خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

 

سلام.

 ۱-  بــــــــام  بـــــوم  بیـــــــم  بم.

         و ناگهان بم فرو ریخت.

 

با اینکه خیلی از این حادثه گذشته اما دلم نیومد که یاد آوری نکنم. خدا خیرمون بده .آخر ملت الگوییم.می شه ۴۰ شماره بوردا و زن روز چاپ کرد با این ملت، اینقدر الگو زیاد داریم....خدا رو شکر چون من تلویزیون ندیدم غیر از اون چند تا عکسی که روزنامه ها چاپ کرده بودند و عکسهایی که تو بعضی وبلاگا بود، چیز خاصی ندیدم که تاثیر خاصی روم بذاره و احساساتم هم چندان جریحه دار نشده.دیگر خودمان که با خودمان نباید تعارف داشته باشیم. از ماست که بر ماست.حالا هم بهتره همراه همه فداکاری ها علت یابی کنیم تا دوباره دچار نشیم.از این طرحهای ضرب العجلی هم عمرا تاثیر نکنه.خانه از پایبست ویران است.روی گسل نساز تا نخوای فکر کنی که چه جوری ایمنش کنی.آخرش هم نتونی....در این زمینه موافقم که سری رو که درد نمی کنه دستمال نمی بندن.

۱-الف ) خدا رو شکر ارگ بم خراب شد دیگه مسئولیت پاسخگویی به اینکه چرا از استعدادهای این گنج ملی هیچ استفاده ای نمیشه از عهده مسولان مملکت خارج شد.جمعیت هم که کم شد.همه هم ناراحت شدند.

۱-ب ) از بافت قدیم شهر که بگذریم چرا هیچ موجود زنده عاقل بالغ وظیفه شناسی نیومد بگه کدوم انسان های فرهیخته ای این بناهای زیبا رو ساخته بود که اینقدر مقاومت کرد؟؟چرا از این دوستان مهندسین ناظر تقدیر نشد.به هر صورت با تلاش این دوستان بود که باز هم نام ایران در کتاب ((ترین ها)) ثبت شد و دوباره این کشور در تمام جهان مطرح شد.اگر تقدیر ندارد پس چه دارد.

۱-ج ) اسم حادثه تلخ بم رو فاجعه نذاریم چون وقتی تهران زلزله بیاد باید یه لغتی پیدا کنیم تو مایه های کلان فاجعه و از این جور حرفا، که از لحاظ ساختار ادبی درست نیستند. بعد به مشکل می خوریم......

۲-  تا به حال دقت کردید شبا که تو کوچه ها راه می ری تو فاصله ی یه تیر چراغ برق تا نیمه راه بعدی سایتون سریعتر از شما راه می ره.اگر نه ایندفه نگاه کنید تا بفهمید چی می گم.

۳- ساختمان بانک کشاورزی بغل پل گیشا رو هم دارن با کشیدن نمای شیشه ای به کثافت می کشند.به نظر من فرهنگ ایرانی یعنی دقیقا همین و غیر این نیست. فرهنگ دروغ همینه.همه جزییات این فرهنگ دروغینه و اینجاست که حال آدم گرفته می شه.

من از این شعر خیلی خوشم میاد.چون بیانگر گوشه ای از فرهنگ عزیز ماست که قابل تامله.

 

یاران به تونیک و استرچ شیک شدند

با ریمل (؟) و خط چشم و مش نیک شدند

و آنان که سرودند زلعل لب یار

مداح نفهمیده ماتیک شدند.

 

۴- با اجازه از احسان محمدی و مهدی کیانی.

پروژه روستا/ تحویل مقدماتی / مرحله شناخت

صفحات - ۱ - ۲ - ۳ - ۴ -۵ - ۶ - ۷ - ۸ - ۹ - ۱۰ - ۱۱ - ۱۲ - ۱۳ -۱۴ -۱۵ -۱۶ -۱۷ -۱۸ - ۱۹ -۲۰ -۲۱-۲۲ -۲۳- ۲۴ -۲۵ -۲۶ - ۲۷ -۲۸ -۲۹ -۳۰ -۳۱- ۳۲-۳۳ - صفحه آخر

۵- کسی مقاله ای درباره سقف در معماری ایران نداره تایپ شده.با حق کپی رایت ازش استفاده کنم.اصلن حال تایپ کردن مطالب رو از دوباره ندارم.البته این قضیه تا فردا صبح برقراره چون در غیر این صورت مجبورم تایپ کنم. ضمنا اگر راضی باشید  عرض کنم که خدا پدر مادر این آقای معماریان رو بیامرزه بخاطر این کتاب نفیس نیارش سازه های طاقی که از سال اول تا همین الان بارها به درد من یکی خورده.

۶- یه جمله می گم می خوام نظر دوستان رو دربارش بدونم.احساس می کنم که معماری کویر ایران معماری سقفهاست...

۷- ای قوم دمی غافل از آن شاه نباشید

     شاید که نگاهی کند آگاه نباشید.

 

یا حق.

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱٠/۱٩