خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

دانستن حق شماست...

منبع عکس

دیشب که رسیدم خانه احساس خیلی خوبی داشتم. یک هفته ی سراسر نگرانی و جلسات را پشت سر گذاشته بودم. در نیمی از آن ها هم بیشتر نقش واسطه را داشتم تا اینکه اصل ماجرا ربطی به من داشته باشد. خوشحال بودم که این هفته به خیر تمام شده بود و نتایج تمامی جلسات بالاخره قابل قبول بود. به پاسداشت آن خوشی آمادم ادامه ی این مطلب را درباره ی تحقیق در اینترنت نوشتم. با حوصله و جزییات که ناگهان رعد و برق زد. بعد اینترنت قطع شد! و من که حواسم نبود با خیال راحت مطلب را فرستادم و تازه فهمیدم که کلا چیزی از نوشته های ما فرستاده نشد هیچ، خود بچه هم نیست! این ذخیره ی خودکار هم برود کشک مبارک را بسابد بهتر است. تا من باشم به این ادیتور پرشین قشنگ اعتماد نکنم...دوباره نوشتن کار سختی است. علی الخصوص که در واقع این بار سه باره نویسی است و فشار مضاعف دارد. اما به هرحال روزی خواهم نوشت دیر یا زود! 

من نمیدانم در توضیح عکس زیر چه بگویم اما دانستن حق شماست!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٩
تگ ها : متفرقه ، عکس