خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

از هرچه بادا باد!

سلام!

 

از آن زمان پیشین که نوشته ایم بسیار می گذرد تا به حال که بامداد سه شنبه است و در این مدت ما هزار و یک کار کرده ایم و صدها منزل مجازی دیده ایم و الان مانده ایم که چه بگوییم...الحمدلله!

 

از آنجا که نوشتن ما در این وبلاگ هم دیر و زود دارد و هم سوخت و سوز. بنابراین هیچ دلیلی برای نگرانی وجود ندارد که چه چیزی می نویسم و بدان علت که دو سه ماهی یک بار به روز می کنم به خودم حق می دهم که به اندازه ی چندین پست طولانی را هر دفعه بنویسم و صد البته شما می توانید برای حل این مساله یک مطلب را در چند فرصت جداگانه بخوانید و یا اصلا نخوانید و یا هرجور که صلاح می دانید اما لطفا از الفاظ رکیک استفاده نکنید.

 

 

 

صدالبته پیش از هر چیز به رسم این چند وقت چراغ سخن را روشن کنیم به معرفی چندین مکان مجازی جدید که یافته‌ ایم.

 

نخست این معمار و محقق فنلاندی که بیشتر از آن که از کارهایش لذت ببرم از تحقیقاتش لذت بردم. البته آنچه سبب معرفی دوست عزیز در اینجاست استفاده از حاصل تحقیقات در طراحی هایش می باشد که مار را خوش آمد و امید است شما را نیز خوش بیاید.

 

https://netfiles.uiuc.edu/vidar/www/pages/r_pjts.html

 

 

 

 

 

 

یک سری هم به اینجا بزنید. تا جایی که من فهمیده ام متعلق به دانشگاهی در اروپا باید باشد، شاید هم نباشد. مهم نیست که مال کجاست اما  به هرحال پایان نامه ها و مقالات خوبی دارد.به خصوص در زمینه مباحث نظری استفاده از شبیه سازی در طراحی معماری و انجام شبیه سازی توسط معماران:

 

http://www.esru.strath.ac.uk/

 

این پایان نامه شریف را از همین لینک مذکور دانلود کردیم و چه شب‌ها که مسرور نگشتیم از خواندن آن. خدایش عوض دهاد:

 

 

Christoph Andreas, Morbitzer, Towards the Integration of Simulation into the Building Design Process, PhD Thesis in University of Strathclyde, Department of Mechanical Engineering, Energy System Research Unit, January 2003. 

 

این یکی را هم درست و حسابی نخوانده ایم اما تا جایی که دیده ایم چیز بدی نیست: 

 

 

Luís Miguel Rosindo Prazeres, An Exploratory Study about the Benefits of Targeted Data Perceptualisation Techniques and Rules in Building Simulation, PhD Thesis in University of Strathclyde, Department of Mechanical Engineering, Energy System Research Unit, 2006. 

 

 

 

اینجا برای یک عمر مقاله وجود دارد در زمینه ی شبیه سازی. مقالاتی که در مجمع سالیانه ی شبیه سازی ساختمانی ارایه شده و من اگر زودتر خبردار می شدم لااقل می تونستم حمایت مالی برای تزهای دانشجویی اش رو در همایش امسال بگیرم که دیر پیدایش کردم: 

 

http://www.ibpsa.org/m_papers.asp

 

 

 

اینجا پروژه های منتخب سالیانه ی انستیتوی معماران آمریکا یا همان AIA خودمان است. به نظر من پروژه های بسیار قابل تامل و درس آموزی هستند و مدارک ارایه شده در این سایت و سایت های طراحان تا حد زیادی قابل فهم است. البته اکثر آن ها اگر در جایزه ی به اصطلاح "معمار سال" ایران شرکت می کردند احتمالا در همان مراحل اول به علت عادی بودن حذف می شدند. اگر قدیم ترها بود و من حال و انگیزه داشتم حتما تصاویر دو سه تای آن ها را اینجا می گذاشتم و درباره اش می نوشتم، اما این روزها فکر می کنم که فایده ای ندارد. ما که دیدیم هرکس دیگری هم خواست ببیند، برود ببیند و بخواند!

 

http://www.aiatopten.org 

 

آخرین نسخه نرم افزار شبیه ساز EnergyPlus هم منتشر شد و مثل سابق به صورت رایگان قابل دانلود است. اگر کسی هست که با این نرم افزار کار کرده و مطالبی درباره ی آن می داند ممنون می شوم که من را هم در جریان امور بگذارد. به شدت احساس نیاز می کنم و کمبود وقت دارم که بخواهم همه چیز را از صفر شروع کنم.

 

 

 

http://www.eere.energy.gov/buildings/energyplus/cfm/reg_form.cfm 

 

 

 

سایت راهنمای جامع طراحی ساختمان. درباره هر مبحثی که فکر کنید در طراحی موثر است، لااقل خرده مطالبی دارد مفید فایده:

 

http://www.wbdg.org/design 

 

این هم بد نیست:

 

http://www.buildingscience.com/index_html  

 

 

 

این لینک یک گزارش تصویری است از داخل یک مرکز قلب، اگر کسی خواست یک موقعی بیمارستانی، چیزی طراحی کند به دردش می خورد.

 

http://visualtour.com/shownp.asp?T=884091  

 

 

 

برای یکی از دوستان که درباره مسکن موقت کار می کرد دنبال نمونه می گشتیم که رسیدیم به اینجا. به خصوص پروژه ای را که شیگرو بن طراحی کرده حتما ببینید که این آقا به نوعی از خوبان روزگار است.

 

http://www.openarchitecturenetwork.org/taxonomy/term/82 

 

 

 

اینجا پر از موردپژوهی هایی است که اگر برخی از آنها همچین هم پایدار نیستند لا اقل دوست داشته اند که باشند!

 

http://www.arch.hku.hk/research/BEER/casestud.htm  

 

 

 

و اما:

 

1- برای من این قضیه ی جست و جو در اینترنت بسیار جالب شده است. اینقدر مطالب زیاد است که شما در هنگام جستجو کردن کاملا اتفاقی ممکن است بهترین منابع ممکن را به خاطر اینکه مثلا تعداد بازدیدکننده کمی داشته و یا اینکه کلمات کلیدی متفاوتی با آنچه شما فکر می کنید دارد هرگز پیدا نکنید و یا برعکس. یک جورهایی دوباره آدم باید چشم به درگاه الهی داشته باشد که خدای تعالی واژه مناسب را در ذهنش قرار دهد و یا اینکه چشمش در میان هزار ویک لینک یافت شده -که در نگاه اول خیلی هم اطلاعی درباره شان ارایه نمی شود- لینک مناسب را ببیند...مثل کشاورزهایی که چشم به آسمان داشته اند که بارانی بیاید، در هنگام جستجو هم بد نیست آدم چشمی به آسمان داشته باشد تا لینک مناسب بیاید!...البته می دانم این مطلب تاحدودی به علت ضعف مراکز اطلاعات در ایران هم هست. اما به هرحال کمی تا اندکی هم که وجود داشته باشد، خیلی مهم است. این همه اتفاقی بودن و نیازمندی در اثر فراوانی بیش از حد و نه کمبود...نمی دانم!

 

نتیجه گیری اخلاقی: خدایا به امید تو!

 

 

 

2- درنظر داشته باشید که من آدم بدبینی هستم...شاید به همین علت است که احساس می کنم مطابق تمامی اصول و قوانین جاری در تاریخ و دنیا می باید یک بلایی لااقل  بر سر ما قوم تهران نشین بیاید. من هربار که می روم و می آیم و رفتار جاری را می بینم، بیشتر منتظر یک بلای آسمانی می شوم... احساس می کنم قوم عاد و ثمود را داخل جیبمان گذاشته ایم. فکر می کنم فقط به خاطر نوع رانندگی وحشیانه ای که در تهران جریان دارد و هیچ کس به هیچ کس رحم نمی کند، مستحق عذابیم. به خاطر حیف و میل راحتی که می کنیم... به خاطر ظروف یکبار مصرفی که اینقدر راحت دور می اندازیم... به خاطر دروغ هایی که راحت می گوییم و کک مان نمی گزد و به خاطر خیلی چیزهای دیگر که همه می دانیم... نمی دانم... من می دانم که فقط خیلی بدبینم و این روزها این مطلب بیش از پیش در من نهادینه شده است... می بخشید!  

 

 

 

3- بنا به اینکه کشورهای مجاور و غیر مجاور- به قول اخبار رادیو- دم به دقیقه مفاخر علمی و فرهنگی ایران زمین را می دزدند و ما هم به علت روابط بین المللی همه جانبه ای که داریم و اصلا منزوی نیستیم و به همت رییس جمهور عزیزتر از جان، آمریکا را هم کاملا منزوی کرده ایم! به کلیه کسانی که به عنوان دانشگاهی، ادیب و یا هرچیز دیگری از این مملکت می روند و امیدی به نام آور بودنشان هست، پیشنهاد می کنم که پسوند "ایرانی" و یا نام یکی از شهر محل تولدشان  را به انتهای اسم و فامیلشان اضافه کنند وگرنه فردا اگر آنگولا آمد و ا ادعا کرد که این آدم آنگولایی بوده نه ایرانی، در آن دنیا ناراحت نشوید و از دولت و نوه و نتیجه تان هم انتظاری نداشته باشید که با توجه به انزوای کامل آمریکا در محافل فرهنگی و سیاسی، کاری در این مورد از دست کسی برنمی‌آید.

 

... در همین رابطه چون بحث مولانا داغ است و چون در این مجال سال مولانا و اعزام حاجیان بر هم منطبق شده است، می فرماید که:

 

ای قوم به حج رفته کجایید، کجایید؟/ معشوق همین جاست بیایید، بیایید!

 

مطلب دیگر در همین رابطه اینکه در قفسه ی کتاب های من دیوان حافظ و کلیات سعدی و مثنوی معنوی مولانا و غزلیات شمس ایشان در کنار هم قرار دارند و در یک نگاه می توان فهمید که اگر از بقیه آثار مولانا هم بگذریم، چه چانه ای داشته اند این حضرت مولانا! ماشاءا... .

 

 

 

 

4-  و اما در باب اشعار و ابیات جدید به عرض می رساند که:

 

ابتدا در این ابیات اعتماد به نفس رو داشته باشید:

 

ای صبا از من بگو فرهاد بی بنیاد را/ در میان عشقبازان تخم ننگی کاشتی!

 

از برای عشق شیرین کوه می کندی زجای/ تیشه آهن چرا؟ آخر تو مژگان داشتی!

 

 (منبع: یکی از شنبه شب های رادیو پیام، محمد ابراهیمیان)

 

 

 

ویک بیت هم از آقای صالح اعلا:

 

اگر چه هیچ ندارم سر کلی دارم/ چو شب شود به سر خویش مشعلی دارم!

 

 

و غزلی از فاضل نظری که ساعد باقری دوشنبه شبی در رادیو پیام خواند و ما را خوش آمد:

 

 سفر بهانه‌‌ی دیدار و آشنایی ماست

 

از این به‌بعد، سفر مقصد نهایی ماست

 

در ابروان من و گیسوان تو گره‌ای است

 

گمان مبر که زمانه گره‌گشایی ماست

 

خرابتر ز من و بهتر از تو بسیارند

 

خود این دلیل بر آغاز بیوفایی ماست

 

به روز وصل چه دل بسته‌ای که مثل دو خط

 

به هم رسیدن ما نقطه‌ی جدایی ماست.

 

5- در پایان هم من می خواهم از "سپهر معتقد" تشکر کنم که وقتی امشب کامنتش را اینجا دیدم کلی عرق شرم از رویم رفت... خیلی ناجوانمردانه بود که تابه حال من یادی از این موجود دوست داشتنی، صادق و پرتلاش نکرده ام. این را آخر نوشتم به خاطر اینکه اگر کسی کل مطالب را هم نخواند، اول و آخرش را می خواند. عرض شود که  اگر ایشان نبود ما را هم احتمالا با این مطالب کاری نمی بود. هر چه باشد بدون شک خط شکن استفاده ی از این نرم افزارها در میان معماران در ایران سپهر معتقد است و ما هر چه می کنیم در ادامه یافته های اوست... می خواهم از حمایت های مادی و معنوی این موجود دوست داشتنی تشکر کنم. دم و باز دمش سالیانِ سال، گرم باد! ...یادتان نرود که من آدم بدبینی هستم.

 

 

6- 6تای 52 ! 

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/۱٩