خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

من آخر واحدهای این مملکت خراب شده را عوض می کنم!

من کلا نمی دانم چرا اما اگر دو تا تفریح دوست داشتنی داشته باشم یکی دویدن است، یکی ماهیگیری که کلا ربطی به هم ندارند! دانش آموز که بودم یک مدتی می دویدم. در مایه های پنج کیلومتر و اینها . بعدها در دوران دبیرستان هم گاه و بیگاه اما خوب خیلی کم. بعد در آموزشی سربازی هم برای مسافت کم می دویدم ولی خوب چون هر شب بود خیلی خوب بود. این جا که آمدم در راستای زندگی چند بعدی تصمیم داشتم که حتما بدوم و خوب بعد از پرس و جو یک مسیر درست و حسابی کنار رودخانه این جا یافت شد که اصلا ساخته اند که آدم برود بدود. دفعه اول که می خواستم بروم با کمک گوگل ارت یه مسافتی گرفتم که زیاده روی نکنم. برای 5 کیلومتر یا کمی بیشتر. یک مسافتی پیدا کردم که رفت و برگشت حدود 5.4 بود و برای شروع عالی.

چند شب بین دانشگاه و خانه را دویدم برای آمادگی نسبی تا این که پنجشنبه صبح رفتم برای دویدن کنار رودخانه. رفتن خوب بود اما برگشتنی گریه ام درآمد. کلی از این نهیب های ای پسر ورزش نکردی و الان این گونه شدی، پیر بشی چی میشه و اینا به خودم زدم تا امروز. امروز صبح برای بار دوم رفتم و خوب طبیعی بود که خیلی بهتر بدوم.

حالا آمدم خانه گفتم آرام آرام برای چهارشنبه 500 متر بیشترش کنم . بعد یهو فهمیدم این مسافتی که دوبار دویدم اینجا حدود 5.4 مایل است یعنی یه چیزی حدود 8.5 کیلومتر و خوب طبیعی بود که من اگر کاملا هم روی فرم بودم برای شروع زیاد به حساب می آمد! حالا خوب شد مایل گرفتم وگرنه ممکن بود یک واحد دیگه ای باشد مجبور شوم تا خود نیوجرسی بدوم که بشه 5 کیلومتر!... آدم باید خودش عاقل باشه به هرحال!

پ.ن.1: می دانم ربطی به این مملکت ندارد و اشتباه من بوده که در گوگل ارت این واحدها رو عوض نکردم اما به هر حال واحده دارن اینا کلا. نیست جد و آبادشون از انگلیس اومدن. ژنتیکیه کلا. مث بقیه باشن احساس بدی بهشون دست میده...

پ.ن.2: آقا من عمرا به ماهنامه نگاری و اینا نرسم. همین رو هم که الان نوشتم کلی احساس گناه دارم که کارام مونده من دارم وبلاگ می نویسم. این اتفاقایی که قبل این افتاد رو بی خیال. بعد از این رو بنویسم. اون پیشکش!... شما کلا به من اعتماد کنید که خیلی خنده دار بود و بخندید! :)

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٧