خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

سال نو شما مبارک و خشت اولی که دیروز 9 ساله شد!

خوب من با نوشتن این مطلب پایینی الان رویم می شود که بیام اینجا و سال نو خورشیدی را شادباش بگویم به همه آن هایی که امروز احتمالا اولین روز کاری را در مرز پرگهر آغاز کرده اند. ضمن این که تبریک بگویم به همه اونهایی باید تبریک می گفته ام و نگفته ام. به همه آن هایی که احتمالا انتظار داشته اند که زنگ بزنم و زنگ نزده ام. خلاصه که شما که عادت دارید و این آداب نابلدی ما را می بخشید (چون چاره ای نیست به هر حال!) و البته من مثل همیشه اظهار ندامت می کنم در حدی که در توان دارم و امیدوارم روزی برسد که من زنگ بزنم به همه آن هایی که باید زنگ بزنم و سال نو را تبریک بگویم به جای این که اینجا بنویسم که ببخشید که نشد!

از این ها که بگذریم دیروز که مصادف با سیزدهم فروردین ماه بود این وبلاگ نیمه فعال گرد و غبار گرفته نه سالش شد و این اصلا شوخی نیست. در این سن دخترها به سن تکلیف می رسند حالا من نمی دانم که این وبلاگ ما دختر است یا پسر اما نه سال خودش کلی سن و سال است.

من فکر کنم نکته قابل توجه امسال برای این وبلاگ نویس این بود که تعداد ایمیل هایی که امسال به خوانندگان وبلاگ فرستادم از تعداد مطالبی که نوشتم باید بیشتر بوده باشد و همینطور فکر می کنم که تعداد کامنت های خصوصی که گرفتم از تعداد کامنت های معمولی. هیچ کدام رو نشمرده ام البته. حسی عرض شد.

نمی دانم این خوب است یا بد. من شخصا دوست دارم که همه چیز رو باشد همین جا و همه بخوانند اما به هر حال می فهمم که همه این گونه که من دوست دارم دوست ندارند. این مقدمه را نوشتم که به دو سه تا از کامنت ها در نوشته های آینده بپردازم. یکی برای این پست این که:

"...خیلی دنبال این می گردم که چطور بتونم این همه نمودار و عدد رو تبدیل به معماری کنم. تازه شروع کردم اما خیلی مشتاق و کنجکاوم. شما که تجربه حرفه ای دارین در مورد طراحی با نرم افزارهای مدل سازی،لطفا یه کم در مورد تبدیلشون به معماری هم توضیح بدین..."

من مشابه این درخواست را چند بار گرفته ام. شاید بهترین راه این باشد که من نمونه هایی از کارهایی که می کنم را بتوانم اینجا بگذارم که با توجه به مسائل حقوقی دفتر امکانش نیست یا این که نمونه های ساده ای را برای وبلاگ آماده کنم که فرصتش نیست. اما لااقل می توانم شما را تشویق کنم به خواندن فصل چهارم و پنجم و ششم پایان نامه کارشناسی ارشدم. امیدوارم شماره فصل ها رو اشتباه نکرده باشم اما به هر حال یکی به این می پردازد که موانع استفاده از نرم افزارها چیست، دیگری پیشنهادهایی برای بهبود دارد و در نهایت فصل آخر همین سوال را به بحث میگذارد که جایگاه این شبیه سازی ها در طراحی معماری کجا می تواند باشد.

خیلی ها پاسخ را در این می بینند که نرم افزارهای شبیه سازی بهتر بشوند و ساده تر اما من فکر می کنم که معمارها باید برای این امر آموزش ببینند. درونی سازی مفاهیم خیلی مهم است. یعنی شما باید به این حد از مهارت برسید که این مفاهیم را مثل سایر مفاهیمی که می توانید به صورت جانبی در هنگام طراحی در نظر داشته باشید به صورت طراحانه به کار بگیرید وگرنه یهو می بینید که طراحی از دست رفت شبیه سازی هم به جایی نرسید! اینگونه! حالا باز هم سعی می کنم در این باره بنویسم...

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱۳