خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

بوی یاس جانماز ترمه مادربزرگ

 

 

 

پارسال همین روزها که داشتم از بهار می نوشتم و از عید، همان موقع که داشتم می نوشتم: بهار رودسر یعنی خانه‌ی مادربزرگ که خیلی بزرگ بود و خیلی شلوغ و روی پله‌هایش یک قالی قرمز داشت که یک جورهایی وسطهایش معلق می‌شد بعد از مدتی و جان می‌داد برای حرکات ژانگولری... آن موقع هیچ به ذهنم نمی رسید که امسال وقتی که عید باشد، مادربزرگ نباشد... سال نو همگی خوش و خرم!

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢۸