خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

ای پرشین بلاگ هم ای ول داره.

ای از بخت بد من ....از ساعت ۱۲:۰۰ تا الان که ۱:۳۰ نصفه شبه نشستم نوشتم حالا که اومدم بفرستم پرشین بلاگ گیر داد.همش از بین رفت. ................ نه...خداییش شما جای من بودید چه کار می کردید؟

....فعلا این دیوان حافظ چشمک می زنه بذار یه فال حافظ بگیرم براتون ، تا دوباره کی وقت کنم .حالم داشته باشم. بیام بنویسم....ای بابا!

فقط بگم که نظراتتون خیلی خوب بود... ممنون.

و حال بشنوید از حضرت حافظ:

بیا و کشتی ما در شط شراب انداز

غریو و ولوله در جان شیخ و شاب انداز

مرا به کشتی باده در افکن ای ساقی

که گفته اند نکویی کن و در آب انداز

 ز کوی میکده برگشته ام ز راه خطا

مرا دگر ز کرم با ره صواب انداز...

...ز جور چرخ چو حافظ به جان رسید دلت

به سوی دیو محن ناوک شهاب انداز 

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/۱٦