خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

آقای سید اورک

مادربزرگ ما آمده سر سفره و به گیلکی البته می گوید: ای آ سِد اورِک اَمَرِ بِکُشت. (یعنی این آ سِد اورِک ما را کشت.)

- "آقا سید اورک" کیه دیگه؟

+ آ سِد اورِک زَک! (این یکی هم یعنی: آ سِد اورِک بچه جون!)

- آها! اسید اوریک منظورتونه.

+ آها دِ! (آهان دیگه!)

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٥
تگ ها : متفرقه