خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

دستهای ناپیدا!

سلام!

بی مقدمه

اگر فرصت دارید و میتونید حتما کتاب ُدستهای ناپیدا - خاطرات مستر همفر رو تهیه کنید،برای یک بار هم که شده بخونید.من این کتاب رو دوران دبیرستان به لطف یکی از دوستان خوندم. به همین دلیل خیلی از این تغییراتی که در سالهای اخیر توی مراسم محرم ایجاد می شدُ متعجب نشدم. امیدوارم خیلی احساسات دایی جان ناپلئونی نسبت به قضیه نداشته باشم. اما خودتان بخوانید و قضاوت کنید که چرا نباید انگلیسیها همون کاری رو که تو عربستان کردن تو ایران هم بکنن.

خلاصه که اسمش رو می خواین بذارین سیاست استفاده از دین علیه دین - مذهب علیه مذهب.هرجور راحت ترین... اما هرچی که هست عینا با مسایل چند سال اخیر تو ایران قابل مشاهده است که یه دفعه یه مداح بیست و اندی ساله دو زاری پاشه بیاد مرشد ملت و برا من پوستر قیافش رو چاپ کنه، زیرش امضا بزنه!...خلاصه که بد دنیایی بوده، تازگی اینجوری نشده!

من نتونستم نسخه اینترنتی کتاب رو پیدا کنم اما خلاصه ی کتاب اینجا هست.

http://www.hawzah.net/per/magazine/di/050/di05044.asp

 

 

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست/ که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست.

یا حق!

 

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/۸