خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

زبان مشترک

خورانق که بودیم بعدازظهرها نزدیک غروب با محسن می رفتیم توی زمین خاکی پشت مدرسه با بچه های روستا فوتبال بازی می کردیم. از همان اولین توپی که رسید به ما دیدیم هم تیمی ها بر سر و صورت می کوبند که: "اَخِه...اَخِه. مهندس...اَخِه...اَخِه".

ما هم فکر کردیم منظور این است که پاس بده عقب. یعنی می خواهند بگویند "عَقَب"  (به فتح ق) که بعد با لهجه یزدی ق قلب به خ می شود و مکسور و تلفظ می شود "عَخِب" و بعد چون غلیظ می گویند ما می شنویم "اَخِه". بعد دیدیم هر چه توپ را می دهیم عقب این ها شاکی می شوند که مهندس "اخه" چرا می دی "اَخِه"!!!!؟

دیدیم این طوری که نمی شود و فوتبال بازی گروهی است. کاری باید کرد. گفتیم شاید یعنی بده بغل یا به عبارتی سانتر کن که می خواهند بگویند "بَغَل" (به فتح ب و غ) که به یزدی غ قلب به خ می شود و بعد مکسور که یعنی می شود "بَخِل" که خوب باز هم لهجه غلیظ است و ما می شنویم "اَخِه"... چندتای اول را دادیم بغل جواب داد . یعنی کسی داد نمی کشید. اما نگو از ما نا امید شده بودند و بعد یک مدتی یکی با حالتی ناله وار گفت: "مهندس اَخِه...اَخِه"!

ما که به حالت استیصال افتاده بودیم از هرچه توانایی تحلیل و لهجه شناسی و این ها بود بهره گرفتیم و با برهم نهی موقعیت های مکانی خاصی که در طول بازی در آن بودیم و واکنشی که باید در آن لحظه انجام می دادیم و زمانی که آوای "اَخِه...اَخِه" به گوشمان می آمد پیش خودمان گفتیم که این ها دارند می گویند "تقه!". یعنی یه نوک پا /تقه بزن به توپ بیاد. که باز با لهجه یزدی می شود "تَخِ" و ما که خوب به لهجه این ها عادت نداریم می شنویم "اَخِه...اَخِه". این بود که یک مدتی هم توپ را تقه انداختیم جلو.

طول کشید اما که بفهمیم هر "اَخِه...اَخِه" یعنی چه... خیلی یاد آن روزها می افتم اینجا که "مهندس اَخِه...اَخِه"!

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۳