خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

یک تجربه

این سخن از وبلاگ بهرام هوشیار یوسفی عمیقا درباره استفاده از شبیه سازی در معماری هم می تواند درست باشد. هشدارید!

به قول خودش از زبان همسایه:

"واقعا این روش توک زنی که دارد در حوزه های شبه آموزشی معماری کشور باب می شود خوب نیست. نیاز به عمق وجود دارد برای پیشرفت. یک علاقه مندی که ظاهرا حسن نیت هم دارد از دوستانی در مورد معماری پارامتریک پرسیده بود. حالا نمی دانم خودش چیزیدستگیرش شد از مجموعه جواب ها یا نه. من یک نگاهی کردم چندان ملتفت نشدم محتوای جواب ها را. حالا انشاالله که آن پاسخ دهندگان علم به موضوع دارند. ولی خوب نفس این کنش پرسش و پاسخ به این نحو هم موید این رویکرد توک زنانه (قید معطوف به صفت فاعلی توک زدن) است. یه کمی باید بیشتر روی زیرساخت ها کار کرد. واقعا مساله این طور پیش نمی رود که چار نفر بیایند چار کلمه بگویند بعد هم یک سمیناری چیزی علم کرد و مساله حل شود. یک سری موضوع را تیتر وار و آوت آو کانتکست برمی داریم و هی توک می زنیم بعد می رویم سراغ موضوع بعدی. شبیه این می ماند که کتاب چه کسی پنیر من را برداشته را تحت یک واحد درسی برای مقطع دکتری اقتصاد قالب کنیم برای دانش آموز مقطع کارودانش. معماری هر چه که باشد این نیست. اصولا هیچ چیزی این جوری نیست و به این سادگی حل نمی شود ، حتی همان موضوع پنیر مگر اینکه فرض کنیم خدای نکرده عده ای دارند جبران مافات می کنند در پروسه جمع آوری پنیر های دیگران"

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٢

تا سه نشه بازی نشه!

خیلی دوست داشتم که این خرده نرم افزار را به جایی رسانده باشم که به عنوان عیدی این وبلاگ بگذارم روی اینترنت اما هم کارهای دیگری که داشتم و هم سفر یک هفته ای که رفتم سبب شد که نشود. خیلی کاری ندارد. بیشتر نیاز دارم به فرصت یک روزه ای که بشینم و اسکریپت را کامل کنم. یک کمپوننت ساده است برای گراسهاپر که بشود داده های آب و هوایی را در محیط گراسهاپر و راینهو مشاهده کرد.

من خودم گلبادش را دوست دارم اما عدد و راهنما و این ها می خواهد که از یک عکس رنگی متفاوتش کند که فعلا ندارد! حالا قبل از این که منتشر بشود اسم این یکی را گذاشته ام کفشدوزک یا ladybug به زبان اینجایی ها..

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٤

سال نو شما مبارک و خشت اولی که دیروز 9 ساله شد!

خوب من با نوشتن این مطلب پایینی الان رویم می شود که بیام اینجا و سال نو خورشیدی را شادباش بگویم به همه آن هایی که امروز احتمالا اولین روز کاری را در مرز پرگهر آغاز کرده اند. ضمن این که تبریک بگویم به همه اونهایی باید تبریک می گفته ام و نگفته ام. به همه آن هایی که احتمالا انتظار داشته اند که زنگ بزنم و زنگ نزده ام. خلاصه که شما که عادت دارید و این آداب نابلدی ما را می بخشید (چون چاره ای نیست به هر حال!) و البته من مثل همیشه اظهار ندامت می کنم در حدی که در توان دارم و امیدوارم روزی برسد که من زنگ بزنم به همه آن هایی که باید زنگ بزنم و سال نو را تبریک بگویم به جای این که اینجا بنویسم که ببخشید که نشد!

از این ها که بگذریم دیروز که مصادف با سیزدهم فروردین ماه بود این وبلاگ نیمه فعال گرد و غبار گرفته نه سالش شد و این اصلا شوخی نیست. در این سن دخترها به سن تکلیف می رسند حالا من نمی دانم که این وبلاگ ما دختر است یا پسر اما نه سال خودش کلی سن و سال است.

من فکر کنم نکته قابل توجه امسال برای این وبلاگ نویس این بود که تعداد ایمیل هایی که امسال به خوانندگان وبلاگ فرستادم از تعداد مطالبی که نوشتم باید بیشتر بوده باشد و همینطور فکر می کنم که تعداد کامنت های خصوصی که گرفتم از تعداد کامنت های معمولی. هیچ کدام رو نشمرده ام البته. حسی عرض شد.

نمی دانم این خوب است یا بد. من شخصا دوست دارم که همه چیز رو باشد همین جا و همه بخوانند اما به هر حال می فهمم که همه این گونه که من دوست دارم دوست ندارند. این مقدمه را نوشتم که به دو سه تا از کامنت ها در نوشته های آینده بپردازم. یکی برای این پست این که:

"...خیلی دنبال این می گردم که چطور بتونم این همه نمودار و عدد رو تبدیل به معماری کنم. تازه شروع کردم اما خیلی مشتاق و کنجکاوم. شما که تجربه حرفه ای دارین در مورد طراحی با نرم افزارهای مدل سازی،لطفا یه کم در مورد تبدیلشون به معماری هم توضیح بدین..."

من مشابه این درخواست را چند بار گرفته ام. شاید بهترین راه این باشد که من نمونه هایی از کارهایی که می کنم را بتوانم اینجا بگذارم که با توجه به مسائل حقوقی دفتر امکانش نیست یا این که نمونه های ساده ای را برای وبلاگ آماده کنم که فرصتش نیست. اما لااقل می توانم شما را تشویق کنم به خواندن فصل چهارم و پنجم و ششم پایان نامه کارشناسی ارشدم. امیدوارم شماره فصل ها رو اشتباه نکرده باشم اما به هر حال یکی به این می پردازد که موانع استفاده از نرم افزارها چیست، دیگری پیشنهادهایی برای بهبود دارد و در نهایت فصل آخر همین سوال را به بحث میگذارد که جایگاه این شبیه سازی ها در طراحی معماری کجا می تواند باشد.

خیلی ها پاسخ را در این می بینند که نرم افزارهای شبیه سازی بهتر بشوند و ساده تر اما من فکر می کنم که معمارها باید برای این امر آموزش ببینند. درونی سازی مفاهیم خیلی مهم است. یعنی شما باید به این حد از مهارت برسید که این مفاهیم را مثل سایر مفاهیمی که می توانید به صورت جانبی در هنگام طراحی در نظر داشته باشید به صورت طراحانه به کار بگیرید وگرنه یهو می بینید که طراحی از دست رفت شبیه سازی هم به جایی نرسید! اینگونه! حالا باز هم سعی می کنم در این باره بنویسم...

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱۳

از چه نرم افزارهای شبیه سازی استفاده کنیم؟ (قسمت دوم)

اگر قسمت اول را نخوانده اید، همچین چند مطلب پایین تر می توانید پیدایش کنید و بخوانید (اینجا). فرض دیگر این است که شما آن فصل پایان نامه من را که نرم افزارها را دسته بندی کرده ام دیده اید و تفاوت شبیه سازی انرژی و نور را متوجه اید. پایان نامه را می توانید اینجا پیدا کنید و اما:


شبیه سازی انرژی:

برای شبیه سازی انرژی تا خدا بخواهد نرم افزار هست. من شخصا از EnergyPlus استفاده می کنم. مثل خیلی از نرم افزارهای پدر و مادر دار دیگری که معرفی خواهم کرد مجانی است و می توانید از اینجا دانلود کنید. تنها مساله اش این است که اینترفیس ندارد. (یا خدا! حالا کی می خواهد بگوید اینترفیس کی بود؟ حالا این چند خط را تا آخر بخوانید تا من ایده ای در این باره به نظرم برسد که چگونه اینترفیس را باید توضیح بدهم. من تجربه های شکست خورده در زمینه توضیح اینترفیس به زبان انگلیسی زیاد داشته ام اما اخیرا احساس می کنم که در این زمینه پیشرفت قابل توجهی کرده ام!)

به هر حال اینترفیسی که من پیشنهاد می کنم OpenStudio است که خودش یه پلاگین برای SketchUp. این اینترفیس مجانیه که اصولا برای اینترفیس ها امر عجیبی محسوب می شه. هنوز در مراحل شکل گیریه و یه کم لم داره کار کردن باهاش که من این رو هم دوست دارم شخصا. یعنی طوری نیست که شما هر کاری بکنید یه جواب بی ربطی تولید کنه براتون... من می دونم آدمهای باهوشی روی این پروژه کار می کنن و می دونن که چه کار می کنن. مثلا از جمله کارهایی که دارن انجام میدن الان اینه که یک سری اسکریپت Ruby هم نوشتن که کارهای بامزه ای می کنه از جمله این که مدل انرژی رو به مدل شبیه سازی نور تبدیل می کنه. یعنی OpenStudio خودش می تونه اینترفیس برای شبیه سازی نور هم باشه اما باید اول مدل انرژی تون رو تمام و کمال داشته باشید.(اینترفیس در اینترفیس شد یک جورهایی الان من نگرانم که کسی به خاطر این که نمی دونه اینترفیس چیه به حالت "دیدمش و دید" مرا دچار نشه! اگر الان فکر می کنید که نیاز دارید بدانید که اینترفیس چیست بروید آخر این متن...)

اینترفیس دیگه ای که برای شبیه سازی انرژی هست و از مرز پرگهر و چین و برخی دیگر از ممالک دنیا که بگذریم باید برایش پول بدهید DesignBuilder. مدلسازی در DesignBuilder به مراتب ساده تره اما من خیلی از این اینترفیس به دلایل گوناگون به جز این که باید پول بدی خوشم نمیاد. ساده ترینش اینه که حتی در مواردی که کراش می کنه هم به شما یه نتایجی میده! یا این که وقتی یه حجم gbXML رو وارد می کنید تمام ارتفاع ها رو مشابه هم می کنه. کلا هم باید حواستون باشه که خروجی هایی که می گیرید با خروجی های اصیل انرژی پلاس تفاوت هایی دارند (اینجا رو ببینید). البته یک مزیت اساسی هم دارد که امکان شبیه سازی همزمان CFD و انرژی است که فکر نمی کنم برای کسانی که می خواهند شبیه سازی را شروع کنند خیلی مهم باشد اما از آن چیزهایی است که کم کم مهم می شود. (این که CFD کی بود این وسط را بعدا می گویم یا نه اصلا! فرض بر این است که شما پایان نامه را خوانده اید پس می دانید CFD چیست... حرفمو پس می گیرم!)

به جز این ها مثلا IES-VE هم هست که من خیلی تجربه کار کردن باهاش رو برای شبیه سازی انرژی ندارم و نظر قابل توجهی هم در این زمینه ندارم... (من اگر در اروپا بودم در استفاده از نرم افزار ESP-r شک به دل راه نمی دادم. برمی گردد به داستان یک عشق قدیمی!)

شبیه سازی نور:

در شبیه سازی نور هم نرم افزارهای متنوعی وجود دارند ولی نرم افزاری که تقریبا پایه همه نرم افزارهای دیگر شبیه سازی نوره RADIANCE. RADIANCE اصولا برای شبیه سازی نور در یک لحظه معین نوشته شده است. یعنی مثلا اگر شما بخواهید بدانید روشنایی داخل همین اتاقی را که الان در آن نشسته اید و دارید این مطلب را می خوانید در اول فروردین در ساعت 8:44 دقیقه به وقت محلی که امسال لحظه تحویل سال بود چگونه است کارتان با ریدینس راه می افتد اما حالا اگر بخواهید بدانید در کل سال چه اتفاقی می افتد در صورت استفاده از RADIANCE باید یک عمری منتظر بمانید و بعد مجبورید که وضعیت آسمان در هر لحظه از سال رو از داده های آب و هوایی برای ریدینس تعریف کنید. از آنجایی که زحمت می شد برای دوستان و خوب این آخه چه کاریه نرم افزار دیگری به نام DAYSIM بر پایه RADIANCE نوشته شده است.

استفاده اصلی DAYSIM برای شبیه سازی سالیانه روشنایی با استفاده از داده های آب و هوایی است و تفاوت اصلی در بالا بردن سرعت محاسبات نسبت به RADIANCE در ساده سازی گنبد آسمان و محدود کردن تعداد پرتوها برای ray-tracing است. مورد خاص دیگری که در این نرم افزار وجود دارد الگوریتم پیش بینی رفتار ساکنین ساختمان است. یعنی این که با توجه به میزان شدت نور دریافتی کاربران در چه زمانی از روشنایی مصنوعی استفاده خواهند کرد یا پرده ها را پایین خواهند کشید و موارد مشابه.

اینترفیس هایی که من پیشنهاد می کنم DIVA ست و ECOTECT. مزیت DIVA علاوه بر این که مجانیه اینه که به عنوان پلاگین برای راینهو نوشته شده. برای همین شما می تونید شبیه سازی رو برای همون مدل معماری با اندکی آماده سازی مدل انجام بدید و نتایج رو هم همونجا ببینید. یه مزیت دیگه هم اینه که DIVA یه سری کمپوننت برای grasshopper هم داره که خوب این انجام شبیه سازی ها رو به صورت پارامتریک هم ممکن میکنه. تا یادم نرفته اینکه گروه DIVA دارن یه کمپوننت هم برای انرژی پلاس دارن می نویسن که الان در مراحل اولیه است به نام viper و من شخصا به خاطر محدودیت هایی که داره خیلی ازش استفاده نکردم و نظر خاصی ندارم. (یعنی واقعیت اینه که یه بار یه اتاق رو باهاش ران کردم و بعد اینقدر محدودیت داشت که اون زنبورعسل رو که الان اسمش رو به caterpillar تغییر دادم رو نوشتم. اما من مطمئنم با پولی که پشت این پروژه هست و تیمی که روش کار می کنن در آینده نزدیک چیز قابل قبولی ازش درمیاد.)

به هر حال شبیه سازی نور با فاصله قابل توجهی آسان ترین شبیه سازی هاست چه از نظر مدلسازی و چه از نظر آماده کردن مدل و چه از نظر خوندن نتایج. اگر می خواهید شبیه سازی را شروع کنید از شبیه سازی نور شروع کنید کلا و به عنوان اولین مطلبی که می خواهید بخونید دو فصل اول خودآموز DAYSIM رو بخونید.


  ( با همه توانایی هایی که ریدینس دارد اصولا چون از روش پرتوافشانی معکوس ( الان من سعی کردم reversed ray-tracing رو ترجمه کنم) استفاده می کند برای شبیه سازی برخی از ایده ها مثل light-tube (این یکی رو دیگه به شلنگ نور و ریسه نور و اینها ترجمه نکردم) محدودیت هایی داره.)


خوب از آنجایی که تا اینجا هم خیلی طولانی شد، اینترفیس و شبیه سازی جریان هوا (باد) می ماند برای قسمت بعد! من کلی ایده مسخره در زمینه تعریف ساده اینترفیس و اهمیت آن در زندگی به ذهنم رسید که حالا ماند برای بعد اما به هر حال برای شمایی که می خواهید بدانید GUI یا Graphical User Interface به نقل از ویکیپدیا می شود این.

 

پ.ن. باورم نمی شه که بالاخره این رو نوشتم! هووووووووهووووووووووو! :)

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱۳