خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

استاد باباته! - 2

آقایان، خانم ها! خوانندگان مرئی و نامرئی این صفحه.

چون فرصت نشد ادامه مطلب قبلی را بنویسم و بعید است که بنویسم فقط برای اینکه شفاف سازی کرده باشیم. گویا برداشتی که شده متفاوت از واقعیت است. کل ماجرا یک جلسه سه ساعته بود و نه بیشتر. آن هم برای تعدادی معمار اغلب پا به سن گذاشته که آن هم تمام شد. والسلام!

کم سن و سال ترین حاضرین جلسه گویا هم سن و سال خودم بودند و جالب تر آن که یکی از حاضرین همکلاسی کلاس سوم دبستان خودمان درآمد! 

به دور باد از ما تدریس در هر یک از دانشکده های گوگولی مگولی تازه به دوران رسیده این مملکت که تعدادشان هم کم نیست و روز به روز بیشتر هم می شود... (منظور از دانشکده های گوگولی مگولی این دانشکده های مختلف نوظهوری است که عمده دلیل افتتاحشان توزیع مدارک در سطوح مختلف به علاقمندان از همه جا مانده و از همه جا رانده است... ببخشید اگر الان به بعضی ها برخورد! اما فکر می کنم با بعضی مسائل نباید اینقدر شوخی کرد. منظورم علم و دانش و تخصص و مدارج علمی است البته!)

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱۳