خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

شاد نویسی!

من بابت همدردی همه دوستان و همه لینک هایی که فرستادید و کامنت هایی که رسید چه این هایی که اینجاست و چه آن هایی که محرمانه ارسال شد و به ایمیل و فیسبوک و همه این ها. باز هم اگر ایده ای دارید خریداریم به هر حال... سپاس!

بگذارید من قسمت های خوب ماجرا را بگویم دور همی شاد باشیم. من الان به معنای واقعی کلمه برای ترمی که دارد می آید هیجان زده ام. اگر طبق برنامه پیش برود با این کلاس ها و با این استادهایی که دارم آخر این ترم تمام تلاش هایی را که ۴ سال پیش یا شاید هم کمی قبل تر از آن شروع کرده بودم به جایی میرسانم که آن روزها در بهترین حالت رویایش را داشتم. در حدی که برای این ترم ٧ تا درس برداشته ام و از هفته بعد هم یک کار تحقیقاتی را قرار است شروع کنم و این یعنی رسما زندگی در شرایط غیرقابل تصور... اما دوست دارم این را.

حالا می خواهد طبیعت بعدها پاداشی به این تلاش ها بدهد یا ندهد. همینی که الان دارد اتفاق می افتد خودش اصل پاداش است. از اون جهت البته :)

شاد باشید و سلامت!

مصطفی

پ.ن. برای این که مقیاس دستتان بیاید از ٧ درس، در نظر داشته باشید که به طور منطقی شما ۴ و حداکثر ۵ درس برمیدارید اینجا. خود به خود زیاد اگر ننوشتیم اینجا بدانید چرا... چاکریم!

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢