خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

الان این ویدئو رو در ایران می تونید ببینید؟

برای اون دوستانی که گفته بودن نمی تونن ویدئوها رو ببینن من دوباره اون ها رو اینجا آپلود کردم. امیدوارم این سایت فیلتر نباشه:

این همونه ایه که میخواستم اسمش رو بزارم زنبورعسل:

اینجا

این هم دو تا ویدئوی مربوط به این پست قدیمی تر که مشکل مشابه رو داشت...

این و این یکی

 

باید این پست رو برای ارسال کنم خدائیش!

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٩

از چه نرم افزارهای شبیه سازی استفاده کنیم؟ (قسمت اول)

* من فکر می کنم بارها به این سوال بالا به انواع زبان زنده دنیا جواب داده باشم. دلیل این که پستی در این مورد ننوشته بودم بیشتر از تنبلی این بود که بهترین جواب این سوال دو کلمه است و همان دو کلمه نوشتن جواب را سخت می کند. پاسخ این است که : "بستگی داره!" و البته پاسخ کامل تر این است که "خوب به خیلی چیزها بستگی داره!"

* اما به چه چیزهایی بستگی دارد؟

خوب این هم جوابش دو کلمه است: "خیلی چیزها!" اما دو تا از مهم ترین هایش این است که چه نوع شبیه سازی، برای چه هدفی می خواهید انجام دهید؟ یعنی می خواهید میزان دسترسی به نور طبیعی در یک کلاس از یک مدرسه در یک لحظه از سال را بینید یا میزان مصرف انرژی سالانه یک خانه را بررسی کنید؟ برای طراحی می خواهید استفاده کنید یا برای بهسازی عملکرد حرارتی (energy retrofit)؟ و الی آخر...

این هایی که این پایین می نویسم نرم افزارهایی که عموما برای هر کدوم از انواع شبیه سازی ها ازشون استفاده میشه و البته که برای هر کدوم از کارهایی که می کنید ممکنه نرم افزارهای دیگه ای هم باشه که گزینه بهتری باشه.

اگر دوست دارید که ببینید چه بساط در همیه این انواع و اقسام شبیه سازی ها اینجــــا رو بنگرید و یا فصل سوم از پایان نامه ارشد من رو یه نگاهی بندازید (اگر اشتباه نکنم! یادم نیست سوم بود یا دوم): ایـــنجا!

من برای خودم دسته بندی خودم رو دارم که نرم افزارها رو بر اساس همون پیشنهاد می کنم. دسته بندی های دیگه هر کدوم برای خودشون دلیل خودشون رو دارن....

و اما اصل مطلب می ماند برای پست بعدی که همین الان خواهم نوشت اما از آنجایی که ایمیل داشته ایم که طولانی ننویس و اینا و من آخر آدم مشتری مدار هستم این ها را در دو پست جداگانه می نویسم.

اینجا می شود پایان قسمت اول...

(قسمت دوم را اینجا بخوانید!) -- قسمت دوم در اثر اصابت دست من به کلید برگشت پرید و این پرشین قشنگ در تمام این مدت یک خطش رو هم ذخیره نکرده بود!  کم کم اش رفت برای یک هفته بعد... :(

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٥

اسمش رو می خوام بزارم زنبور عسل!

نیست که از این گل می پره به اون گل و اینا...

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٥

این داستان واقعی است...

یکی از مدیر تیم های طراحی که یک آقایی ست حدودا 60 ساله است برای ارائه یکی از پروژه ها رفته بوده دوبی. تو فرودگاه موقعی که می خواسته بارش رو برداره، بسته ماکتی که دستش بوده می خوره به یک خانم عربی و اون خانم به شدت احساساتی میشه و شروع می کنه به داد و بی داد که مردیکه غربی و از این حرفا... در حدی که پلیس فرودگاه میاد ببینه چی شده!

بعد در چنین شرایطی این پشت سر هم می گفته خانم شما اشتباه می کنید. من یک مرد همجنس گرا ام! من یک مرد همجنس گرا ام!*

شما تصور بمانید این صحنه را در آن فرودگاه اسلامی و رحمه ا... و برکاته =))

پایان خطبه

I'm gay*

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱۱

داغ یک عشق قدیمو اومدی تازه کردی...

 

اینطوری خلاصه...

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٥

حالا این شد دو تا کریستمس

فکر کنم این اتفاق می تواند هر سال که من اینجا باشم بیفتد که در شام کریستمس از من بپرسند شما/تو در ایران کریستمس را چه می کنی/د و من بگویم من می روم سر کار! و این ها چشمهایشان گرد بشود که شما خیلی کار می کنید پس!... بله ما کریستمس را که کار می کنیم هیچ تازه به جای دو روز فقط یک روز در هفته را تعطیلیم. :)) خلاصه باید توضیح بدهم که یک جاهایی هست در دنیا که کریستمس در این حد و حدود است که مجری اخبار ساعت 9، یک بار و پیش از آغاز اخبار میلاد مسیح را تبریک می گوید و مردم فردا می روند سرکار و قدیم ها جمعه اش کارتون عمو اسکروچ پخش می شد...

بعد هم یک خطبه در زمینه این که ما خود تقویم ایم اصلا و سال نو اول بهار است و اونصد سال اینطوری بودیم و همین اواخر خیام رفته بود اصفهان و نشسته بود برای خودش اسطرلاب به دست ستارگان را رصد کرده بود... بعد این که ما روزهای شروع و پایان ماه هایمان بر فصل ها منطبق است نه که همینجوری باشد که ترمی را که وسط زمستان آغاز می شود را بگوییم ترم بهار... بعد یک نفسی می گیرم و می گویم که در ضمن اصلا در فارسی کریسمس "ت" ندارد که شما هی میگویید کریستمس! کریستمس! اما این یکی را ایرادی ندارد هر جور که شما راحتید... ؛))

به هر حال فردا دارم میروم دیدار یک عشق قدیمی و این جاست که شاعر یک چیزهایی می گوید...

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٤