خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

چه طوری باید بشود که کسی کاری بکند؟

به عنوان یک شهروند ضعیف الجثه و ضعیف البنیه امروز بعد از حدود یک ماه و نیم حدود ۴ ساعت در مرکز شهر تهران مجبور به پیاده روی شدم. مساوی بود با سردرد و حالت تهوع... درست که دوباره بعد از یکی دو روز پوست من هم کلفت می شود و هر روز می روم توی همین هوای قشنگ و در ظاهر انگار نه انگار!

اما این سوال پابرجاست که یعنی واقعا آدم ها باید از خانه خارج شوند و مستقیما بمیرند که هوا آلوده تشخیص داده شود و بخواهند یک فکری بکنند؟ بعد مثلا ستاد بحرانی چیزی علم کنند؟ لابد بعد هم این آقا که قبلا بولدوزر دیده و در ساختمان خدمت می کرده حالا چون سبزی هم در خانه می کارد و درخت هم آب د اده می آید می شود رئیس ستاد...خیلی باحالیم به خدا!

زلزله تو بیایی نیایی ما خودمان به زودی می میریم! حیف از این همه انرژی که بخواهی صرف کنی.


 

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٤