خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

ماه به ماه

یک هرچند که مدتی پیش باید این کار را می کردم اما به هر حال به علت دردسرهایی که این وبلاگ خواسته/ ناخواسته برای من ایجاد کرده بود، برای تنبیه خودم هم شده یک مدتی از هر چه نوشتن بود دست کشیدیم و جایتان خالی به چشم برادری همچین بد هم نبود این مدت!

دو یک مساله مهمی را به نظرم باید سر در هر وبلاگ آویخت که این نویسنده در این دنیای مجازی با آن آدمی که به صورت حقیقی در دسترس است اگر چه شباهت هایی به هم دارند اما در واقع بسیار متفاوت از هم تشریف دارند... اصِش خودی من!

سه قدیمی ها گویا یک رسمی داشته اند و هنوز هم دارند که قبل از ماه رمضان به همدیگر سر می زدند و از هم حلالیت می طلبیدند. چه خوب رسمیه ها! نه؟

چهار حلال کنید دیگه خوب!

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۳٠