خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

یک تجربه

این سخن از وبلاگ بهرام هوشیار یوسفی عمیقا درباره استفاده از شبیه سازی در معماری هم می تواند درست باشد. هشدارید!

به قول خودش از زبان همسایه:

"واقعا این روش توک زنی که دارد در حوزه های شبه آموزشی معماری کشور باب می شود خوب نیست. نیاز به عمق وجود دارد برای پیشرفت. یک علاقه مندی که ظاهرا حسن نیت هم دارد از دوستانی در مورد معماری پارامتریک پرسیده بود. حالا نمی دانم خودش چیزیدستگیرش شد از مجموعه جواب ها یا نه. من یک نگاهی کردم چندان ملتفت نشدم محتوای جواب ها را. حالا انشاالله که آن پاسخ دهندگان علم به موضوع دارند. ولی خوب نفس این کنش پرسش و پاسخ به این نحو هم موید این رویکرد توک زنانه (قید معطوف به صفت فاعلی توک زدن) است. یه کمی باید بیشتر روی زیرساخت ها کار کرد. واقعا مساله این طور پیش نمی رود که چار نفر بیایند چار کلمه بگویند بعد هم یک سمیناری چیزی علم کرد و مساله حل شود. یک سری موضوع را تیتر وار و آوت آو کانتکست برمی داریم و هی توک می زنیم بعد می رویم سراغ موضوع بعدی. شبیه این می ماند که کتاب چه کسی پنیر من را برداشته را تحت یک واحد درسی برای مقطع دکتری اقتصاد قالب کنیم برای دانش آموز مقطع کارودانش. معماری هر چه که باشد این نیست. اصولا هیچ چیزی این جوری نیست و به این سادگی حل نمی شود ، حتی همان موضوع پنیر مگر اینکه فرض کنیم خدای نکرده عده ای دارند جبران مافات می کنند در پروسه جمع آوری پنیر های دیگران"

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٢