خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

من یک کارمند وظیفه ام - چهار

و بدان ای پسر که در اواخر هر ماه هجری شمسی تا اوایل ماه بعد، هر کارمند را گران وظیفه ای است در محاسبه میزان دریافتی خویش. دریافتی تو رابطه ای عجیب و پیچیده است میان ساعات حضور و غیبت و حق عیال و مسکنت! و  بر آن ضرایب گوناگونی را اعمال کن و کسورات معمول را کم نما. پس هر یک را دو صد تبصره جاری است. بخوان و اعمال کن و در این کار سستی ننمای که خدا کاهلان را دوست نمی دارد.

آگاه باش که هر چه کنی میزان محاسبات تو و کارشناس بخش مالی مشابه  نگردد  مگر به اذن خدای تعالی که او هم عمرا اذن نخواهد کرد. پس هر ماه گوشی خویش بردار و به صحبت شو تا راز کار بر تو آشکار گردد. این امر خود سبب افزایش مراودات است و نیکی فراوان در آن است که در سال های نخست بر تو پوشیده باشد اما به ممارست بر تو آشکار خواهد گشت.

و توصیه است بر آن که این امر را هر ماه تداوم باید تا بازنشستگی و مباد بر تو اندیشیدن که چه سود دارد آخر؟ تو این کار بکن و شاد همی باش تا آن روز که پرده ها از مقابل چشمان تو فرو افتد و راز محاسبه همزمان دریافتی خویش و سود بانکی حاصل از اجتماع آن را نیز دریابی. تا آن روز این ذکر را بر زبان خویش جاری دار و نخست از خویش و سپس از کارشناس مالی بازپرس: "این عدد حقوقمو بگو از کجا آوردی؟... بگو از کجا، بگو از کجا،‌بگو از کجا آوردی؟"

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٩