خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

خاطرات اتاق 321 - پله پله تا ملاقات خدا

پله اول و دوم رو که اینجا خوندید قبلا.

پله سوم.

+ می خوای بهت یه اکانت adminstrator بدم رو یکی از این کامپیوترا هر کاری می خوای خودت انجام بدی!؟

- چرا که نه؟‌ نیشخند

چهار.

( من هر روز که میومدم باید مراقب می بودم که کسی کامپیوتر حالا شخصی شده بنده رو اشغال نکنه این بود که یه ایمیل زدم که چه کنیم الان؟)

+ بزا یه کاری کنیم! من می تونم کلا بهت یه اکانت دسترسی نامحدود بدم برای این چند ماه!

- خیلی ممنون اما مسئولیتش زیاده... من هم بدشانسم در این موارد. فردا همه اینا می پکه حالا بیا ثابت کن کار من نیست. من به هر چی دست میزنم می پکه!

+ خوب پس من الان این 5 تا کامپیوتر رو با اکانت خودم لاگ این میکنم تو برای خودت ست شون کن که محدود به اون یکی نشی!

پنج.

(دارم کار می کنم میاد بالا سرم)

+ مصطفی! چه خبرا؟

- سلام. ردیفه همه چی!

+ ببین می دونی محدودیت هر اکانت چقدره؟

- هوم... 3 گیگ؟

+ که تو یه کم زیادتر از 3 گیگ داری استفاده می کنی؟

- خوب بذار خالی اش کنم یه کم. چقدر باید خالی کنم؟

+ حداقل 4 گیگ! لبخند

- یعنی الان چقدر دارم استفاده می کنم. تعجب

+ 7 گیگ تا قبل از این که بیام اینجا... الان رسوندی به 8 گیگ احتمالا!

- خنده. بد شد که! من الان خیلی سرم شلوغه اما...

+ می دونم! تا آخر ترم نمی بندم اکانتت رو اما بیشتر از 10 گیگش نکن! چشمک

 

شش.

+ آخر ترمی نشستم دارم اطلاعاتم رو میریزم رو اکسترنال هارد اومده میگه من فکر کردم که حالا خیلی هم ایرادی نداره من می تونم خودم بعدا همه اش رو با اکانتت یهو پاکشون کنم!

- عادت کردی که هر روز که روشن می کنی سیستم رو اسم من بیاد بالا! نه؟

+ خنده. یه جورایی! حالا به هر حال نخواستی پاک کنی هم خیلی مشکلی نیست!

- ابرو باشه! ممنون.

 

حیف که تموم شد. یه کم دیگه اینجا می موندم یه کامپیوتر اختصاصی برام تو اتاق خودش میذاشت خلاص!... من عمرا با بعضیا مقایسه کنم! به جان تو!

 

پ.ن. یکی می تونه به من بگه که vimeo تو ایران فیلتره یا نه؟

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٢