خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

11 سال پیش در چنین روزی!

اسم وبلاگ را می خواهم بگذارم سالنامه خشت اول بعد هر سال بیایم بنویسم یک سال گذشت. بله این وبلاگ امروز یا دیروز 11 ساله شد به گمانم.

الان یک لیست بلند بالا از کارهای نکرده دارم که سبب می شود احساس گناه کنم از این که آمده ام اینجا دارم می نویسم.

زمان برای من ساده شده است در حد یک مفهوم دو بعدی گذشته، حال و آینده. هر چیزی که قبلا اتفاق افتاده، قبلا اتفاق افتاده و من یادم نمی آید که دو ماه قبل بود، سه ماه قبل بود، سال قبل بود یا دو سال قبل. قبلا، قبلا است... عمق ندارد. مثل یک لیست نامرتب است که آیتم ها با یک کلیدواژه پیدا می شوند بیشتر از این که بر اساس زمان مرتب شده باشند. این ها را نوشتم که بگویم یادم نمی آید پارسال تا امسال چه کار کرده ام. یعنی یادم نمی آید که "پارسال بهار دسته جمعی" کی شروع شد. اما می دانم که این روزها دارد چه اتفاق هایی می افتد، بنابراین از همین ها می نویسم.

با این که تازه کارم رو عوض کرده ام به شدت احساس می کنم که به زودی باز هم این اتفاق خواهد افتاد. بیشتر از هر موقعی فکر می کنم که باید از هرگونه تشکیلات مرتبط با صنعت ساختمان فاصله بگیرم تا بتوانم تاثیر بهتری داشته باشم. همین که از دفتر معماری زدم بیرون سبب شد که خیلی بیشتر بتوانم به معمارها کمک کنم و فکر می کنم که اگر کار و باری خارج از صنعت ساختمان داشته باشم می توانم بیشتر به صنعت ساختمان کمک کنم. صنعت عقب مانده، متوهم و خود قشنگ پندار ساختمان...

اگر بخواهم برای امسال یک هدف بزرگ داشته باشم این است که دانشم را درباره وب افزایش بدهم. خیلی در این زمینه بی سوادم و نمی شود که این طوری بیسواد بمانم. هانی بی و لیدی باگ دارند کم به کم به جایی می رسند که می توانند روی پای خودشان وایسند. دوست دارم که خیلی از این ها را ببرم روی وب. یک بار یک تلاش نصفه و نیمه ای کردم اما خیلی کار دارد که چیز به درد بخوری بشود. اگر این شرایط احمقانه ویزا نبود خیلی محتمل بود که دو-سه ماهی نروم سر کار و بروم بنشینم یک غاری جایی این قضیه را حل و فصل کنم.

امروز رفته بودم دفتر گریم شاو یک ارائه مختصر درباره هانی بی داشته باشم. دفترشان انتهای غربی منهتن است و 20 دقیقه ای باید پیاده راه می رفتم تا برسم. سر راه یاد ایمیلی افتادم که برای وبسایت گریم شاو و هاپکینز سال ها قبل فرستاده بودم که اطلاعات روی وبسایتتان خیلی ناقص است و از این رنزو پیانو یاد بگیرید. یادش به خیر چقدر علی ارباب به این حرکت من خندید ولی خدائیش حرف حق بود. امروز یادم آمد که مدت هاست وبسایتشان رو نگاه نکرده ام.

حالا که صحبت از هانی بی یا همان زنبور عسل شد، برای کسانی که ممکن است علاقمند باشند این را هم اضافه کنم که من با دانشگاه صحبت کردم و توافق کردند که کلاسهایم را به طور زنده و همزمان روی اینترنت پخش کنم. هفته پیش استقبال خیلی خوبی شد و این هفته فکر کنم تعداد بیشتری شرکت کنند. اگر دوست دارید کلاس ها را نگاه کنید اینجا را بخوانید. کلاس هفته پیش ضبط شده است اما نمی دانم که دانشگاه توافق کند که روی اینترنت آپلود شود یا نه. اگر به من بود تا حالا آپلود شده بود و من لینکش را اینجا گذاشته بودم اما فعلا تصمیم گیری در این باره خارج از اختیار من است!

همین ها دیگر! خوب باشید و سال نوتان سیزده به در!

مصطفی

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٦:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٤