خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

یه خبر خوب!

Bill Gates on energy: Innovating to zero!

این که آدمی مثل بیل گیتس هم وارد این ماجراها شده خیلی جای امیدواری داره برای این که جدی جدی یک اتفاق هایی خوبی در سال های آینده خواهد افتاد.

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۳٠

نه تو رو خدا!... بگو این روحیه رو از کجا آوردی!؟ جان من!

ببیند من اصلا نمی خواهم مثل دفعه قبل به ماهیت این ماجرا و این که اصلا برگزاری مسابقات طراحی معماری سبز و این جور چیزها در این مملکت چه معنی می تواند داشته باشد کار داشته باشم... مثلا نمی خواهم برایتان بگویم امروز صبح رفته بودم جایی که دو طبقه زیرزمین ساخته شده بود و دیوارهایش عایق رطوبتی نداشت. چون این ها ربطی ندارد احتمالا... چون کنفرانس و جشنواره و این ها در ایران باید باشد چون در بقیه دنیا هست و ما که شاگرد اول همه دنیاییم در همه چیز هم باید این ها را داشته باشیم... به درد هیچ چیز نخورد برای ترسیم نمودار که به درد می خورد!... نمی خورد؟

گویا از فردا اولین جشنواره ملی سبز مثل خیلی دیگر از اولین هایی که هرسال برگزار می شود در این مملکت در راستای اعتلای میهن عزیزمان در حال برگزاری است و چون چند سالی هست که من اصولا نمی خواهم نقشی در اعتلای این مملکت داشته باشم به من ربطی ندارد. من دیشب در جریان قرار گرفتم که چنین ماجرایی هست و این که در این جشنواره مسابقه ای هم برگزار می شده است که خوب تکلیف من هم برای عدم شرکت در چنین مسابقاتی از پیش معلوم است. اما...

یک مطالبی در صفحه توزیع برنامه مسابقه بود به عنوان ارزشیابی که یعنی حال من یکی را دو ساعتی خراب کرد! من نمی دانم الان چند نفر می فهمند که این هایی که این جا می نویسم تا چه حد خنده دار است، اما به هر حال... شاید اینجا تنها جایی است برای من که می شد شکایت ببرم از این جماعت.

آقا! یکی نیست برود از این ها بپرسد که شما حالا دو تا سیستم ارزش گذاری ساختمان ها و یا مسابقات را دیدید نباید یک مقداری بالا و پایین کنید که کجا استفاده می شود، چه مدارکی می خواهد... یعنی یک نفر نبود که در این حد بفهمد آن جا... بعد شما دارید جشنواره ملی برگزار می کنید. داورهای این جشنواره ها یعنی هرجا دعوتشان کنند با سر می روند. تخصص خاصی ندارند؟ از مرمت تا معماری سبز صاحب نظرند؟ من فکر می کنم هرکسی که اندکی سوادی در این زمینه داشته باشد با خواندن این مطالب همین طور که از عصبانیت سرخ می شود از خنده روی زمین پهن شود.

با حالید به خدا... دقت کنید که ارزشیابی در دو مقیاس است:

 مرحله اول: توجه به محیط زیست و سایت طراحی که شامل موارد زیر می باشد:

 • سایتهای پایدار 22 امتیاز  • مصرف بهینه آب 8 امتیاز  • انرژی و آتمسفر 27 امتیاز  • مصالح ساختمانی و منابع تامین آن 20 امتیاز  • کیفیت هوای داخل ساختمان 23امتیاز

این ها را با چه مدارکی ارزیابی می کنید؟ با این مدارکی که درخواست کرده اید مثلا "انرژی و اتمسفر 27 امتیاز" یعنی چه؟ یعنی اگر مثلا چه طرحی چه جوری بود می شود 25 بعد کدام طرح می شود 21 مثلا؟ تاس می اندازید؟ سنگ، کاغذ، قیچی یا راه حل های ابتکاری دیگری هم هست... چه جوری می خواهید "کیفیت هوای داخل ساختمان" را از ارزیابی کنید؟ نمره ها را می اندازید توی یک کیسه، هیات داوران بیرون می کشد؟ بعد این 23 امتیازی که اختصاص داده اید من را تحت تاثیر قرار داد، 3 امتیاز آخر را می گویم البته... حالا 20 امتیاز همچین کیلویی به نظر می آمد ولی دقتی در 23 امتیاز هست هم شان مسابقه تان. یعنی حالا که طرح ها ارزیابی شده است و هیچ کدام هم  امتیاز لازم را نیاورده اند یک لطفی بکنید این نتایج ارزیابی داوران رو هم بگذارید ببینیم...

مرحله دوم ارزیابی بامزه تر هم هست: "ارتباطات 100 امتیاز" یعنی شمایی که مثلا در مسابقات دهگانه خورشیدی دیدی یک چیزی هست به نام Communication نباید می رفتی توضیحاتش را می خواندی که شاید مثلا آن مسابقه یک مقدار ماجرایش با این مسابقه شما فرق بکند.... حالا من هم این صفحه شما را نمی خواندم و اینجا نمی نوشتم یعنی آن داورهایی که این فرم ها را گرفته اند و احتمالا نمره هم داده اند در چه حدی هستند؟ یعنی ارزشی برای خودشان و تخصصشان، اگر البته تخصصی داشته باشند، قائل نیستید؟

دیگر خودتان ادامه بدهید به: "آسایش و راحتی:  100 امتیاز" که همان Thermal Comfort است احتمالا و داوران آن را با وجب از روی نقشه ها اندازه می گیرند، " تاسیسات و وسایل خانگی:  100 امتیاز" که در نقشه های مبلمان مشخص شده است لابد... و البته اوج ماجرا اینجاست که "تراز انرژی :  100 امتیاز". من بعید می دانم حتی یک نفر در آن جمع باشد که مفهوم Energy Leveling را بداند، ارزیابی اش بماند برای بعد که آن هم از طریق انتخاب گوی از داخل جعبه ممکن است...

می دانید، با خودم خیلی کلنجار رفتم حالا که مدتی هم هست که ننوشته ام و حال نوشتن را هم ندارم این مطلب را بگذارم و بگذرم... اول خواستم برای چند نفر غر بزنم و بی خیال نوشتن شوم اما نشد.

به من حق بدهید که توی این مملکت که بیشتر اعتقادات آدم،‌ ارزش هایش، فرصت هایش و تقریبا زندگی اش را به باد فنا داده اند... در این مملکتی که الان دیگر از استاد دانشگاه تا مجتهدش برای من به یک اندازه  آدم هایی بی ارزش، فرصت طلب، تنبل، پرادعا و بی اعتقاد محسوب می شوند مگر این که خلافش ثابت شود... برای منی که سرم را گرم کرده ام به مطالبی که فکر می کنم ذاتا ارزشمند هستند و خیلی شخصی دنبالشان می کنم و حتی از ترس به گند کشیده شدنشان در این جامعه لعنتی که استاد استحاله همه چیز به سخیف ترین نوع آن است می ترسم خیلی هایش را عمومی کنم... برای من یکی در این جبر تاریخی و جغرافیایی، دیگر خیلی فشار دارد که این ارزش ها و دلمشغولی های خرده ریز باقیمانده زندگی ام را هم در سطح ملی به گند بکشند و نخواهم حرفی بزنم!...

امیدوارم پذیرایی خوبی برای شرکت کنندگان تدارک دیده باشند لااقل که به هر حال پولی که داده اند حیف و میل نشود... به هر حال این جشنواره های علمی در نمودارها می آید و سبب اعتلای ایران زمین خواهد شد مطابق معمول. ما تنگ نظران چشممان کور و دندمان نرم... فتح کنید قله های دانش و فن آوری را!

عزت زیاد!

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢۸

وبلاگ به مثابه ایمیل یا همان دست افشانی میکنیم عمومی

من شرمنده ام. ایمیل بسته و اینجا هم فیلترشکن نبود و خرما بر نخیل! این را می خواستم برای یک نفر بفرستم که ببیند اما با این شرایط مهرورزانه دست افشانی ما همگانی شد.

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٧
تگ ها : شبیه سازی

استفاده ابزاری از وبلاگ

خوانندگان محترم مرئی و نامرئی این وبلاگ

با سلام و احترام،

خواهشمند است یک آدم خیرخواهی که به دانشگاه یا مکان مشابه ای می رود که اشتراک با ساینس دایرکت دارد (که خوب خیلی از دانشگاهها دارند این اشتراک را)، این مقاله را برای اینجانب دانلود نموده و رایانامه نماید!

Sadeghipour@gmail.com

خداوند شما را خیر دهاد

آمین!

پ.ن.١: الان ایمیل که شده رایانامه، ایمیل کردن می شود رایانامه نماییدن دیگه!؟

پ.ن.٢: دریافت شد... سپاس. :^) - ١٨ بهمن ١٣٨٨- ١۴:٢۶

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٦:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٧
تگ ها :

از دستاوردهای نبض گیر جهان این که

ایمیل رو هم تو عروسی می بندن هم تو عزا...

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٤

فکر و بکریاش صلوات!

این فکر و بکر دیجیتال را دریابید به یاد کودکی ها و اون آقاهه که روی جعبه سیاهه بود...

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱
تگ ها : متفرقه

881111

٨٨.١١.١١

١٩:١٩

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱
تگ ها : متفرقه

آب حووووض می کشیم، پرسوناژ می کاریم!

یعنی سالهای سال هم که بگذرد از اولین پرسوناژهایی که کشیده ام از خاصه لذت های دنیاست کشیدن و کاشتن پرسوناژ، به خصوص برای طرح های این و آن!

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠

وقتی کارگران مشغول کارند - قسمت دوم

از نماساز به نما

این طوری شروع شد که ما یک قرارداد بستیم برای تکمیل یکی از پروژه هایی که پیش از این کشیده بودیم یا در حقیقت دوستان ما کشیده بودند و ما هم درگیر ماجرا بودیم. کاربری ساختمان در حین اجرا عوض شده بود و خوب نقشه ها هم باید عوض می شد. آن هم موقعی که سقف طبقاتش همگی اجرا شده بود و آن چه ساخته شده بود طبیعتا با عملکرد جدید آن چندان همخوانی نداشت.

بگذریم که چه ها شد و کار چند بار عوض شد تا توافق طرفین حاصل آید. اما قسمت جالب ماجرا این بود که کارفرما - که بی تعارف از بهترین هایی است که من تا بحال دیده ام- چند وقت پیش که همدیگر را دیدیم گفت مهندس این نمای دیوار آجری ها هست که دوطرف ساختمان است. خیلی زیادی ساده است. یک طرحی توش بیا!

ما چند باری دلایل سادگی را چیدیم کنار هم که اینجوریست و آن جوری بود و بنابراین این نما همین ساده باشد بهتر است و دیدیم افاقه نکرد که نکرد. دست آخر به ما گفت که مهندس این نما برای نماساز قبلی خوب بود اما این جدیده آجرکاره. متری فلان قدر بیشتر می گیره برای نما حالا چه طرح داشته باشه چه نداشته باشه. حیفه...حالا یه نگاهی بنداز!

از نما به نماساز

یک هفته ای ما رفتیم و آمدیم که ببینیم چه کنیم که هم کارفرما راضی باشد و هم یک کاری نکنیم که بعدا هر دو پشیمان شویم. تا بالاخره این هفته رفتیم پیش کارفرما. عکس ها را چیدیم، آجرکاری ها را نشان دادیم و دلایل را ارائه کردیم که برسیم به راه حل مناسب: "مهندس! نمی شه نماساز رو عوض کنید بدید دست همون قبلی!" :دی

پ.ن.1: این نوشته ها رو قبل از این می خواستم به عنوان "از خانه هایی که ساخته نشد" بذارم اینجا که یکی رو هم به همین نام نوشتم. اما به پیشنهاد فرزانه خانم اسمش را تغییر دادیم به اینی که الان هست که انرژی مثبت داشته باشد هر چند از این نام هم خوشمان نمی آید هنوز...

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩

ASHRAE Video on Achieving Net-Zero Energy Buildings

این لینک رو هر کی تونست ببینه برای ما هم تعریف کنه. من هر راهی به ذهنم می رسید رفتم... حتی راه های خلاف. :)

ASHRAE Video on Achieving Net-Zero Energy Buildings

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۸

پاسخ به سئوالی که پاک شد!

سعید! من اومدم یکی از این نظراتِ یا منو ببر به خونتون یا بیا به خونه ما رو پاک کنم اشتباهی سوال تو پاک شد...شرمنده! برای جبران اومدم تو صفحه اصلی جواب بدم. خودت برو سوالت رو دوباره بنویس اگر یادت میاد جواب رو من کپی/پیست می کنم...

ریز امتیازات LEED رو برای یه ساختمون خاص من ندیدم و البته دنبالش هم نگشتم. اما ساختمون هایی رو که تائیدیه ها رو گرفتن، اعلام می کنن و تو مجموعه کتاب هایی هم اون کارها چاپ میشه.

مراتب LEED رو احتمالا می دونی اما برای اونایی که شاید ندونن. مرحله اول همون LEED Certified Buildings بعدش به ترتیب یه Bronze, Silver, Gold و یا Plantinum بهش اضافه میشه. مثلا اگر LEED Plantinum Certified Buildings رو سرچ کنی احتمالا یه سری لینک مناسب پیدا کنی.
اگر خود نمونه سیستم امتیازدهی رو هم می خوای با LEED Rating System سرچ کنی پی دی اف را می یابی با جزئیات کافی (سه مرتبه).

شاد!

پ.ن: اینجا هم صفحه خودشه که احتمالا معرف حضور هستن.

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٤

من دیگر کارمند وظیفه نیستم اما...- قسمت سوم

شاخ غول قدیمی بود... امشب شکست بالاخره! نیشخند

همچین این هفته دو تا شاخ غول در زمینه کارهای مانده را هم نشانه کرده ام، نشانه کردنی!

پ.ن: آقا همین که ما در حال شادی کردن بودیم اونطرف یه کامپیوتر رفت رو هوا! زندگی رو می بینی تو رو خدا... مجازی هم نمی شه دست افشانی کرد اصلا!

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٤

Passivhaus

یکی از بحث هایی که از دو سال پیش ذهن من و یکی از دوستان را به خود مشغول کرده بود این بود که چطور ساختمان هایی با نمای تمام شیشه ای می توانند در سیستم LEED نمرات بسیاری خوبی بگیرند. من شخصا همیشه به این که یک ساختمانی در یک منطقه غیرمعتدل سرتاپا شیشه باشد (حالا با عجیب ترین تکنولوژی ها) و یک فصل هم طراح ساختمان درباره شفافیت نوشته باشد و در عین حال ساختمان هم انرژی کارا باشد  و هم هزینه های دوره ساختش معقول باشد، مشکوکم!

بگذارید اینگونه بگویم که اگر ساختمانی با شرایط بالا توانسته باشد حداقل ها را کسب کند پس با یک طراحی معقول می توانست به نتایج بسیار بهتری از نظر انرژی کارایی دست یابد.

پس از آن که نتایج ممیزی برخی از این ساختمان ها منتشر شد، مقاله هایی از این دست نشان داد که در صورت عدم رعایت اصول اولیه طراحی اتفاق های خیلی عجیبی رخ نخواهد داد، حالا مصالح فلان باشد و فن آوری بهمان (البته مساله به این سادگی که من گفتم نبود و مسائل دیگری هم دخیل است که می توانید خودتان بخوانید اما این مساله ای که من هم گفتم بود). سوال اینجاست که پس امتیاز بالای این ساختمان ها از کجا آمده است؟

و پاسخ این است که با توجه به گستردگی آیتم های ارزش گذاری در سیستم LEED این ساختمان ها امتیازات لازم در شاخه های دیگر، مثلا مدیریت آب های سطحی، یا استفاده از مصالح بازیافتی و ... را کسب نموده اند و در نهایت با کسب متوسط امتیازات مربوط به انرژی کارایی، ساختمان در مجموع نمره خوبی را به دست می آورده است.

البته به نظر من این مساله به علت جامع گرایی سیستم LEED رخ داده است و الزاما نقطه ضعف محسوب نمی شود. به هر حال دست اندرکاران عرصه ساخت و ساز طبق معمول سوراخ دعا را پیدا کرده اند که چگونه هم دور هم باشند و هم امتیازات لازم را کسب کنند.

این ها را نوشتم برای معرفی استاندارد دیگری به نام پاسیوهاس که اصلیت آلمانی دارد و کم کم در آمریکا و انگلستان هم در حال رواج یافتن است و در مورد مسائل مربوط به مصرف و اتلاف انرژی به مراتب سخت گیرتر است. البته نه جامعیت سیستم LEED را دارد و نه تنوع آن را برای کاربری های متنوع. من نمونه های مربوط به مسکن را قبلا دیده بودم و دیاگرامی هم که در پایین آورده ام مربوط به همین مساله است و به تازگی چشممان به تلاش هایی که برای تعمیم این استاندارد به مدارس انجام شده است روشن شد.

یکی از تفاوت های اصلی این استاندارد محدودیت هایی است که به وضوح اعمال می کند و نوع واژه ها هم حتی این مساله را نشان می دهد. مثلا به جای اینکه بگوید باید پل های حرارتی را کاهش داد می گوید باید ساختمان بدون پل حرارتی باشد. یا اینکه فرم ساختمان باید بهینه باشد و ساختمان گسترده و پرخلل و فرج بهینه نیست و بقیه ای که می توانید اینجا بخوانید. البته نتیجه نهایی الزاما ساختمان بی شکل و شمایلی هم از آب در نمی آید. نمونه اش هم ساختمانی که تصویرش را در ادامه می بینید و از اینجا آورده ام.

اینجا را هم اگر علاقه داشتید ببینید برای نمونه های اتریشی.

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢

آقای قمیشی به روایت ما

- ساعت دیواری از وقتی که رفتی توی خوابه

پاسخ: باطری قلمی

 

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱