خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

این من متحجر که چشم دیدن پیشرفت شما را ندارم و چشمم کور و دندم نرم!

در ایران، همین جایی که من زندگی می کنم طراحی خانه ای برای سال ٢٠۵٠ به مسابقه گذاشته شده است... در ایران در جایی که مقیاس اجرا بیل است و فنآوری ها تکمیل! در ایران...قهقهه. خانه ای برای ٢٠۵٠؟ در مملکتی که خانه هایی برای ٢٠٠٩ اش اینهایی است که هر روز می بینیم، در مملکتی که برای اجرای یک دیوار درست مشکل داریم... مسابقه برگزار می کنیم که خانه ای برای ٢٠۵٠ چه باید باشد؟ قهقهه

چرا من الان ناراحت باشم؟ چرا از ته دل نباید بخندم!؟ آقا من واقعا ممنونم. دنیا برای همه ما جا دارد. شاد باشید، توهم بزنید و مسابقه برگزار کنید. مثل همان مسابقات یادمان هایی که برگزار کردید. تجربه نشان داده که آدم بی کار فراوان است که در مسابقات قشنگ شما شرکت کند و همگی دور هم باشید و دور هم بودن هم خیلی خوب است و بر منکرش لعنت. ساختمان های واقعی ٢٠٠٩ را به غایت مناسب می سازند و این مشکلات اندکی که مانده است را بقیه حل می کنند. و مگر برای کارهای جدی و واقعی هم مسابقه برگزار می کنند...اصلا کلاس این کارهای دم دستی سطحش پایین است...فیل را هوا باید کرد!

توهم بزنید و با طراحی خانه ای برای سال ٢٠۵٠ دنیا را متحیر کنید. این قله های معماری است که منتظر شماست و دنیا به امثال شما نیاز دارد.

اینجا ایران است!

من هم برای اینکه سهمی هر چند اندک در این فعالیت مثبت و پیشرو داشته باشم پیشنهاد می کنم که حالا که ملت می خواهند زحمت بکشند و بالاخره کاغذ و پوستی مصرف می شود و پتانسیل هم خوب این همه بالاست بعد از طراحی خانه، دوستان حتی الامکان آن شهر ٢٠۵٠ را هم بکشند و همینطور تا جایی که شیت جا دارد طراحی کنند و بروند جلو تا مشکلات بیشتری ییهو حل شود و ما زودتر این قله ها را فتح کنیم که دارد دیر میشود و سال نوآوری و شکوفایی هم رو به اتمام است و احتمالا برای سال بعد هم تمدید نشود و من جدا نگران این مطلب هستم!

 

بله...

این منم!

این من متحجر که چشم دیدن پیشرفت شما را ندارد

چشمم کور

دندم نرم!

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢۳