خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

از خاطرات یک دیوانه!- قسمت اول

یک روز بالا و پایین زدم تا بتوانم ورژن ١١.۶ ESP-r را در محیط لینوکس رحمه ا.. نصب کنم و در نهایت این خط را بنویسم در مکان مناسب و به طرز مناسب:

export PATH="/usr/esru/esp-r/bin:/usr/esru/esp-r:$PATH"

و فریاد برآورم که یافتم! یافتم!... یکی نیست بیاید بررسی کند که دقیقا چرا آخه؟ حالا از امکان Bitmapاستفاده نمی کردی می مردی احیانا؟ از مواهب این روز سرکاری اینکه با کتابی آشنا شدیم که دوست داشتیم متن نوشته هایش را و مهم تر از آن نوع نوشته شدنش را: LINUX for Windows Addicts. و خوب کلی مطلب بی ربط درباره لینوکس آموختیم و از این که این آقای نویسنده هی مایکروسافت را مورد عنایت قرار داده بود،‌احساس همدردیابی خوبی داشتیم... باشد که روزی لینوکس را بیش از این دریابیم! و از شر دام جهان شمول مایکروسافت کُلیُم (به به! آقای امیرخان قلعه نویی) رهایی یابیم، ان شاءا...

و در آخر اینکه ای ESP-r فقط می خواهم آن آخر ماجرا ما را بکاری تا من بدانم با آن خوانندگان لیست ایمیل تو!... تا بحال که هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست.

پ.ن.: این ESP-r نرم افزار خوبی است. اینترفیس تعطیل است اما ساختار بسیار معقولی دارد و آدم از فهمی که پشت سر این نرم افزار است لذت می برد. بتنها نرم افزاری است که در حال حاضر توانایی شبیه سازی همزمان CFD و حرارتی را داراست و این مطلب که گفتم به هیچ وجه کم چیزی نیست! البته با توجه به دشواری ایجاد تغییرات، شاید در طراحی خیلی کارا نباشد اما می توان امیدوار بود که این توانایی ها به زودی با اینترفیس مناسبی ترکیب شوند و آن وقت آدمی مثل من بتواند شادتر از این باشد که امروز هست. :).

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱٩