خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

چند کوتاه نوشته...

من مدتی است که ایمیل ها را بازنشر نکرده ام. شاید هفته آینده بعضی ها را که فکر می کنم به درد بخورد اینجا منتشر کنم اما تا آن موقع دو تا از سوال های کامنت ها که خیلی تخصصی هم نیست. 

1. سلام یکی از همین دوست های صمیمی شما استاد درک و بیان ما هستند.:دی. یک خواهشی دارم. می خوام در مورد رشته ی معماری بیشتر بدونم. شما الان به عنوان یک مهندس معمار از تحصیل تو این رشته پشیمان هستید..؟؟ امور مادی رو در نظر نگیرید.. الان شما از خودتون نمی پرسید این همه اطلاعات رو یاد گرفتم برای چی؟؟

سلام. تا جایی که من از دوستان صمیمی خودم خبر دارم هیچکدومشون درک و بیان معماری درس نمی دهند اما به هر حال... من از این که معماری خوانده ام خیلی خوشحال نیستم اما آنقدر هم ناراحت نیستم که بگویم پشیمانم. اگر پشیمان باشم برای دو سال کارشناسی ارشد است و آن هم به خاطر این بود که نروم سربازی و بتوانم به کارهایم (که همه از جنس معماری بودم) برسم.

آموزش معماری توانایی های منحصربفردی را به شما می دهد که در رشته های دیگر پیدا نمی شود. مساله اطلاعاتی که یاد می گیرید (و خیلی زود فراموش می کنید) نیست. مساله مهارت هایی است که در رشته معماری آموزش داده می شود (باید آموزش داده شود). معماری به شما گستره ای از مهارت ها را آموزش می دهد که شما در مدت محدود در هیچ کدامشان متخصص نمی شوید اما از همه آن ها قدری یاد می گیرید. شما عکاسی را یاد می گیرید - یک مقدار نقاشی می کنید - سازه می خوانید -گرفتار فلسفه و تاریخ می شوید - می فهمید مبانی نظری که می گویند یعنی چه؟ و خیلی چیزهای دیگری که اصولا در کمتر جایی به جز رشته معماری در کنار هم جمع می شوند.

بعضی اوقات همین خوبی تبدیل به بدی هم می شود. آنجایی که معماری را تشبیه می کنند به اقیانوسی به عمق ناچیز. محصولش هم می شود آدم هایی که درباره همه چیز حرف می زنند اما هیچ کدامشان را واقعا نمی فهمند! نتیجه اش هم می شود همین هایی که می بینیم.

من فکر می کنم که معماری خواندن فرصت خیلی خوبی است که آدم روش های حل مساله را خوب یاد بگیرد و بفهمد که جواب های صحیح یک مساله تنها یکی نیست. من فکر کنم که معماری رشته خوبی است که آدم برای کارشناسی در نظر بگیرد و بعد با آموخته های معماری برود یک کار دیگر بکند. خواندن معماری برای معماری کردن را من به شخصه به هیچ کسی پیشنهاد نمی کنم.


 

 

 

 

 

2. اون وقت دلیل این راه ندادن شهروندان ایرانی چی بود؟؟ یعنی فقط ایران؟!! به عنوان کسی که در به در دنبال پذیرش از دانشگاههای امریکا هستم و همچینم فکر نمیکنم آمریکا شیطان بزرگ باشه اما با خووندن پاراگرف آخر بهم برخورد!!! این آمریکایی های عوضی نژادپرست که فقط شعارهای مسخره آزادی می دهندحالا هرچی هم می خواند خوب و نایس و پیشرفته باشند اما ته تهش نژاد پرست و ردنک هستند البته شاید دلیل دیگه ای داشته...خوب بگید زود قضاوت نکنیم!

مرکزهای تحقیقاتی آمریکا که تحقیقات سری انجام میدن از ورود شهروندان چهار کشور ایران، کوبا، سوریه و یکی دیگه که الان یادم نمیاد به مراکز تحقیقاتی جلوگیری می کنن.

برای پاسخ به قسمت دوم من فکر می کنم که باید مردم رو از دولت آمریکا جدا کنم. سیاست ها دولت امریکا نتیجه روابطی است که با دولت های دیگه دنیا داره و در نتیجه رفتارهای تبعیض آمیز درباره برخی از ملیت ها اتفاق می افته.

روابط بین آدم ها اما متفاوته. در همین مورد خاص، من به طور هفتگی با خیلی از آدم های توی اون ساختمون حرف می زنم یا ایمیل رد و بدل می کنم. روی چند تا پروژه باهاشون همکاری می کنم و خوب اگر همین روابط دوستانه نبود دلیلی نداشت که من کارهام رو آنلاین ارائه بدم.

تجربه شخصی بسیار محدود من این بوده که در محیط های آموزشی و تحقیقاتی آمریکا (به خصوص اون هایی که اسم و رسم بین المللی دارند) تبعیض ها در محیط کار حداقلی است. من به شخصه آدم نژادپرست که با من به خاطر ملیت ام بد برخورد کنه ندیدم. البته یه مورد هم که شاید خوب باشه بدونید اینه که اینجا به خاطر رفتار تبعیض آمیز به خاطر ملیت شما می تونید آدم ها رو دادگاهی و از کار بیکار کنید.

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٤:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱٠