خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

کار نامه --> اسم و فامیل

من تو دفتر سه تا سرپرست دارم یکی از یکی جالب تر... یکی به خاطر اینکه کلا مشاوره طراحی همساز با محیط می دم به گروه های مختلف طراحی و این زیر نظر "کریس" که مسئول sustainability می شه مسئول من. بعد چون تیمی که به عنوان معمار باهاشون کار می کنم تیم طراحی شهریه یه سرپرست طراحی شهری دارم "پیت" و یه مسئول طراحی معماری "دنیس". "پیت" کلا اما با تجربه تیم محسوب می شه و حرف آخر رو بعد از همه حرفا میزنه.

این آدم از اونایی بود که از روز اول که دیدمش معلوم بود که "از برادراس!". کلا از اون هایی که از هیچ فرصتی برای سر به سر ملت گذاشتن غافل نمی مونه و خوب ما کلا بزنم به تخته بساط خنده مون هر روز برپاست! من از دست این کلی مثل های مسخره این ها رو یاد گرفتم. کلا از اینایی که خیلی اصطلاحات مخصوص به خودش داره وقتی صحبت می کنه.

 

یک

این هفته اومده میگه مصطفی یه خبر خوب دارم برات! با از این لبخندای بامزه که یعنی الان یه چیزیش میشه!

- می گم چی؟

+ ما از هفته بعد یه معمار جدید ایرانی داریم استخدام می کنیم برای دو ماه! :)

- چه خوب! من می تونم فارسی صحبت کنم بعضی اوقات که یادم نره!

+ اسمش "ماز"ه... [از ضمیر مونث استفاده می کنه] و خیلی هم بااستعداد به نظر میاد و قراره به تیم ما هم اضافه بشه!

- :)) باشه. گرفتم! دستت درد نکنه اما "ماز" اسم آقایونه به فارسی!

+ جدی!؟... میره رزومه اش رو نگاه می کنه و می گه: کاملش اینه "مازوماه؟" یا یه چیزی تو این مایه ها!

- :))

 [شما بخونید معصومه]

دو

اسمش رو می نویسه Qi. بعد خودش می خونه "چی". موقعی که به تیم اضافه شد پیت رفته بود برای جلسات با کارفرما و دنیس اسمش رو شنیده بود "شی" که خوب ضمیر سوم شخص مفرد مونث در زبان انگلیسی است همون "او" ی خودمون. حالا مکالمه تلفنی پیتر با تیم رو داشته باشید. (من یه قسمت هایی رو مجبورم به هر دو زبان بنویسم و فارسی اش رو هم طوری ترجمه کنم که اصل ماجرا درک بشه)

+ خوب! جلسه خوب بود و ما تایید فلان و بهمان رو گرفتیم و ... دو تا از دیاگرام های مقطع رو فکر کنم باید با توجه به این مساله عوض کنیم. دنیس کی میتونه این کار رو بکنه؟

- فکر کنم "او" بتونه.

I think "Qi" can do that

+ کی؟ آنا؟

who? Ana

- نه! "اون"

no! Qi!

+ اون کیه؟

who is she?

- اون "اون"ه. یعنی "اون" اسم کارآموز جدیده که به تیم اضافه شده!

Qi is she... Qi is the name of the new intern who joined us two days ago

+ آها. که این طور.

 

پ.ن: دقت کردین که کلا تیم ما همه در حال رفت و آمدن! نمی دونم چرا کلا همیشه این بساطا می خوره به تور ما. تیم بغلی 5 تا آدمن همه اش هم همون 5 تا آدمن!... این دوشنبه فکر کنم تیمشون منفجر باشه با این جمله ای که نوشتم الان!

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۳٠