خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

من یک کارمند وظیفه ام - هفده

من عاشق این موجود غیر قابل پیش بینی هستم... آقای همکار را می گویم. این حرکت جدید ایشان در زمینه دیجیتالی یورز که در تصویر مشاهده می کنید سبب غافلگیری و کم آوردگی روح و روانی ما در نخستین ساعات روز و شادی ارواح ما به مدت چندین دقیقه متوالی شد و اصلا فراموش کردیم دو شب پیش را در اتوبوس به صبح کرده بودیم و زشت است اینقدر سرحال باشیم!

پ.ن.: این که من مدتی است از آقای همکار ننوشته ام اما دلیل نمی شود که کسی گمان ببرد حضور ایشان در  این فضا کمرنگ است... ضمنا "آقای همکار" با "آقای همکار جدید" اشتباه نشود که این جا خون به پا خواهد شد! گفته باشم.

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٥