دو روزی بیش به زمان تحویل فرصت نداشتیم و دستی خالی داشتیم و تحقیقی فراوان.این شد که فی‌المجلس همگی توبه کردیم و روی نیاز به Gambit اندر آوردیم و ذهن از خیال بیهوده شستیم و به دوبعد از سه بعد قناعت نمودیم و حاصلی غیرعلمی منتشر کردیم،باشد که در جستی دیگر این بعد سوم را سرجایش بنشانیم ان شاء ا...که یک بار جستی مدلک و در همین مایه ها!

 

خلاصه که قومی به جد و جهد قصد کردند که بگیرند زلف یار و اصلا مطلع نبودند  که در زلف چون کمندش سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت!

 

در این میانه قریب به 500 صفحه و شاید بیش از این خودآموز خواندیم و مطالب فراوان آموختیم و برای تمامی آنها که در نظرمان قدری داشتند نامه نوشتیم و گاه پاسخ گرفتیم و گاه هیچ. روز و شب منتظر بودیم که نمونه سه بعدی ملبس به مش و آراسته به کیفیت بر ما حاصل شود تا بکنیم آنچه را که باید.اما تقدیر الهی بر آن بود که ناکام و مامور به انجام وظیفه همچنان پا بزنیم باشد که روزی دست بر اسب مراد یازیم!

 در گذار این سفر مجازی عناصری ذیصلاح یافتیم جملگی از بلاد فرنگ که پیش از ما بر چنین امری همت گماشته و نتایجی بسزا هم یافته اند. از آن جمله زیارت بفرمایید، اماکن مجازی زیر را:

 

 

 

 

http://dolphin.upenn.edu/~malkawi/html/RESEARCH_AppComputationalFD.htm 

 

http://www.gsfa.upenn.edu/bsg/flash.htm 

 

http://www-personal.umich.edu/~vjatuwat/Research.htm 

 

 

 

و نشانی هایی یافتیم در باب خودآموز و امثالهم که قابل زیارت است به مکانهای زیرین:

 Fluent: 

 http://www.ent.ohiou.edu/~juwt/HTMLS/fluent/fluent6/index.htm 

 

 

 

Gambit:

 

http://www.ent.ohiou.edu/~juwt/HTMLS/fluent/gambit2/html/modeling_guide/mgtoc.htm 

 

http://www.ent.ohiou.edu/~juwt/HTMLS/fluent/gambit2/html/modeling_guide/mg06.htm#post_plane_colormap 

 

http://cubit.sandia.gov/help-version10.2/cubithelp.htm#appendix/alpha/sculpting.htm 

 

 

 

Airpak:

 

http://www.ualberta.ca/dept/chemeng/package/FluentCDs/airpak-doc/airpak2.1/lib/help/html/tg/main_pre.htm 

 

http://www.ualberta.ca/dept/chemeng/package/FluentCDs/airpak-doc/airpak2.1/lib/help/html/ug/main_pre.htm 

 

 

 

 

 

التماس دعا از جمیع خوانندگان مطالب داریم و در اختتام کلام شما را رهنمون می شویم به خواندن این متن،که کتابش را گم کرده‌ایم و همین را هم از روی تکه کاغذی یافتیم، در جایی:

 

 

 

ابلیس.

 

ابلیس...

 

ابلیس... ، چقدر شیخ از ابلیس برایش سخن گفته است و وی را از دل سپردن به وسوسه های او بر حذر داشته . بین آسمانیان ، موحدی غیرتمندتر از او بر توحید دیده نمی شد. بیش از دیگر فرشتگان به عرش نزدیک بود و بیش از آنها صافی و مشتاق . ستاره ی خلقتش چونان الماسی بود که بر فراز خورشید ها می درخشید. و هنگامی که کمال مطلق تجلی کرد ، وی  سراپا شیفته او شد و چون بنده ی عاشق و غیرتمند ، دل به عبادت او نهاد ...از این رو، برای آن که عباداتش ویژه معشوق ازلی باشد ، زیر بار سجده کردن به آدم نرفت و به لعنت گرفتار آمد. یعنی لعنت و دوزخ را بر سجده بردن به غیر خداوند ترجیح داد... (وضوی خون- سیری در زندگی حلاج – صفحه 87)

 

 

 

 

 

و دیگر آنکه:

 

 

 

قومی متفکرند اندر ره دین

 

قومی به‌گمان فتاده در راه یقین

 

می‌ترسم از آن که بانگ آید روزی

 

که ای بی‌خبران! راه نه آن است نه این.

 

 

 

 

 

بدرود و همت و بلند و مردان و زنان روزگار! این ناکجاآباد کجاست؟

 یا حق.

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۳/٦