خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

یک نفر باید این کتاب را ترجمه می کرد...خورشید، باد و نور: استراتژی های طراحی

بالاخره یک نفر باید این کتاب را ترجمه می کرد. آقای سعید آقایی از زحمتی که کشیدید سپاسگزارم. از طرف خودم و تمامی کسان دیگری که این کتاب را خواهند خواند.

کتاب ارجمند SUN, WIND AND LIGHT: Architectural Design Strategies کتابی بسیار کاربردی است برای تمام کسانی که دغدغه های محیطی را در طراحی معماری دنبال می کنند. شاید مهمترین ضعف نسخه ی اصلی کتاب در این مملکت تعداد بالای تصاویر و دیاگرام های آن باشد. مطلبی که اکثر دوستان را از خواندن متن اصلی غافل می کند. در کنار این تصاویر نمودارها و جداولی بر اساس محاسباتی دم دستی آورده شده است که بسیار راهگشاست. کلا این کتاب های میان رشته ای کتاب هایی دوست داشتنی هستند و نوشتن آن ها تسلطی چند سویه را می طلبد.

از آن جا که شاید مترجم کتاب اتفاقی از اینجا بگذرد و این مطالب را بخواند چند خطی هم برای بهترشدن کتاب در ترجمه های بعدی:

اولین مساله ای که خیلی به ترجمه ضربه زده است چاپ عمودی کتاب است. تغییر ساختار افقی کتاب اصلی به حالت عمودی هم صفحه بندی کتاب را با مشکل روبرو کرده است و هم حافظه ی تاریخی آدم را دستکاری می کند. طرح روی جلد هم همین مورد را دارد. به خود طراحی که به نظرم ضعیف است کاری ندارم، این جلد هیچ نشانه ای از جلد کتاب اصلی که به نظر من خیلی شکیل هم هست ندارد و میزان ایرانیزه کردن آن خیلی زیادی است. صفحه بندی عمودی حتی باعث حذف برخی از دیاگرام ها شده است که به کیفیت کتاب ضربه می زند. برخی از نمودارها هم نود درجه چرخانده شده اند و مثلا وقتی در کتاب نوشته شده است از سمت راست نمودار منظور پایین نمودار است و الی آخر. البته این در برخی ار نمودارها صادق است نه در همه ی آن ها.

کتاب اصلی از حیث صفحه بندی بسیار چشم نواز است و یکی از علت های اصلی آن انتخاب فونت های مناسب است. مساله ای که در نسخه ی فارسی آن محدود به انتخاب چند فونت متفاوت است در حالیکه تناسبی میان نوع و اندازه های آن ها نیست. یکی دیگر از این نمونه ها انتخاب فیلتر نامناسب برای سرفصل هر استراتژی است که آدم را یاد کتاب هایی پایین تر از سطح این کتاب می اندازد. 

 

از بحث های تصویری که بگذریم کلیت ترجمه تا حد زیادی یکدست و قابل قبول است. اگرچه در بعضی از موارد جمله بندی چندان فارسی نیست و مثلا فعل ها در اول جمله آورده شده است. در برخی از موارد هم بدون مراجعه به متن اصلی فهم مطلب سخت می شود. در برخی از موارد احساس می شود که ترجمه بیشتر لغت به لغت است و مترجم معنی ماجرا را کامل درک نکرده است.

یکی ازدیگر ضعف های عمده  ی کتاب عدم ذکر معادل انگلیسی واژه ها به صورت زیرنویس است. باید قبول کنیم که استفاده از زبان فارسی در محدوه هایی این چنینی چندان رایج نیست و هرچه واژه گزینی های جدید هم مناسب باشد لازم است تا معادل اصلی آن ها هم در کتاب آورده شود. اضافه کنید برخی از فارسی نوشتن هایی که کاملا نامانوس هم باشد. مثل چالرز کورآ که در متن کوریا نوشته شده است.

غلط های نگارشی و حتی تایپی در کتاب زیاد است. اما آزاردهنده نیست. ساده ترین موارد که بارها هم تکرار شده است، چسباندن "ها"ی جمع به واژه های بیگانه است و از  همان جلد کتاب شروع می شود در تایپ استراتژی ها. دیگر استفاده از ویرگول است که بارها در جاهای نامناسب آورده شده است. عدم استفاده از "نیم فاصله" هم یکی دیگر از این مسایل است.( بگذریم که من هم که الان با ادیتور پرشین بلاگ تایپ می کنم به علت ناکارآمدی این ادیتور نمی توانم از نیم فاصله استفاده کنم).

برخی مطالب هست که تفاوت میان یک ترجمه ی نفیس و یک ترجمه ی معمولی را مشخص می کند. این ترجمه از این حیث معمولی است. مثلا در ترجمه ی هر دو کلمه ی Cool , Cold از واژه ی "سرد" استفاده شده است و ماجرا وقتی بدتر می شود که این دو واژه دو ردیف متفاوت از یک جدول را مشخص می کنند... در هر دوی آن ها نوشته شده است سرد و پیشنهادات متفاوتی داده شده است! می شد با انتخاب واژه ی "خنک" به جای Cool این تمایز را بهآسانی نشان داد و یا لااقل در صورت ناتوانی در واژه گزینی مناسب، اصل واژه ها در زیرنویس آورده می شد.

و یک پیشنهاد برای چاپ بعدی دارم. ای کاش ضمایمی برای کتاب بیاورید که مقیاس مطالب کتاب را برای خواننده ی ایرانی قابل فهم کند. نمودارهای شهرهای آمریکا دردی را از کسی دوا نخواهد کرد و میزان تابش آفتاب در میسوری همچین خیلی غیرقابل تصور است. همچنین است میزان سرانه ی مصرف برق در خانواده های آمریکایی...شاید زیاده طلبی باشد و می دانم که این تکلیف یک مترجم نیست اما حیف از این کتاب است که اینگونه بماند.

گزیده ی کلام اینکه با این توضیحات اگر به متن اصلی کتاب دسترسی دارید و زبانتان در حدی هست که خود ترجمه مساله ی اصلی نشود، من خواندن نسخه ی اصلی را پیشنهاد می کنم. هرچند ترجمه هم همانطور که نوشتم ترجمه ی خوبی است و ارزشمند. به هر حال اگر یک منبع خوب می خواهید حتما این کتاب را بخوانید خواه خودش و خواه ترجمه اش.

 

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۳۱

این آقای بهنود دوست داشتنی...

فکر خواندن هر مطلبی را کرده بودم در سایت آقای بهنود جز این یکی را: اینجا.

من که کلی لذت بردم، شما را نمی دانم. به خصوص تصور خنده دار نشستن هوشنگ ابتهاج و مسعود بهنود و داوود رشیدی در میان جوان هایی که امروز من بعد از بازی در خیایان دیدم، خیلی ترکیب شاهکاری می شد. فقط فکر کنید آقای ه.ا.سایه ریش هایش را رنگ قرمز کرده باشد...

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢۸
تگ ها : متفرقه

به مناسبت سال شکوفایی و نوآوری(2)

 مساله:
اگر از ساعت ۲۰:۱۵ هر ۱۵ دقیقه یک قطار به میدان امام خمینی وارد شده و آن را به مقصد میرداماد ترک نماید. آخرین قطار پیش از ساعت ۲۳ ایستگاه را در چه ساعتی ترک خواهد نمود؟
الف)۲۲:۴۰ ب)۲۲:۴۵ ج)۲۲:۵۰ د)۲۳:۰۰

پاسخ: اگرچه اکثر شما به علت استفاده از روش های سنتی گزینه ی (ب) را انتخاب نموده اید اما پاسخ صحیح گزینه ی (ج) می باشد. به تصویر زیر توجه کنید:



از اون جهت!


پ.ن.: دوستی که نظرات خصوصی فرستادید آی.دی. تون نیست که من بخوام جواب بدم بهش. به آدرس Sadeghipour@gmail.com مطالبتون رو بفرستید...

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢٥
تگ ها : متفرقه ، عکس

... باش تا صبح دولتت بدمد!

من یک مدتی بود که فکر می کردم باید یک جزوه ای بنویسم . یک جور روش تدریس کاربردی برای معماری همساز با اقلیم. با محوریت این ماجرا که معماری همساز با اقلیم از ابتدای طراحی آغاز می شود و ابزار خودش و اصول خودش را دارد و  اینقدر که فکر می کنید/می کنیم کیلویی نیست که نیست. و اینکه تا یک مسایلی را ندانی حق نداری به هر ******ی که می کشی بگویی معماری همساز با محیط و پایدار و اکولوژیکال و سبز و مابقی مسایل. البته چون من خدای شتران خودم هستم به قول عبدالمطلب و کعبه خدای خودش را دارد، رفتیم پی شترداری خودمان که خیلی هم خوب بود.  اما چون اینجا هیچ غری هم به جان کس نزده اند و هم مطالب را بسیار مناسب نوشته اند بروید اینجا  و عنایتی به لینک های سمت چپ صفحه داشته باشید و بعد خودتان کلاه خودتان را بی خودی برای خودتان قاضی کنید...خلاصه که دستشان درد نکند و شترهایشان را زیاد کند!

(در این جا نویسنده کلی غر می زند به جان همه از جمله خودش و بخوانید ادامه ی ماجرا را که)... ببخشید البته که جسارت می کنم به حضور انور حضرات والامقام. امیدوارم که با سعه صدر و فهم بالایی که دارند جسارت این حقیر سراپا تقصیر را که ناشی از جوانی و جاهلی و تند مزاجی است ببخشایند.

اما در ادامه اینکه اگر کسی دغدغه معماری متکی بر محیط را دارد و حال و توانایی ترجمه کردن یک کتاب را نیز و امکان چاپ کردن آن را هم ایضا، من کتاب EcoHouse: A Design Guide را به ایشان پیشنهاد می کنم که بسیار به درد بخور خواهد بود و توهم زدایی فراوانی را هم می تواند برای جمع کثیری از فعالان بی شمار عرصه ی معماری قشنگ تر از پریای این مملکت در پی داشته باشد، البته اگر فرصتی و نیازی برای مطالعه باشد!

 

 

ü Please consider the environment before printing this post!
  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٧

که لطف اگر نکند مدعی خدا بکند!

این روزها خیلی اوقات می خواهم بنویسم. اما همیشه به مشکلات فلسفی می خورم که برادر من برای که می خواهی بنویسی؟ برای خودت!

اصولا نمی دانم مثلا برای چه کسی اهمیت دارد که من از اکوتکت به NIST خروجی گرفته ام و نتایج چندان قابل قبول نیست چون به جای مدل K-epsilon با مدل LES حل می کند...یا مثلا به ابن نتیجه رسیده ام که استفاده از شبیه سازی (Simulation) در طراحی معماری مثل سواری گرفتن از اسب است. اگر اسب سوار باشی به مقصد که می رسی هیچ، خیلی پیش تر هم می روی وگرنه یا می روی به ناکجا آباد و یا با مخ می خوری روی زمین...

... یا اینکه شبیه سازی تا هنگامی در طراحی کاراست که خود مساله ی اول نباشد! یا اینکه من یک فصل جدید به پایان نامه اضافه کرده ام و می خواهم بحث های تئوری خودم را عملا امتحان کنم و دغدغه هایم را بگویم که مثلا فلان و بهمان! خوب که چی؟

مثلا برای کسی جذاب است که نرم افزار CFD ساختمانی به نام FLOVENT وجود دارد و هزینه ی یک ساله ی آن تازه در حالت دانشجویی 1200 پوند است! یعنی 2400000 تومان؟ و این نرم افزار می تواند خیلی کار راه انداز باشد و حتی تابش را هم می فهمد!

... من یک تعدادی آدم هم درد پیدا کرده ام و این مساله خودش خیلی مثبت است. اینجا را ببینید. این مسایل را ترجیحا در همان جمع مطرح می کنم که لااقل حرف هم را بفهمیم. 

... خلاصه که به این نتیجه رسیدم که از حواشی نوشتن اینجا خیلی از همه چیزهای دیگر مفیدتر است. چون اصل ماجرایی که این روزها من درگیر آن هستم، چیزی نیست که بخواهد این روزها برای معمار و یا خواننده ی فارسی زبانی اهمیت داشته باشد و آب در هاون کوبیدن هم با اصول بهینه سازی مصرف انرژی جور در نمی آید...بگذریم!

بنابراین بخوانید این حواشی را:

* امروز که جمعه بود و من می توانستم با خیال راحت کارهای پایان نامه را پی بگیرم، فایل کتاب Ecohouse: a design guide را باز کردم که باقیمانده ی کتاب را بخوانم، اتفاقی چشمم خورد به مقدمه ی این خانم Susan Roaf برای چاپ سوم. من اصولا حال خواندن مقدمه ی کتاب را ندارم اما این بار حسم گرفت که ببینم چه گفته این بنده خدا...و حق بدهید که هم شوکه بشوم و هم لذت ببرم که نوشته اش را با این ابیات به پایان برده باشد:

The Moving Finger writes; and, having writ,

Moves on:

nor all your Piety nor Wit

Shall lure it back to cancel half a Line,

Nor all yourTears wash out a Word of it.

Omar Khayyam

Born: May 31, 1048 in Nishapur, Iran : Died: December 4, 1131

 که فارسی آن اگر اشتباه نکنم این رباعی بوده است:

از رفته قلم هیچ دگرگون نشود / وز خوردن غم بجز جگر خون نشود

گر در همه عمر خویش خونابه خوری / یک ذره از آنچه هست افزون نشود

 

* این را هم مدت هاست می خواهم اینجا بگذارم، حکایت درد مشترک است، بسیار لطیف مطرح شده است اما. نوشته ی دانشجوی طراح تازه فارغ التحصیلی با نام Selina Hull:

منبع

...............آمین!

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٢