خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

با این همه طرفدار........والا خجالت داره!

از استادیوم بزرگ آزادی:

١- خلاصه نگاری می کنیم از استادیوم آزادی وقتی بلیط هایی از آسمان رسید و رفیق های شفیق هم پایه بودند تنها با یک تماس تلفنی بی وقت!

٢- این تصویر اینجا باشد برای ثبت در خاطرات و تمجید از کار گروهی!  آن شماره 8 را می گویم...عکس از سعید البته.

٣- سعید از ابتدای مسیر گیر داده که چرا روی بلیط ها شماره صندلی ها درج نشده است!؟ نیست همیشه می رفته نیوکمپ برای بازی های بارسا.

۴- ما بلیط کنار جایگاه داریم اما وقتی می رسیم در پایین را بسته اند.  مسئول ورود هم می گوید از هر کی بلیط خریدین برین به همون اعتراض کنید! ما چون بلیط نخریده بودیم، کسی نبود بهش اعتراض کنیم و فعلا می رویم بالا! تا بعدا ببینیم این بلیط ها را از کی خریده اند بهش اعتراض کنیم... حالا دوست ما سوالش به کنار، نگران است که چه کسی اشتباها روی شماره صندلی او نشسته است؟! و نکند کار خلافی بکند که بعدا به نام او ثبت شود.

۵- طبقه بالا صندلی ندارد. اما سکوهای بتونی دارد پر خاصیت. هم قدمت دارد، هم نیازی به شماره ندارد و هم جرم حرارتی  مناسبی دارد... یعنی جواب تمام سوال ها را با هم دارد. از اینجا به بعد دیگری سوالی وجود ندارد هر چه می بینیم جواب است!

۶- فکر کنم چون ما بلیطمان شماره نداشت افتاده بودیم کنار تعداد محدودی از تماشاگرنماهای مشتاق وگرنه حتما هستند کسانی که با رعایت شعائر دینی تنها به تشویق تیم مورد علاقه خود می پردازند... باور کنید اگر بخواهم شوخی کنم! من خودم دیدم اون آقاهه توی تلویزیون این را گفت.

٧- استادیوم یک محیط کاملا فرهنگی... یا بهتر بگویم خرده فرهنگی است!

٨- چون هر خرده فرهنگی واژه های خود را نیز به همراه دارد اینجا هم شما با انبوهی از واژه های ویژه مواجهید. مثلا  واژه "چاقااااااااااال"  به معنای "نیکبخت واحدی" و خوب من هر چه دنبال واژه دومی گشتم که با رعایت نسبی موازین اخلاقی قابل ذکر باشد نیافتم... از کمی حافظه ماست احتمالا!... شما فکرهای بد نکنید.

٩- در تمام طول بازی اندازه تصویر اسکوربرد ورزشگاه به گونه ای است که گوشه ای از تصاویر را نشان می دهد. یک مفهومی هست به نام Screen Resolution که هنوز به این ناحیه فرهنگی نرسیده است... یک در فرفوژه هم گذاشته اند در قسمت ورودی وسایل نقلیه به داخل زمین چمن دوست داشتنی! طراحی و ساخت اوس احمد آهنگر...

١٠- تماشاگران ما که بهترین تماشاگرهای دنیا هستند به تشویق چندپارچه مشغولند. یعنی هر کسی برای خودش ساز خودش را می زند و مزاحم دیگری نمی شود... در این میان یک لیدری بود که خودش تنهایی چندین پارچه بود و خیلی قابل مطالعه بود. به گمانم تصاویر را با تاخیر دریافت می کرد!

١١- یک رسم جالبی که وجود دارد اینکه در اواخر بازی تماشاگران با استفاده از واژه هایی از سرمربی، مدیر باشگاه و سایر عوامل دست اندرکار تشکر می کنند. آن ها خیلی اصرار دارند که حتما از همه و به یک میزان تشکر کنند...

١٢- پس از پایان بازی از آن جایی که به میزان کافی از نیروی انتظامی تشکر نشده بود آن ها ناراحت هستند و برای آن که امنیت و آرامش را برقرار کنند، چند تا از تماشاگرنماها را در مقابل چشمان بقیه مورد محبت قرار می دهند... این مساله از دو جهت نتایج مثبتی دارد: هم اینکه نیروی انتظامی تمرینات خود را بر روی یک نمونه واقعی آزمایش می کند و این عمل به آمادگی این نیروها کمک می کند و دیگری اینکه سبب آن می شود که تماشاگران از خجالت نیروی انتظامی هم دربیایند.

١٣- اقدام مسئولانه نیروی انتظامی سبب آن می شود که تماشاگران  احساس آرامش و امنیت بیشتری کنند و ضمن تشکر پیوسته از نیروهای انتظامی به کارهای آزمایشگاهی مشغول می شوند. در این میان و گویا از روی کنجکاوی هم که شده میزان مقاومت انواع شکستنی ها را در صورت پرتاب و یا برخورد امتحان کنند.

١۴- به علت ترافیک موجود در خروجی های ورزشگاه آزادی، پرواز رم را از دست می دهیم!

١۵- جدای از شوخی... قضاوت اینکه بالاخره چه چیزی درست است و چه چیزی غلط خیلی سخت است!

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٤:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٧