خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

جدی نگیرید

اصولی کاربردی در طراحـــی
...هر چند قبل از این ، ما نیز خود، بر آن بودیم که اصول خاصی در روند طراحی معماری حاکم نمی باشد و هر طراح اصول خاص خویش را آنچنان که باید در طول مراحل آموزش و کار در می یابد، اما با تفکرات فراوان و تجارب گرانبهایی که این مدت یافتیم فهمیدیم آنگونه که ما فکر می کردیم هم نیست و اصولی وجود دارد که ما از آن بی خبر بودیم . این شما و این هم اصول طراحی:

اصل اول ــ خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.... تو ضیح خاصی ندارم. ولی به کارگیری این اصل هویت ایرانی فراوانی به طرح می دهد.

اصل دوم ــ بی قید وبند شروع کنید ...... برای شروع طراحی، سایت هیچ اهمیتی ندارد. شناخت استعدادهای سایت مربوط به انسانهاییست که از اصول معماری آنچه را که باید نمی دانند . به هیچ وجه خود را در گیر این مسائل جزئی نکنید ، حیف از عمر نیست؟! . هر چند گهگاهی برخی افراد نا آگاه و به خصوص حتی برخی از معماران ــ که از آنها دیگر انتظار نمی رود ــ برخی سخنان منحرف کننده را مطرح می کنند، اما شما توجه نکنید. مثلا یکی از همین آقایان به نام تادائو آندو یا یک چیزی در همین مایه ها،که خیلی ادعای معماری هم می کند ، میگوید: (( زمانی که شما چیزی را طراحی می کنید یا می سازید، بایستی توجه کنید که چه چیزی را از زمین یا محیط زیست می گیرید تا چیزی جدید به آن هدیه دهید.)). البته من از ابتدا می دانستم که این آقای آندو چیزی نمی شود و از همان اول هم با مطرح شدن او در آتلیه ها موافق نبودم . اما چه می شود کرد، حالا که دیگر مطرح شده تنها می توانم شما را از گمراهی او آگاه کنم تا گمراه نشوید . همسایگی ، دسترسی و امثال اینها مسائلی است که زمان آنها گذشته است به اصول مهمتری که به آنها اشاره خواهد شد دقت کنید ونسبت به این مسائل آسوده خاطر باشید . اگر هم روزی مطرح شد، آنها را به معماران رده دوم بسپرید . به ما که بزرگ معماریم، ربطی ندارد.

اصل سوم ــ Jingolakization (بخوانید جینگولکیزاسیون) .. در پلان، یک طرح گرافیکی خوب طراحی کنید. روش Jingolakization به شدت پیشنهاد می شود .هر چه غیر منطقی تر بهتر و هنری تر. شک نکنید که گرافیک پلان در مقیاس کل دانشکده ، حداقل توسط فضانوردان روسی، در حین راهپیمایی فضایی درک خواهد شد!!! پس مهم است. به فضا فکر نکنید چون ممکن است گرافیک کار را تحت الشعاع قرار دهد و این بزرگترین خطایی است که ممکن است شما مرتکب آن شوید . همیشه یادتان باشد که : (( درک فضایی ما و اساتید را نشاید، باید فرم را چسبید.)) ، پس محکم به فرم بچسبید- تاکید میکنم "محکم"- وگرنه کل طرح شما زیر سئوال خواهد رفت.

اصل چهارم ـــ فرم و دیگر هیچ ....... وقتی پلان تمام شد، به پلان گرافیکی خود حجم دهید. در این مرحله نیز به تجربه فضایی و عملکردها فکر نکنید. زیبایی بصری از همه چیز مهمتر است. آخر پدر من این مدرنیسم با این همه عملکردی بودن به کجا رسید؟ که ما بخواهیم برسیم . پس فرم را حتما به خوبی طراحی کنید، حتی به بهای زیر سئوال رفتن همه عملکردها .مهم نیست که کارمی کند یا نه. اولا این بنا قرار نیست ساخته شود در ضمن همانگونه خواهیم گفت ما هم قرار نیست معمار بشویم ! ! یک نکته مهم دیگر : در بحث کمپوزوسیون مقیاس و درک فضایی انسانی مهم نیست ، چه کار شما دانشکده باشد یا منزل مسکونی، چه یک هکتار ،چه 60 متر مربع . مطمئنا اثر حجم آمفی تئاتر که 50 متر آن طرف تر باغچه شما را نصف کرده ، درک خواهد شد، آن هم حداقل سه بار در سال:
1- هنگامی که پرندگان مهاجراز شمال به نواحی گرمسیری افریقا مهاجرت می کنند.
2- وقتی که اساتید در روز ژوژمان به طرح شما نمره می دهند.
3- هنگامی که پرندگان مهاجر از نواحی گرمسیری آفریقا به شمال باز می گردند.

اصل پنجم ــ(Cheponazism ) . خوب، حالا نوبت چپانش عملکردی است. در این مرحله از اساتید بهره لازم را ببرید، بی شک استادند. کار سختی نیست. کافیست با توجه به تناسبات احجام عملکردها را بچپانید. اصلا مهم نیست که آمفی تئاتر کنار آشپزخانه باشد یا کلاسها. مهم فرم زیبا و گرافیک پلانییست ــ که کلاغهای ساکن منطقه و پرندگان مهاجر از آن لذت می برندــ و اگر طبق اصول ما طراحی کرده باشید، در مراحل قبل به آن رسیده اید.
اگر فضا کم یا اضافه آوردید، هیچ گاه نگران نباشید. ما فکر همه چیز را کرده ایم. اگر فضا کم آوردید بفیه فضاها در زیر زمین حل کنید.این کار حداقل دو سود دارد : 1- کمپوزوسیون حجمی شما به هم نمی خورد. 2- کسی درباره نور وتهویه ومسائل انسانی آن فضاها از شما سئوال نخواهد کرد . اما فضای زیاد هم راه حل خود را دارد : ((عملکردهای جدید و فلسفه بافی)) . عرض می کنم که چگونه . مثلا فضایی با سنگ فرش قرمز برای دانشجویانی که تفکرات نهیلیستی دارند، طراحی کنید. این سنگهای قرمز کف، یاد آور آن خواهد بود که زندگی سیبی است، گاز باید زد با پوست!!.... یا فضایی جهت داد کشیدن در ساعت 10:15صبح در منتهی الیه غربی سایت طراحی کنید،که نور خوبی هم نداشته باشد و یا فضایی جهت رو پایی با توپ دولایه لاکی برای آقایان .برای آنکه فیمینیست ها هم نگران نباشند فضای خمیازه برای ساعت 3:30 بعداز ظهر مخصوص خانمها را طراحی کنند. تا بخواهید عملکردهایی داریم که تا به حال به آنها فکر نشده است ، حتی ممکن است به علت خلاقیت در برنامه طراحی از شما قدردانی شود. البته در صورتیکه آدم فهیم در آتلیه شما پیدا شود. در این صورت تعارف نکنید، شما لایق این تحسین هستید.پس با رویی گشاده با دوستانتان که به شما آفرین می گویند برخورد کنید و در صدد انکار خلاقیت های خود نباشید.

اصل ششم ـ فوتهای آخر..... حالا طرح شما آماده است، فقط فوت آخر مانده تا کاری داشته باشید که به آن ببالید. جهت پیشرفت ماکت قدیمی را به خواهر کوجکترتان تحویل دهید تا با آن بازی کند ، ماکتی شیک بسازید. ( در این زمینه پلکسی خاصیتی انکار ناپذیر دارد.) پوستیهای خود را با دقت راندو کنید .سر و رویتان را مرتب کنید به خودتان عطر بزنید . اما همواره یادتان باشد یکی از مهمترین فاکتورها انتخاب رنگ شیت است ،که در این مورد میتوانید از سلیقه اساتید کمک بگیرید. انرژی را اینجاها صرف کنید تا کسی از شما نخواهد که روی حل مسائل طراحی انرژی بگذارید. سپس به کرکسیونهای متوالی بپردازید . نترسید! اگر با اصول ما پیش رفته باشید، هیچ کس به طرح شما ایرادهای اساسی نخواهد گرفت. ما به همه گفته ایم که روح لطیف شما در معرض خطری جدی قرار دارد . این که شما آمفی تئاتری با ورودی از زیر سن طراحی کرده اید و سن شما متحرک است، یا بوی غذاهای آشپزخانه داخل کلاسها می پیچد واقعا مگر چقدر اهمیت دارد که شما بخواهید خودتان را درگیر کنید. هیچ وقت لازم نیست فکر کنید که اگر آتش سوزی اتفاق بیفتد و 200 نفر در آمفی تئاتر بسوزند ، مهم است . همه می فهمند که فرم شما طوری نیست که بتوانید درب خروج اضطراری طراحی کنید.برای دیگر ساختمان ها هم پله های فرار در نظر نگیرید . گیرم از سختی ماکت سازی پله فرار هم بگذریم ، این عنصر اصلا هنری نیست . اگر کسی ایراد طراحی گرفت ، یاد آوری کنید، همه که قرار نیست معمار باشیم ، بلکه قراره بریم کشاورزی!!! اگر کسی هم گفت که جان آدمها چه می شود یادش رفته است که با لاخره یکی باید یک فکری برای بحران جمعیت بکند. یاد آوری کنید، حتما قانع می شود.
خلاصه، هر چه کرکسیون ها بیشتر باشد و هر چه هنری تر طراحی کرده باشید و اساتید راحت تر بتوانند در پروژه شما دست ببرند ، موفقیت شما بیشتر تضمین می شود.هر چند از شما که با اصول ما طراحی کرده اید ، بعید است. اما اشتباهی که برخی عناصر نا آگاه در هنگام کرکسیون مرتکب می شوند ، این است که در مقابل سخنان اساتید از کلمات شنیعی مانند چرا؟ استفاده می کنند.خطر استفاده از این کلمه به مثابه آن است که سیگار خود را در نزدیکی 200 لیتر بنزین روشن کنید. مشخص است که چه می شود؟ از همین امروز تمرین کنید : به جای واژه چارواداری چرا که انسان را به یاد گاو و گوسفند می اندازد، از واژه هایی شایسته مانند چشم ، بله و امثالهم استفاده کنید. تاثیر آن را ما تضمین میکنیم.

اصل هفتم ــ از تو حرکت از اساتید برکت..... طرح خود را که با همه اساتید کرکسیون کرده اید، بیاورید و به چها ر قسمت تقسیم کنید ، به نیت چهار استاد،" قربه الی النمرات" . هر گوشه را مطابق نظرات یکی از اساتید، تغییر دهید. در این مرحله مهارت شما تعیین میکند که چه کنید تا حق هیچ یک از اساتید ضایع نشود.

اصل هشتم ــ ارائه معمارانه !!! ..... اگر همه اصول پیشین را هم رعایت کرده باشید ، نباید از تاثیر این مرحله غافل باشید. از ما داشته باشید که ارائه خوب برای یک معمار، از نان شب هم واجب تر است. دیگر خودتان می دانید...


چند نکته میان بر :
1- یک ضرب المثل فوق العاده ایرانی را از یاد نبرید : ((تجربه را تجربه کردن، خطاست. )). چرا باید راهی را که بقیه برای دستیابی به مزاج اساتید رفته اند، شما دوباره بروید. پس از قضاوت های اولیه ، فرصت را غنیمت شمرده سلیقه و میل کلی اساتید را دریابید، ایده گرفتن از طرحهایی که نمرات خوب گرفته اند، به طرز عجیبی کارساز است. ضمنا با عنایتی که به ضرب المثل ایرانی داشته اید، کار هویت ایرانی می یابد. نور” علی نور. هوشیار باشید تا ضرر نکنید.
2- هیچ وقت به کار دیگران ایراد نگیرید، چون ممکن است فردا روزی ایرادهای کارتان را به شما یاد آور شوند و نه تنها شما می فهمید کارتان ایراد دارد، بلکه ممکن است مجبورشوید برای حل آنها فکر کنید. نعوذ باا... . بگذارید همه سرمان گرم کار خودمان باشد. بیکارید که در مسائل خصوصی دیگران دخالت می کنید؟!
3- حتی اگر نیازی ندارید ، بگذارید بعضی قسمتها را اساتید طراحی کنند. این کار دو سود دارد: یکی اینکه خودشان می فهمند که چه طراحان خوبی هستند. دوم آنکه آن طرح را جزئی از خودشان می دانند و به آن عشق می ورزند ..... اشاره دارد به: (( و نفخت فیه من روحی.))


و اما با توجه به اینکه نوشتن این متن توسط هریک از اشخاص حقیقی و حقوقی تکذیب شده است !!! دنبال نویسنده آن نگردید. به احتمال زیاد یا در تاکسی شنیده است یا هنگام ایستادن در صف نانوایی...

چند تا نکته:
۱- با اینکه این مطلب جای فکر داره . اما دم تحویل های طرح قضیه را زیاد جدی نگیرید.
۲-به احتمال زیاد یه مدتی کمتر می تونم بنویسم. چهار پنج تا کار مونده هر کدوم به اندازه یه هفته وقت می خواد.
۳- امر آقا مازیار هم اطاعت میشه.یه بار درباره نیکولاس گریمشاو یا کلا جزئیات های کارهای معماران معاصر هایتک می نویسم.البته مختصر تر از کالاتراوا.
۴-سئوالات دیگری هم که مطرح شده است در اولین فرصت حتما پاسخ می دهم.همگی لطف دارید.
۵-لطفا به این نظر سنجی بغل صفحه هم یه توجهی بکنید.

ارباب حاجتیم و زبان سئوال نیست
در حضرت کریم تمنا چه حاجت است
جام جهان نماست ضمیر منیر دوست
اظهار احتیاج خود آنجا چه حاجت است

یا حق
دعا بفرمایید

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۳/۱۳