خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

ام القری

اینجا با یک پسر عربستانی خیلی اتفاقی آشنا شدم که آمده است دانشگاه درکسل زبان بخواند. معاشرت ما در این حد است که هفته ای یک بار می رویم بیرون غذایی می خوریم و گپی میزنیم. وضع زبان انگلیسی اش داغان است و من گاهی مجبور می شوم معادل عربی کلمات را برایش بگویم تا بفهمد ماجرا چیست. پدرش گله شتر اصیل دارد که می برد برای مسابقات و اینها. خودش هم مهندس کامپیوتر است.

تا اینجا را داشته باشید که بتوانید تصور کنید با چه آدمی طرف هستیم. بعد سوال و جواب های زیر را بخوانید...

+ شما در ایران به چه زبانی صحبت می کنید؟

- خوب فارسی!

+ همه ایرانی ها؟

نقشه ایران را برایش می کشم روی دستمال کاغذی که فارسی مشترک است اما لهجه ها فرق می کند این ها. بعد نشان می دهم که مثلا اینجا ترک اند، اینجا کردند، اینجا هم عربند و ....

+ بعد تو از اینجایی که عربند؟

- نه! من از شمال ایرانم.

+ عربی چطوری بلدی پس؟

- من عربی بلد نیستم!

+ همین هایی که به من می گویی.

- آها! خوب در فارسی کلمات عربی هست و خوب ما مسلمانیم و قرآن عربی است و خوب من اکثر این کلماتی که می گویم در قرآن هست و ...

+ ااا! چه جالب! من فکر کردم در ایران عربی صحبت می کنید که تو بلدی! حالا در ایران دین مردم چیست؟

- تعجب... خوب اکثرا مسلمانند!

+ سوال... جدی؟ جالبه...

- این همه ایرانی هر سال میان حج!!پ

+ جدا". ایرانی ها میان حج؟ باید بپرسم!

-گریه

 

این که حالا یه آمریکایی نفهمه که یه جاهای دنیا جمعه تعطیله قابل تصور بود اما اینکه یه عرب نمی دونه ایرانیا مسلمونن رو نمی دونم یعنی چی؟ من که ایمان آوردم که مردم دنیا اطلاعات عمومی و اینها را بسته اند گذاشته اند کنار رفته اند در کار اطلاعات خصوصی فقط!... مقایسه کنید با سوال ساده مسابقه هفته در زمان های قدیم که پایتخت ساحل عاج کجاست مثلا؟

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٠