خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

سفرنامه کنفرانس آکسفورد 2008- قسمت ششم

فروم 9، ساعت 8:54

موضوع فروم 9 اینه: Virtual Building and Generative Design.و با سخنرانی اندرو مارش شروع میشه. چقدر این اندرو  مارش گنده است! آخر عاقبت پشت کامپیوتر نشینی همین میشه دیگه!؛).

خوب بالاخره شروع کرد و جالب اینکه نسخه اکوتکی که در اختیار اینه گویا با اینی که ما داریم فرق می کنه!

یک کاریکاتور نشان داد که یک ساختمان درب و داغان دودزا در پشت سر دو نفر است و یک نفر به آن یکی می گوید که "فکر کنم با افزودن تعدادی سلول فتوولتاییک می توانیم این ساختمان را پایدار کنیم!".

... کارایی ساختمان ها (Building Performance ) هم اکنون یکی از فاکتورهای اساسی طراحی ساختمان است و البته نه فقط در بحث های مربوط به انرژی.

خوب حالا مسئولیت این مطلب با کیست؟...نمودار معروف هزینه، امکان ایجاد تغییرات و روند طراحی را نشان می دهد. (یک چیزی در مایه های این که در اینجا گذاشته بودم اما با گرافیک بهتر)

*70 درصد تصمیماتی که کارایی نهایی ساختمان را تعیین می کنند در 3 تا 4 هفته ی ابتدایی طراحی تعیین می شوند.

* تنها با تعیین شکل، جهت و مکان صحیح ساختمان در سایت تا 60 درصد در میزان هزینه های انرژی مصرفی ساختمان پس از ساخت صرفه جویی خواهد شد. اضافه کنید 20 درصد از سودی که در نهایت به پروژه اضافه میشود (؟)... خیلی تند تند و با یک لهجه ی خاصی حرف میزند. فکر کنم مال اصفهان بریتانیاس! (البته بعدا فهمیدم لهجه ی مبارک استرالیایی است و کلا بریتیش رو ول کن این یکی رو بچسب! استاد اسدی رو!)

در ادامه در مورد انتخاب مصالح حرف می زند و اینکه در گذشته انتخاب بهترین بوده میان تعداد اندکی از مصالح و امروز انتخاب بهترین را باید میان تعداد فراوانی از مصالح انجام بدهیم...

در ادامه دارد درباره طراحی پارامتریک و الگوریتم های گسترش یاب صحبت می کند و اینکه رایانه ها امکان این را می دهند که برخی از مسایل را که هرگز به آن ها نیاندیشیده ایم ببینیم...که من البته با این حرف شخصا مخالفم.

لزوم این که معماران به رویکردی از معماری که کارایی در آن اهمیت داشته باشد این است که:

اولا معماران علاقه و شوق لازم را در خود داشته باشند. و دیگر اینکه صلاحیت و آگاهی لازم برای انجام این کار را داشته باشند.

... با رویکردی که به سمت ایزو 14001 آغاز شده است لزوم یادگیری چنین مهارت هایی بیش از پیش نمایان می شود و معماران می باید مهارت های لازم در این زمینه ها را فراگیرند.

یک مدل از فعالیت های همزمان نشان داد و کارایی های نرم افزارهای شبیه ساز را در این زمینه شرح داد که خیال من را هم راحت کرد که آنچه در فهرست پایان نامه نوشته ام کامل بوده است...آخرش هم چند تا شوخی کرد که چقد حرف زدم و Cheers!...خلاصه و مفید بود حرف هایش هرچند خیلی چیز تازه ای نداشت.

سخنران دوم از قیافه اش معلوم است که از آن دلسوخته هاست! اول دستی می اندازد داخل موهایش و آن ها را آشفته تر از قبل می کند... تصویر اول اسلاید یک زن مدل است که گویا کفشش در پایش پیچیده و حالا پایش را بالا آورده و دارد کفش پاشنه بلندش را درست می کند. زیرش هم نوشته:

"Isn't my new facade sexy? But it is so uncomfortable"... معماری مدگرا معماری دردناکی را می سازد. من آمده ام که درباره ی مداد حرف بزنم و نه کامپیوتر! (اسم فروم را اشتباه خوانده به گمانم!؟)...یک سری از این کارهای فرمال هویجی را نشان داد و گفت: این ها آنجایی است که کامپیوتر ما را می برد!...و ما به این ساختمان ها جایزه هم می دهیم! (وای بر ما! ;).)

... وقتی عینکی به چشم می زنیم برای اینکه بهتر ببینیم، هیچ وقت خود عینک را نمی بینیم!...آفرین پدرم. این یک جمله اش را خدایی باید طلا گرفت. به نظر من این تعبیر، بهترین تعبیر است برای استفاده ی درست از نرم افزارهای کامپیوتری یعنی اینکه مانعی نباشد و خودش هم مساله نباشد.

یک اسلاید از یک سلول زندان نشان داد با در و دیوارهای سفید و خیلی ساده و گفت: این است معماری ای که دنبال آن می گردید!؟ مینیمالیسم نمونه...

این آقا عذرخواهی کرد که نمی تواند بماند و باید برود اگر می ماند من حتما چند تا سوال می کردم ازش که چرا اینقدر یکسویه ماجرا را بررسی می کند؟ مگر همه ماجرا همین است؟ حالا که رفت. آدرس ایمیلش را داده که ایمیل کنیم نظرات را.

سخنران سوم خانمی است از دانشگاه پنسیلوانیا و می خواهد تجربیاتش از به کارگیری نرم افزارهای شبیه ساز در آتلیه ی معماری بیان نماید. همکاری قبرسی هم دارد که نیامده است.

بحث هایی که در این زمینه مطرح اند عبارتند از:

- معماری امری کیفی است در حالی که مباحث مربوط به انرژی مباحثی کمی هستند.

- برخی معتقدند که مباحث مربوط به انرژی مربوط به مهندسین است.

- شبیه سازی بسیار وقت گیر است و با ذات طراحی در مراحل اولیه سازگاری ندارد.

خوب هر سه تای اینها را خیلی با آرامش هم قبول کرد و هم نفی کرد و در نهایت نتایج کارهایی را که انجام داده بودند نشان داد و اینکه دو نگرش متفاوات را داشته اند. یکی نگرش همه جانبه نگر بوده است که چون دانشجویان از پس فهم ماجرا بر نیامده اند نتایج خوبی نگرفته اند و یکی این که از دانشجویان خواسته اند که با استفاده از یک سری نرم افزارهای محدود و رایگان بعضی قسمت ها را شبیه سازی کنند که تا حد زیادی موفق بوده اند و دانشجوها هم علاقه نشان داده اند.

این سخنرانی برایم جالب بود و اینکه صلح بهتر از حقیقت است گویا!

یک سخنران این وسط آمد که من نفهمیدم حتی این کارها که نشان می دهد کارهای خودش بود یا کارهای دانشجوهایش و کلا چه می خواست بگوید را هم نفهمیدم. کله اش را می گرفت پایین و وز وز می کرد و جالب اینکه به سوادمان شک کردیم و از این بغل دستی ام پرسیدم که چه می گوید و او هم که آمریکایی است گفت نمی فهمد!

سخنران بعدی یک آقایی است از آمریکا با مقاله ای به عنوان مدارک ساخت در آینده ی دیجیتال. نوع لباس پوشیدن و چهره اش آدم را یاد فیلم های سیاه و سفید می اندازد.

یک مقدار درباره ی معماری دیجیتال و معماری مجازی صحبت می کند و اینکه بعضی اوقات ما از کامپیوتر به گونه ای کار می کشیم که به جای شفاف شدن موضوع شرایط غیرقابل کنترل می شود و بعد موضوع بحث را پیرامون دو موضوع مطرح کرد و جمع بندی کرد:

ایده ی اول پروسه ی بدون کاغذ بود که با استفاده از این نرم افزارهایی که نشان می داد در آن واحد تصاویر دو بعدی و سه بعدی ساختمان در کنار هم در دست بود و در گام بعد سیستم اندازه گذاری پویا را نشان داد که با زوم کردن به داخل اندازه های ریزتر و اطلاعات دقیقتر دیده می شد و با دور کردن تصویر، اندازه های کلی و می گفت که یک مدارک ساخت و ساز در آینده باید در چنین ساختاری باشد.

و اما بحث های آخر:

* یک سوالی که مطرح است این است که ما در قراردهای کنونی ساختار مشخصی داریم درباره ی نقشه هایی که رد و بدل می کنیم و بعد این سوال در آینده ی دیجیتال مطرح است که اگر قرار باشد همه بر روی یک مدل کامپیوتری مشترک کار کنند صاحب این مدل چه کسی است؟ مسولیت کدام قسمت با کیست؟ و امثال اینها؟

* مساله ی دوم هم این بود که همه ی ما به این نتیجه رسیده ایم که معمارن و مهندسان در آتلیه ها باید در کنار هم کار کنند و این امر چگونه ممکن است؟ آدم های مختلف از تجربیات مختلفشان گفتند و به نظر می آید این مساله زمانی به خوبی حل می شود که استادی پیدا شود که این مطالب را در هر دو جهت خوب بداند...

خوب برویم برای ناهار که از واجبات امور است! ؛).

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/۱۸