خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

ما همه بیماریم!...خود من یکیش!

هر چه هم که برنامه ریزی کنم و تقسیم کار کنم و هزار و یک CPM و این ها هم بکشم در نهایت ماجرا من مرد ارائه در شب آخرم! همین الان هم زنگ بزنند که دو روز کار بیفتد عقب، من برای 5 روز فعالیت اضافه می کنم و دوباره می شود همین آش و همین کاسه... بنابراین تا ما هستیم و رادیو پیامی هست، تا هست چنین بادا، چون چاره ای نیست، خوب!

 

پ.ن: تمام شد و حالا منتظریم تا صبح تر بشود! ۶:٣۵ بامداد

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٧