خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

شبانه

هرچند که فکر می کردیم امشب ساعد باقری بیاید رادیو پیام و حالی ببریم و تا رادیو را روشن کردیم، صدای سهیل محمودی آمد که: بالا بالا بالاتر... هرچی بالاتر بهتر!

هرچند که کارمان تمام نشد و این شارت ادامه خواهد یافت تا شنبه صبح...

هرچند که خیلی زود مخمان از کار افتاد و بهره وری پایین تر از آنچه بود که در نظر داشتیم...

به هر حال اما شب بیداری لذت خاص خودش را دارد. به خصوص برای منی که مدتی است شب هایم را به بیداری خمارآلود ساعت های اولیه ی صبح فروخته ام. این نه ماه هم تمام می شود و من شب هایم را پس می گیرم برای خودم...

عاشقان وقت نماز است، اذان می گویند...

 

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٢٧
تگ ها : واگویه ها

...اکنون نوبت ماست

من نمی دانم که چگونه می باید شکر نعمت به جای آوریم که در زمانی می زییم که تا این حد آسان به دستاوردهای دیگران دسترسی داریم...اگرچه ممکن است آخر قصه فرقی نکند... اما به هرحال ارزشش را دارد!

نازنین!

داس بی دسته ی ما

سال ها خوشه ی نارسته ی بذری را برمی چیند

که به دست پدران ما بر خاک نریخت

کودکان فردا

خرمن کشته ی امروز تو را می جویند

خواب و خاموشی امروز تو را

در حضور تاریخ،‌در نگاه فردا

هیچ کس بر تو نخواهد بخشید...

مجتبی کاشانی،شعر خویش را باور کن از کتابی به همین نام.

به نقل از مقاله ی اکنون نوبت ماست، نوشته ی دکتر غلامرضا کیانی، نشریه ی گزیده ی مدیریت، سال نهم، شماره ی ٨٠، ٩۴-٩٠، فروزدین ١٣٨٧.

 

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٢٦

ای پیت حلبی پای دربند...

به نظر من که خیلی آدم های فضولی هستند که به ساختمانهای مجاور کار دارند:

In an urban environment, using a highly reflective glazing simply makes the reflected solar radiation someone else's problem. There have actually been cases where an existing building owner has successfully sued the developers of a new building and made them pay for additional air-conditioning because of reflected radiation. Thus, in many parts of the world where solar radiation is likely to be a problem, councils place restrictions on the maximum allowable reflectivity of external glazing.

اما اگر روزی برسد که در این مملکت هم چنین قوانینی رواج یابد، من شخصا طراح این پیت حلبی  موجود در صادقیه را که به برج گلدیس موسوم است، می کشم دادگاه و اگر بهم بگه موقع طراحی این به چی فکر می کرده از شکایتم صرف نظر می کنم! ...باور بفرمایید.

ای پیت حلبی پای در بند...

منبع عکس

 

و اما شیخ ما با کمی سکته و اشکالات وزنی در حالیکه اصرار به توجه به معنی داشتند، فرمودند:

عمری دگر بباید بعد از وفات ما را / کین عمر طی نمودیم اندر شارٍت کاری!

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٢٢

ساختمان هایی که همه جا سبز می شوند!

در راستای سبزی پرشین بلاگ و اینکه ما اصولا حامی جریانات سبز و اکولوژیک و پایدار هستیم خلق الساعه در همین ساعت که ناگهان بیدار شدیم و ناگهانی تر فهمیدیم چنین ماجرایی در جریان است، تصمیم گرفتیم که یک مطلبی بنگاریم در این راستا و نه البته تخصصی...

این که چرا می نویسم؟

یکی از دغدغه هایی که هم اکنون برای معماری همساز با محیط ارزشمند شده است و البته همیشه مهم بوده است، درگیر کردن عموم مردم با این مساله است. بالا بردن آگاهی اجتماع در همه سنین. مثلا در همین مسابقه ارجمند دهگانه ی خورشیدی همین ماجرا ١٠٠ امتیاز دارد و خوب واقعا هم باید داشته باشد. اینجا را ببینید. پس ما هم می نویسیم که همگان بخوانند...

دیگر اینکه برای خودم می نویسم که از این به بعد هرکس به من گفت که مگر این ماجراها به معماری هم ربط دارد؟ ارجاعش بدهم به اینجا و بگویم تا حدی! شاید؟ و یا خودت چی فکر می کنی؟

و  خوب اصلا مگر دلیل می خواهد...دوست دارم که بنویسم!

و اینکه معماری را چه به سبزی و اینها؟! شما نما برای ما طراحی کن که گل و بلبل باشد و یا همان شما معماریت را بکن!

من در ایران آمارش را نمی دانم، اما در آمریکا که آمار موجود است ۴٨ درصد کل تولید گازهای گلخانه ای در صنعت ساختمان تولید می شود. از تولید مواد اولیه بگیرید تا ساخت و ساز و سکونت و تخریب...این سایت را نه تنها به خاطر اینکه منبع این حرف است، بلکه برای رضای خدا نگاه کنید: معماری ٢٠٣٠. ربطی به اخبار 20:30 هم ندارد ابدا!

این ها یک هدف بسیار مناسبی دارند در این شرایط، که تا سال ٢٠١٠ تولید گازهای گلخانه ای را در ساختمان ها به ۵٠ درصد برسانند و تا سال ٢٠٣٠ ساختمان هایی بسازند که اصطلاحا Carbon Neutral باشد. فارسی اش یعنی گاز گلخانه ای بی گاز گلخانه ای!

چند لحظه ای لطفا متخصص بازی در نیاورید و از فردا هرکس را می بینید نگویید که اگر ساختمان ها عایق شوند فلان و بهمان... این شعار تحققش اینقدرها ساده نیست و یک روند جامع و همه جانبه نگر (Integrated) را می طلبد و با عایق کردن و این ها به دست نمی آید و صد البته که یکی از صدها شاخصه عایق مناسب است. یک مطلب کلی اما مناسب در همین سایت هست که اگر یک آدم سبز هستید ببینید و بخوانید. چه متخصص باشید و چه نباشید! اینجا. من نمی دانم در ایران چرا تا می گویی انرژی در ساختمان همه می گویند عایق! مساله از طراحی شروع می شود که در ادامه شرح خواهم داد.

یک شعار مناسبی هم دارند عزیزان ما در USGBC که می شودU.S. Green Building Council و آن اینکه می فرماید:

Become the solution... Join the USGBC!

قسمت دوم را بی خیال ... اما اولی خیلی مهم است. آدم باید خودش هم جزیی از راه حل باشد. یعنی به جای شعار واقعا بیشتر پیاده راه بروید و ماشین بیرون نبرید و سختی هایش را بپذیرید (من هم در تهران زندگی می کنم و این را می گویم). در دفتر مبارک از سر صبح چراغ روشن نکنید، با 300 لوکس روشنایی اکثر کارها قابل انجام است و آسمان در حالت ابری 85000 لوکس روشنایی دارد! این تلویزیون رادیو نیست. اگر می خواهید یک چیزی قارقار کند وسیله ی کم مصرف تری را روشن کنید. تنظیمات رایانه تان را روی Energy Saving تنظیم کنید و وقتی می خواهد مونیتور را خاموش کند که انرژی کمتری مصرف شود و کاری هم ندارید ماوس مبارک را بیهوده نتکانید! از جلوی کامپیوتر هم که می روید نگذارید برای اعلان عمومی همینطور روشن بماند که همه فیض ببرند! و همین مسایل ساده. خلاصه که خودمان باید قسمتی از راه حل شویم.

این همه انرژی طبیعی و انرژی طبیعی می کنید اصلا چقدر مگه انرژی هست!؟ اینا همه شعاره بابا!

این مساله را در راستای تئوری های توطئه مطرح می کنم. از این مباحث که "این ها خودشان مصرف می کنند به ما می گویند نکنید... این حرفا برای اینه که ما جهان سومی ها رو سر کار بذارن! " و مانند اینها... این تصویر از نوشته های آقای ادوارد مازریاست که من خیلی دوستش دارم و آدم اهل فن و اهل عملی است و معمار هم هست.

مقایسه کنید میزان انرژی مصرفی را که آن قرمزها هستند با میزان تابش خورشیدی بر سقف و نمای جنوبی ساختمان که زرد و نارنجی ها باشند. و من هم می دانم البته که بحث سرمایش داریم و اینکه کی این می تابد و ما کی انرژی می خواهیم و امثالم اما این ها هم راه خودش را دارد...

مساله از طراحی شروع می شود

قبول! انرژی هست و صنعت ساختمان هم خیلی گاز تولید کن است، آن هم از نوع گلخانه ای. به معمار جماعت چه؟ مگر ساختمان مهندس تاسیسات ندارد!؟ اگر سایت 2030 را که آن بالا معرفی کردم دیده باشید این سوال را نمی کنید. پس بروید ببینید. من نمی توانم ماجرا را تخصصی نکنم و توضیح بدهم. تازه آن ها بهتر از من توضیح داده اند. پس چه تلاش بیهوده ایست؟

فقط بدانید که جایی که ماهیت ساختمان شکل می گیرد و با کمترین هزینه می تواند قابلیت های مورد نیاز را داشته باشد مرحله ی طراحی است ولاغیر. این نمودار هم همین را می گوید (منبع):

اگر اینقدر خوب است پس چرا خبری نیست؟

ایرانی هایش اینکه: اصلا این مساله اهمیت ندارد، دارندگی و برازندگی و توهم از سوی دیگر! یکبار در یک پلاتری به بنده خداییکه پلات ما را اشتباه گرفته بود گفتم،پشت همین قبلی بگیر حروم نشه. گفت: ببینم می خوای نماینده ی مجلس شی؟...ما کشور فقیری هستیم و ذخایر زیرزمینی در پایین هرم ثروت است. خیلی بیشتر از بقیه باید به فکر باشیم اما توهم مرز پرگوهر سراسر وجودمان را گرفته است. غافل از اینکه نه تنها توانایی استفاده از این گوهرها را نداریم، با این شرایط گوهری نخواهد ماند... قیمت سوخت فسیلی مفت مسلم است و هر راهکاری که بسنجی دوره ی بازگشت سرمایه، بسیار بالا خواهد بود...سطح آگاهی عمومی پایین است و حتی از آدم های متخصص هم انتظار چهار کلمه حرف حساب را نداری و نگاه ها جزیی نگر است...اصلا کسی نمی داند این ماجراها هست که از معمار این ماجرا را بخواهد...آمار درست ودرمان وجود ندارد و ادامه ی ماجرا...

و اما اگر یک نفر آدم خیرخواه هم پیدا شود و بخواهد در این راه گام بردارد و بداند که این مسایل هم هست و از عایق هم ذهنش فراتر رفته باشد و به ما معمارها مراجعه کند معمولا ماجرای پایینی پیش می آید. (اگر معمار نیستید این پایینی را رد بدهید که برای ما بد می شود!)

ما معمارها گندش را در می آوریم!

خیلی از ما معمارها شومن (Show man) هستیم. دوست داریم یک جوری باشیم ولی نه حاضریم و نه وقتش راداریم که بهایش را بپردازیم. ما ادا در می آوریم و درباره معماری مدرن و پست مدرن که مسایل خیلی ساده تر بود و مسایل فرمی عملکردی، این کار را کرده ایم. چه برسد به معماری همساز با محیط که یک کار گروهی پیچیده و مبتنی بر علم است. 

خالی نبندید! نه باد به حرف شما حرکت می کند و نه خورشید در موقعیت و زاویه ای که شما تعیین کنید حرکت می کند. این عناصر تصمیم خود را گرفته اند. تصمیماتشان هم موجود است. من البته عذر می خواهم که بدون هماهنگی ما معمارها که ایده هایمان دارد منفجر می کند سبزی را این مسایل پیش آمده. اماقبول کنید که  رئیس کس دیگری است...با چهارتا فلش و دیاگرام غلط و یک فصل مشخصات اقلیمی کار شما سبز نمی شود مگر مثل قارچ کنار خیابان! به چهارتا فتوولتاییک و گلخانه و کلکتور هم نیست. ماجرا ذات ساختمان است.

و اگر بخواهیم جدی باشیم باید قبول کنیم که این کار، کار سختی است. سواد خاص خودش را می خواهد و ابزار خاص خودش را دارد. اگر بلد نیستیم دلقک بازی درنیاوریم بهتر است.

و اما گول نخوریم...این ساختمان های پرهزینه و پرزرق و برقی که تازگی ها برچسب پایداری بر خودشان می زنند، عشوه گری کوتاه مدتی خواهد بود و ماه پشت ابر نمی ماند. لااقل در سطح بین المللی... ایران را نمی دانم! اینجا خیلی چیزها فرق می کند و متاسفانه از هم اکنون روشن است که ما چند سالبعد به اسم پایداری و همساز با محیط چه ادایی در خواهیم آورد. ما معمارها خیلی شو من شده ایم. این مقاله ی اندرو مارش در همین رابطه است و خواندنش خالی از لطف نیست.

خلاصه که چه باید کرد

از خودمان شروع کنیم. دغدغه داشته باشیم، بعد برویم یاد بگیریم و بعد برای اجرای درست آن در مقیاس همین مملکت تلاش کنیم. اهمیت و ضرورت مطلب هم دیگر خیرخواهی برای دنیا و اینها نیست... ما به اندازه ی نیاز کنونی مملکتمان هم برق نداریم. گاز هم! و البته مدیریت هم!تازه داشته باشیم کی گفته دارندگی و برازندگی؟! از امروز دارندگی و مصرف بهینه!

پدر و مادر های عزیز به کودکانتان بگویید که در سرزمینی فقیر به دنیا آمده اند و مرز پرگوهری مفت و مسلم نخواهد بود...بگویید قدر هر قطره آب را و هر ورق کاغذ را بدانند که شاید فردا روزی دیگر نباشد.

سبز باشید!

ü Please consider the environment before printing this post!

پ.ن.1.: لینک می دهیم به نوشته ی همین چند وقت پیش که در مزایای گرم شدن زمین بود!

پ.ن.2. : می دانم که این مطالب انسجام نداشت و نه جامع است و نه مانع! و نه به برنامه های از پیش تعیین شده رسید. برنامه ای برای نوشتن نبود. نیمه شب هم بیدار نشده بودم که وبلاگ بنویسم...اما به هرحال گفتم هیچی نباشد 100 امتیاز که دارد!

پ.ن.3. : حیف است که معمار باشید و دنبال معماری سبز باشید و اینجا را نبینید. من البته قبلا هم این سایت را معرفی کرده ام .نمی دانم چند نفر رفته اند و حال داشته اند که بخوانند.

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٢٠

شیخ ما فرمودند:

از ایمیل زدن نهراسید که حل مشکلات شما در آن است.

خودم!

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٦:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱٧
تگ ها : واگویه ها

در مزایای گرم شدن کره ی زمین...

سخنگوی کاخ سفید چندی پیش درباره ی پدیده ی گرم شدن زمین اظهار نظری از اون جهت فرموده اند که هنوز هم جذابیت های خودش را دارد (منبع). من چند بار خواستم منتشر کنم ترسیدم روابط ایران و آمریکا از این که هست بدتر شود و ما را تحریم کنند ییهو! چشمک

 ...Perino replied: "Look, this is an issue where I'm sure lots of people would love to ridicule me when I say this. "But it is true that many people die from cold-related deaths every winter. And there are studies that say that climate change in certain areas of the world would help those individuals," she added. "I'm not an expert."

شاید خواسته با این اظهار نظر روی بعضی ها را کم کند و اخبار دنیا او را هم مثل بعضی ها هر روز نشانش دهد اما خیال کرده...

خلاصه که  این ها هم اگر این مطلب را می دانستند این تصاویر را که  نمی کشیدند. لینک این تصاویر را هم از این وبلاگ پیدا کرده ام که در نوع خودش وبلاگ جالبی است.

Prepare to Migrate, Handoko Tjung, Indonesia

 PROTECT THE EARTH, TURN OFF THE LIGHT,Miguel Peixoto, Portugal

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۸:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱٤

هر سه جان سوزند اما...

* فردی، بیمار خود را نزد پزشک می آورد و نقل می کند که ما هرچه کرده ایم خوب نشده است و به گمانم که درد او را چاره ای نیست. شما ببینید که کاری از دستتان برمی آید یا نه. پزشکان شور می کنند و پس از چند ماهی آزمایش و تحقیق و انواع مداوا :

(1) به این نتیجه می رسند که درد لاعلاج است. نزد فرد می آیند و می گویند که متاسفانه بیماری بیمار شما لاعلاج است. فرد لبخندی بر لب اظهار می دارد که: "من که از همان ابتدا گفته بودم!"

(2) به این نتیجه می رسند که تا حدی می توان فرد را مداوا کرد. اما بهبود کامل ممکن نیست. نزد فرد می آیند و نتایج را می گویند. فرد لبخندی بر لب اظهار می دارد که: "همانطور که گفته بودم مداوای کامل ممکن نیست!"

(3) به این نتیجه می رسند که فرد بیمار به زودی مداوا خواهد شد. نزد فرد می آیند و او را در جریان قرار می دهند. فرد متعجب و با لبخندی بر لب اظهار می دارد که: "مگر اینکه کار خدا باشه وگرنه من می دانم که این مریضی لاعلاج بود!"

پ.ن.:  وقتی به آدم های علام الغیوب که به شهودی خاص رسیده اند بر می خورید از اینکه این فرصت را دارید تا با خدا رودرور صحبت می کنید لذت ببرید... بله! من که از همان ابتدا گفته بودم!

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱٢
تگ ها : واگویه ها

دانستن حق شماست...

منبع عکس

دیشب که رسیدم خانه احساس خیلی خوبی داشتم. یک هفته ی سراسر نگرانی و جلسات را پشت سر گذاشته بودم. در نیمی از آن ها هم بیشتر نقش واسطه را داشتم تا اینکه اصل ماجرا ربطی به من داشته باشد. خوشحال بودم که این هفته به خیر تمام شده بود و نتایج تمامی جلسات بالاخره قابل قبول بود. به پاسداشت آن خوشی آمادم ادامه ی این مطلب را درباره ی تحقیق در اینترنت نوشتم. با حوصله و جزییات که ناگهان رعد و برق زد. بعد اینترنت قطع شد! و من که حواسم نبود با خیال راحت مطلب را فرستادم و تازه فهمیدم که کلا چیزی از نوشته های ما فرستاده نشد هیچ، خود بچه هم نیست! این ذخیره ی خودکار هم برود کشک مبارک را بسابد بهتر است. تا من باشم به این ادیتور پرشین قشنگ اعتماد نکنم...دوباره نوشتن کار سختی است. علی الخصوص که در واقع این بار سه باره نویسی است و فشار مضاعف دارد. اما به هرحال روزی خواهم نوشت دیر یا زود! 

من نمیدانم در توضیح عکس زیر چه بگویم اما دانستن حق شماست!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٩
تگ ها : متفرقه ، عکس

نرم افزار نمی فروشید...خوب ما هم نان و پنیر خود را می خوریم!

Dear Mostapha Sadeghipour Roudsari,

Thank you for your e-mail.

Digital River GmbH is a wholly-owned subsidiary of Digital River Inc, a
US corporation. We are required to observe the US Export Administration
Regulations. Under these restrictions we are not allowed to deliver any
products to Iran.

We regret the inconvenience this regulation may cause you.

Sincerely,

Alberto Paredes
Your share-it! Team

Dear Alberto,

I read your email. Thanks for your honesty and kindness. I Understand your rules and limitations.
But I think, I was sentenced because of something not really related to me. How can you justify yourself to render someone unable to buy something because of his/her nationality!As  I'm not one of the authorities of the government.
And I think it's better to differ between the PEOPLES and the GOVERNMENTS. These are two things, worlds apart!

Peace,
Sadeghipour

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٥
تگ ها : متفرقه

سعدی شیرازی

فرموده است:

حسن تو دایم به این قرار نماند/مست تو جاوید در خمار نماند

ای گل خندان نوشکفته نگهدار/ خاطر بلبل که نوبهار نماند

... عاقبت از ما غبار ماند، زنهار/ تا ز تو بر خاطری غبار نماند

...شیوه ی عشق احتیاج اهل ادب نیست/بل چو قضا آمد اختیار نماند

 

و می فرماید: 

یا رب شب دوشین چه مبارک سحری بود/کو را به سر کشته ی هجران گذری بود

آن دوست که ما را به ارادت نظری هست/با ما، مگر او را به عنایت نظری بود

من بعد حکایت نکنم تلخی هجران/ کان میوه که از صب برآمد شکری بود

... من بودم و او، نی! قلم اندر سر من کش/ با او نتوان گفت وجود دگری بود

 

این آقای سعدی خیلی آقای خوبی است!‌خیلی! به قول خود گرامی اش که می فرماید:

من در بیان حسن تو حیران بمانده ام/ حدی است حسن را و تو از حد گذشته ای!

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٤

سال شکوفایی و نوآوری (3)

من پیشاپیش همه ی جوایز را به جواد خیابانی تقدیم می کنم... شما به این قسمت گزارش دقت کنید تا به من حق بدید که این آدم داره اینجا حروم میشه... بازی رئال و بارسلونای امسال.

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۳
تگ ها : متفرقه