خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

عاشورا...

... هنوز نیم قرن از حجه الوداع نگذشته، امت محمد تیغ بر اوصیای او کشیده اند و با نام اسلام،قلب اسلام را که امام است، می درند! اجسامشان به جانب قبله نماز می گذارند، اما ارواحشان هنوز همان اصنامی را می پرستند که ابراهیم شکسته بود. اجسامشان به جانب قبله نماز می گذارند، اما ارواحشان با باطن قبله که امامت است پیکار می کنند. جاهلیت ریشه در درون دارد و اگر آن مشرک بت پرست که در درون آدمی است ایمان نیاورد، چه سود که بر زبان لا اله الا الله براند؟ آن گاه جانب عدل و باطن قبله را رها می کند و خانه کعبه را عوض از صنمی سنگی می گیرد که روزی پنج بار برابرش خم و راست می شود و سالی چند روز گرداگردش طواف کند. و ای کاش تا همین جا بسنده می کرد و قلب قبله را با تیغ نمی دریدند!

عجبا! جهان را ببین که چه سان وارونه می شود! افمن یمشی مکباً علی وجهه اهدی امن یمشی سویا علی صراط المستقیم؟ [سوره ملک/ آیه ۲۲].

.... اگر در این دنیای وارونه، رسم مردانگی این است که سر بریده مردان را در تشت طلا نهند و به روسپیان هدیه کنند...بگذار اینچنین باشد. این دنیا و این سرِ ما !

                                             هر دو نقل از کتاب فتح خون- سید مرتضی آوینی

 

... و من سوره ملک را خیلی دوست دارم:  تبارک الذی بیده الملک و هو علی کل شیء قدیر...                       

یا علی!

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/۱٩