خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

6 سال پیش در چنین روزهایی...

این ٢٠٠ امین یادداشتی است که در نزدیکی های شروع هفتمین سال وجود این صفحه  که مصادف است با ١٣ فروردین نگاشته می شود. خوب به هر حال سرنوشت صفحه ای که نخستین یادداشت آن در ١٣ فروردین نگاشته شده باشد در این حول و احوال جغرافیایی و تاریخی سرنوشتی شوم خواهد بود!... نه آرش خان مودب؟

این ٢٠٠ امین یادداشتی است که اینجا منتشر می شود و می شود دو صد گفته ... همانی که چون نیم کردار نیست. جالب آن که به گمانم اگر امسال هم اینترنت ای دی اس ال ای نبود تا رسیدن به این ٢٠٠ یادداشت عمری طول می کشید.

آن موقعی که این صفحه زاده شد در ذهن نگارنده آن بیش از هر چیز محل معرفی لینک هایی بود که از دنیای مجازی می یافت. آن هایی که پیش از این می رفت داخل Favorite اینترنت اکسپلورر و با هر بار فرمت شدن رایانه می پرید! و البته این تمامی مطلب نبود...آن موقع نگارنده این خطوط جوان (تر) بود و بیشتر از دغدغه هایی که داشت می نوشت. از آن چه آن موقع ها می اندیشید اهمیت دارد.

زمان اما همه چیز را دست خوش تغییر می کند و این مثل همیشه یکی از بهترین قسمت های ماجراست. در دوران گذار این صفحه مبدل شد به یک غرنامه تمام عیار که معمولا چندماه به چندماه به روز می شد و گاهی اوقات این چندماه ها آنقدر  طولانی شد که این صفحه تبدیل شد به سالنامه.

اما این روزها کسی این صفحه را می نویسد که اینترنت ای دی اس ال در اختیار دارد و لینک های مورد علاقه اش را در معمولا در گوگل ریدر نگاه می دارد و ترجیح می دهد دغدغه های معماری اش را در جاهای دیگری دنبال می کند که به خیالش مکان هایی مناسب تر است و اینجا را اختصاص داده است به دغدغه های روزمره اش که الزاما معماری نیست اما گاهی اوقات با هم تلاقی میکنند... بنابراین بیشتر از سابق می نویسد و همچنان بی ربط به یگدیگر، اما مرتبط با خودش.

به هر حال در نزدیکی های شروع ٧ امین سال که آدم را یاد ترشی و سرکه و شراب و ملانصرالدین و کارت بازی و هفت آسمان و زمین و بهشت و جهنم و کمدی الهی دانته می اندازد از این که اینجا را می خوانید خوشحالیم!

 

پ.ن.: اگر امشب بی خوابی مرا نمی گرفت قصد داشتم این مطلب را در سیزدهمین روز فروردین بنویسم. چه فرقی می کند حالا! مثلا الان آخر هفته است!

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٧