خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

نیویورک- منهتن - گفتگوی دو بی خانمان زردپوش که هرکدام یک ساک چرخدار داشتند

- سلام ریچارد. چه خبرا؟

+ خوبم. خوب... اما خوب خیلی گرسنمه.

- اوه. منم. اما یه چیزی گیر میاریم به زودی.

+ هممم. آره. امیدوارم. (بلند بلند می خندد و همینطور که دور میشوند از هم میگوید)... راستی تنگزگیونگت مبارک!

- ممنون رفیق! برای تو هم.


و من منتظر بودم که بعدش تیتراژ فیلم مثلا بیاید بالا یا یه آهنگی پس زمینه بخواند به هرحال...

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٥