خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

من یک کارمند وظیفه ام - شانزده

الان دیگر به قطع یقین همه خوانندگان این وبلاگ بهتر از من می دانند که این تصاویر نشان دهنده چیست؟ و به همین دلیل باز هم بهتر از من می دانند که با تولید این تصاویر تا چه حد به آنچه که باید نزدیک شده ایم. و لازم هم نیست که من به مایکروسافت و توانایی های اندک اکسل در نمایش داده ها اشاره کنم که همانا همه این ها را خودتان بهتر می دانید.

پس بگذارید در دل لبخند بزنیم و به حرف همکار جوان بیندیشیم که چه مراحلی را گذراندیم برای آن که بتوانیم در چنین روزی یک لیوان چایی دستمان بگیریم و  هی تصاویر را بچرخانیم و به این تصاویر بنگریم و آن قدر سر کیف باشیم که با تمامی آنچه هنوز باقی مانده است، دلمان خوش باشد که یک هفته ای می توانیم برویم سی خودمان و به نورگیر و هر آنچه در آن است نیندیشم و مسائلی دیگر از زندگیمان را  با دلی آسوده سر و سامان دهیم.

نامردی است که آدم این تصویر را اینجا بگذارد و بعد برای خودش یادداشت بنویسد و تشکر نکند از آقای رئیس، آقای همکار جدید و همکار هم اتاقی شان، از همکار جوان و هم سن و سال و از سایر دست اندرکاران و خانواده های محترم رجبی، صادقی پور و سایر بستگان، واحدهای نودال، افکت و آرشیو صدا و سیما که ما را در مراحل مختلف کارمند وظیفگی یاری داده اند!

پ.ن.: مطمئنا آن کارهای مهمی که باید سروسامان داده شود در مایه های عشق و عاشقی و خواستگاری و تشکیل زندگی و از آن سایر چیزهایی که دوست محترم و بچه پرروی عزیز می خواهند مرقوم بفرمایند نیست! :)...گفتم که کسی گمراه نشود!

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٧:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۳٠

شیخ ما فرمودند...

در عجبم از زندگی ای که UNDO ندارد و ادعا هم دارد!

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٧

من یک کارمند وظیفه ام - پانزده

شادیهایمان را به صورت مجازی قسمت می کنیم. شما با همان بسته آ فیس و افاده شاد باشید که من این بار هم از این قشنگ راه سفر بستم!

.

بله!

 

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٦

از خواندنی ها

جامع و مانع نیست اما در نوع خودش واقعا عالیست. کامل این نوشته را می توانید در یانکودیزاین بخوانید:

The Dark Side of Design

1. You will have to design something you hate.

2. You will have to work with someone you hate

3. You will have to make a decision between giving consumers what they want or what they need.

4. You will not be able to distinguish between night and day.

5. You will never have clear brief.

6. You will be made responsible for a design that has failed.

7. You will never own your designs anymore.

8. You will hate design!

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٤

من یک کارمند وظیفه ام - چهارده

تنها و تنها یک موضوع در نرم افزارهای آفیس هست که برای من جذاب است و آن اینکه این نرم افزارها اصولا حتی برای انجام کارهای مشابه هم غیرقابل پیش بینی هستند و به همین دلیل آدم را سرگرم می کنند!

می دانم الان داد هزار و یک نفر در خواهد آمد در دفاع از حقوق از دست رفته این بسته نرم افزاری ارزشمند و چون الان این صداها توی گوشم می پیچد، اصلا حق را به شما بدهم.

بگذارید این طور بنویسم که برای من از عجز آوترین کارها در این دنیای فانی، کار کردن با هر یک از نرم افزارهای موجود آفیس است، حتی گاهی سخت تر از برقراری یک تماس تلفنی!... والبته ایم خیلی مهم است!

 

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢۳

به نورگیر شدن و از نورگیر برآمدن

ذکر پیش از آغاز اندازه گیری

الا ای نورگیر! بالا بلندا

دمای داخلت چندا به چندا؟

بیا و یک دمی مردانگی کن

از این تحقیق باشیم سربلندا


ذکر مراحل اندازه گیری

الهی برقتان قطعی مبیناد

بخوانید فاتحه با داد و بیداد

به سال مصرف و الگو و اصلاح

که روح توماس آلوا ادیسون شاد!

 

دیگر ذکر مراحل اندازه گیری پس از قطع برق و پرش اطلاعات هر آنچه بود

الهی شرکت برق سرنگون بی

دو سه تا تیرک برق واژگون بی

نمی دانم که هستی عامل آن؟

خداییش هر کی هستی، حیف نون بی!

 

ذکر اتمام برداشت و ذخیره اطلاعات بر روی حافظه فلاش

دختر بندری

تو مال منی

نبینم به کسی

لبخند بزنی!

.

.

.

نیشخند

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢۱

از خاطرات یک دیوانه!- قسمت اول

یک روز بالا و پایین زدم تا بتوانم ورژن ١١.۶ ESP-r را در محیط لینوکس رحمه ا.. نصب کنم و در نهایت این خط را بنویسم در مکان مناسب و به طرز مناسب:

export PATH="/usr/esru/esp-r/bin:/usr/esru/esp-r:$PATH"

و فریاد برآورم که یافتم! یافتم!... یکی نیست بیاید بررسی کند که دقیقا چرا آخه؟ حالا از امکان Bitmapاستفاده نمی کردی می مردی احیانا؟ از مواهب این روز سرکاری اینکه با کتابی آشنا شدیم که دوست داشتیم متن نوشته هایش را و مهم تر از آن نوع نوشته شدنش را: LINUX for Windows Addicts. و خوب کلی مطلب بی ربط درباره لینوکس آموختیم و از این که این آقای نویسنده هی مایکروسافت را مورد عنایت قرار داده بود،‌احساس همدردیابی خوبی داشتیم... باشد که روزی لینوکس را بیش از این دریابیم! و از شر دام جهان شمول مایکروسافت کُلیُم (به به! آقای امیرخان قلعه نویی) رهایی یابیم، ان شاءا...

و در آخر اینکه ای ESP-r فقط می خواهم آن آخر ماجرا ما را بکاری تا من بدانم با آن خوانندگان لیست ایمیل تو!... تا بحال که هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست.

پ.ن.: این ESP-r نرم افزار خوبی است. اینترفیس تعطیل است اما ساختار بسیار معقولی دارد و آدم از فهمی که پشت سر این نرم افزار است لذت می برد. بتنها نرم افزاری است که در حال حاضر توانایی شبیه سازی همزمان CFD و حرارتی را داراست و این مطلب که گفتم به هیچ وجه کم چیزی نیست! البته با توجه به دشواری ایجاد تغییرات، شاید در طراحی خیلی کارا نباشد اما می توان امیدوار بود که این توانایی ها به زودی با اینترفیس مناسبی ترکیب شوند و آن وقت آدمی مثل من بتواند شادتر از این باشد که امروز هست. :).

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱٩

هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم!

و این منم

آن که با خاک کوچه یکسان شد

در شبی که امشب باشد!

و در پیش رو خواهم داشت هفته ای تعیین کننده را

بوق....بوق!

نیشخند

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱۸

اکوتکت

این را برای همه آن هایی می نویسم که احتمالا در دنیای مجازی جستجو می کنند اکوتکت یا آموزش اکوتکت و از این جور ماجراها و احتمالا جواب در خوری به زبان فارسی نمی یابند. از عموم خوانندگان عزیز عذرخواهی می کنیم به روش اخبارگوها...

البته اگر کسی می خواهد بداند این اکوتکت ECOTECT چیست و به چه درد در طراحی معماری می خورد، می تواند سری بزند به اینجا اگر علاقمند شد بقیه را هم بخواند در غیر اینصورت که هیچ!

اول اینکه خود قسمت هلپ اکوتکت تقریبا کامل است و نیاز چندانی ندارید که دنبال منابع اضافی بگردید به خصوص که ویکی خودش را هم دارد. اما حالا که اصرار دارید چند تا نوشته هم هست که خانم جین تو لین نوشته اند که آن ها هم ارزش خواندن را دارد و اینجا موجود است. به خصوص اگر برای اولین بار می خواهید شروع کنید. من خواندن این نوشته ها رو پیشنهاد می کنم. یعنی با این نوشته ها خیلی سریع روش کار را یاد می گیرید. در قسمت Tutorials سایت دنبالش باشید.

نکته١: اگر به علت رفتار بامزه ایرانی ها که سعی می کنند جایی در اینترنت از خودشان، البته به معنای واقعی کلمه، رد نگذارند، سختتان است که عضو شوید از طریق گوگل هم می توانید مستقیما به فایل ها دسترسی داشته باشید. اسم نویسنده را که دارید اکوتکت هم کلیدواژه همراه... من واقعا این مساله رو باید ریشه یابی کنم!

احتمالا شمایی که خروجی های این نرم افزار را در آن صفحه بالایی دیده اید شیفته این نرم افزار شده اید و من خوشحالم اگر شما اینقدر باانگیزه باشید که در ایران باشید و کارهای واقعی را هم طراحی کنید و فکر کنید باید مسایل اقلیمی را تا این حد بررسی کرد. من شخصا پیشنهاد می کنم کار با این نرم افزار را شروع کنید. و بقیه نوشته را فعلا نخوانید!

حالا که خودتان خواستید یادتان نرود که اگر سواد مربوط به طراحی اقلیمی و مفاهیم مربوطه را نداشته باشید نتیجه کار می شود یک سری نمودار و شکل به درد نخور! از آن جا که من در این مورد بارهای متعددی غر زده ام و بارها منابع به درد بخور را هم معرفی کرده ام لزومی به تکرار نمی بینم. فقط اگر این گونه هستید که نمی دانید و نمی خواهید یا نمی توانید مطالب لازم را بخوانید، بروید از همان راهنماهای عمومی طراحی اقلیمی استفاده کنید و بدانید که اگر در همان حد هم بتوانید مسایل را تامین کنید بسیار آدم موفقی هستید و خوش به حالتان. این را خیلی جدی می گویم.

اما برای آن هایی که به هر حال می خواهند با این نرم افزار کار کنند یا الان کار می کنند، این چند مطلب را اضافه می کنیم:

لازم می دانم یک موضوع را یادآوری کنم و آن اینکه این نرم افزار فقط برای شروع مناسب است نه برای استفاده خیلی جدی. یعنی برای اینکه با ادبیات شبیه سازی انرژی آشنا شوید نرم افزار بسیار خوبی است اما فقط برای همین کار!... هرچند از اینجا به بعد بعید می دانم به درد کسی بخورد اما حالا که ادعا کردیم توضیح بیشتری هم بدهیم بد نیست.

ببیند برای شبیه سازی انرژی ضعف عمده نرم افزار اکوتکت، جدای از محدودیت هایی که در زمینه تعریف باندری کاندیشن ها دارد و این که معادلات ساده ای را ابرای شبیه سازی ستفاده می کند که سبب می شود نتایج الزاما تطبیقی با واقعیت نداشته باشد، در این است که در محاسبات جریان هوا بسیار ضعیف عمل می کند و عملا شما باید قید بررسی تاثیرات جریان هوا را بزنید. و خوب این برای نرم افزاری که ادعا می کند در مراحل اولیه طراحی قرار است کمک دست طراحان باشد ضعف عمده ای است. یعنی استراتژی های مربوط به تهویه را نمی توانید با این نرم افزار بسنجید و این اصلا شوخی نیست.

نکته ٢: گول شبیه سازی نمونه ای را که در سایت اکوتکت برای شبیه سازی باد قرار داده است، نخورید. نخست اینکه ما به شبکه تهویه نیاز داریم و نه به شبیه سازی CFD و دیگر اینکه موتور حل CFD این نرم افزار به صورت عمومی منتشر نشده است و البته تا آنجایی که ما امتحان کرده ایم قدرت حل قابل قبولی هم ندارد و به عبارتی همان بهتر که منتشر نشد! :). در ضمن اینکه این نرم افزار NIST که ادعاهایی در زمینه اش دارند هم به هیج وجه پاسخگو نیست. بیانیه بی پاسخ ما هنوز در سایت مربوطه موجود است که نشان می دهد اوضاع از چه قرار است.

نکته ٣: این هِلپ رو اینجوری می نویسی چه قیافه مخوفی پیدا می کنه ها!

برای شبیه سازی نور هم توانایی نرم افزار به شبیه سازی ضریب نور روز محدود می شود و من به اسناد مقاله ای معتبر که در کنفرانس شبیه سازی ٢٠٠٩ منتشر خواهد شد و من با محبت نویسنده آن توانسته ام آن را زودتر بخوانم اما اجازه انتشار آن را ندارم، صحت انجام شبیه سازی قابل قبولی ندارد و به نگارش نویسندگان اصلا پیشنهاد نمی شود.

نکته ۴: البته اگر از اکوتکت به عنوان اینترفیس ریدینس استفاده کنید، آن را بسیار مناسب خواهید یافت.

برای شبیه سازی صوت هم من بی سواد و بی نظرم هرچند چیزهایی شنیده ام که خوب نمی خواهم تا تجربه نکرده ام مکتوب کنم.

لازم به یادآوری است که ما هم اولین بار که اکوتکت را دیدیم مهرش بسیار بر دلمان نشسته بود و هنوز هم هست! ؛) و تازه عکس دو نفری هم با اندرو مارش داریم و مشکلی با این نرم افزار نداریم و گاهی اوقات استفاده هم می کنیم و کلی هم از آقای اندرو مارش رو در رو تشکر کرده ایم. ضمن اینکه هنوز فکر می کنیم که اگر کسی ضعف هایش را بداند برای برخی از موارد نرم افزار خوبی است و به علت توانایی هایی که برای اکسپورت به دیگر نرم افزارها دارد در مقام یک اینترفیس همواره مقام مناسبی خواهد داشت. در زمینه آنالیز خورشیدی هم نرم افزار قابلی است و کارایی فراوانی دارد که خودتان می توانید آزمایش کنید.

نکته ۵: اکوتکت را یاد بگیرید، اما جوگیر نشوید و احساس خیلی خوبی نداشته باشید و فکر نکنید تمام مشکلاتتان را حل خواهد کرد... در جریان مطالبی که اشاره شد هم باشید.

 

لطفا شاد و سرخوش و همچین بهاری باشید.

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱٦

من یک کارمند وظیفه ام - سیزده

درازآویز گردان اندازه بردار را بالاخره جمعش کردیم امروز و پارک شد در کنار دیوار تا فردا روزی بیاوریمش بیرون و ختم ماجرا در این مرحله اعلام شود!...خیره ان شاءا...!

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱٤

اگر اینترنت پرسرعت ندارید من را می بخشید...

حتی تصورش هم دشوار است که همین چند سال پیش این که بتوانی یک فایل 100 مگابایتی را ارسال کنی یک رویا بود... بعد اینقدر زود بگذرد که حالا می توانی بنشینی شب ها فوتبال هایی را که دوست داری مستقیم ببینی! سخنرانی نورمن فاستر را نگاه کنی که چه می گوید این بشر درباره معماری خودش و به چه ها استناد می کند که بگوید خوب طراحی کرده است... و بعد بروی همینطور به حرفهای آدم هایی گوش بدهی که به قول این ها ارزشش را دارد که پخش بشود برای همه...بعد گاهی بر بخوری به بعضی آدم  ها که حرفهایشان اگرچه شاید مفهومی تکراری باشد و اگرچه ایده آلیستی، یک فوتی باشد زیر خاکستر جانت که آتش بگیری دوباره که شاید بشود... شاید! 35 ثانیه آخر سخنرانی این آقا را میگویم. وقتی این ها را می گوید:

"You can live in a small poor country, like me!...You can work for a small company, in a boring branch...You can have no budget, no people, but still you can put your work to the highest possible level...and everybody can do it! We just need inspiration, vision and determination. And need to remember to be good is not enough!"

پ.ن: این آقا گویا معمار هم هست آقای همکار جدید! یعنی معماری خوانده است. در جهت پاسخ به آن پرسش بی پاسخ همیشگی تان عرض شد! :).

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱۱

6 سال پیش در چنین روزهایی...

این ٢٠٠ امین یادداشتی است که در نزدیکی های شروع هفتمین سال وجود این صفحه  که مصادف است با ١٣ فروردین نگاشته می شود. خوب به هر حال سرنوشت صفحه ای که نخستین یادداشت آن در ١٣ فروردین نگاشته شده باشد در این حول و احوال جغرافیایی و تاریخی سرنوشتی شوم خواهد بود!... نه آرش خان مودب؟

این ٢٠٠ امین یادداشتی است که اینجا منتشر می شود و می شود دو صد گفته ... همانی که چون نیم کردار نیست. جالب آن که به گمانم اگر امسال هم اینترنت ای دی اس ال ای نبود تا رسیدن به این ٢٠٠ یادداشت عمری طول می کشید.

آن موقعی که این صفحه زاده شد در ذهن نگارنده آن بیش از هر چیز محل معرفی لینک هایی بود که از دنیای مجازی می یافت. آن هایی که پیش از این می رفت داخل Favorite اینترنت اکسپلورر و با هر بار فرمت شدن رایانه می پرید! و البته این تمامی مطلب نبود...آن موقع نگارنده این خطوط جوان (تر) بود و بیشتر از دغدغه هایی که داشت می نوشت. از آن چه آن موقع ها می اندیشید اهمیت دارد.

زمان اما همه چیز را دست خوش تغییر می کند و این مثل همیشه یکی از بهترین قسمت های ماجراست. در دوران گذار این صفحه مبدل شد به یک غرنامه تمام عیار که معمولا چندماه به چندماه به روز می شد و گاهی اوقات این چندماه ها آنقدر  طولانی شد که این صفحه تبدیل شد به سالنامه.

اما این روزها کسی این صفحه را می نویسد که اینترنت ای دی اس ال در اختیار دارد و لینک های مورد علاقه اش را در معمولا در گوگل ریدر نگاه می دارد و ترجیح می دهد دغدغه های معماری اش را در جاهای دیگری دنبال می کند که به خیالش مکان هایی مناسب تر است و اینجا را اختصاص داده است به دغدغه های روزمره اش که الزاما معماری نیست اما گاهی اوقات با هم تلاقی میکنند... بنابراین بیشتر از سابق می نویسد و همچنان بی ربط به یگدیگر، اما مرتبط با خودش.

به هر حال در نزدیکی های شروع ٧ امین سال که آدم را یاد ترشی و سرکه و شراب و ملانصرالدین و کارت بازی و هفت آسمان و زمین و بهشت و جهنم و کمدی الهی دانته می اندازد از این که اینجا را می خوانید خوشحالیم!

 

پ.ن.: اگر امشب بی خوابی مرا نمی گرفت قصد داشتم این مطلب را در سیزدهمین روز فروردین بنویسم. چه فرقی می کند حالا! مثلا الان آخر هفته است!

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٧