خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

بیچاره نورمن فاستر

افـــتـــــاده به زیر قـــدم بالایی
دیگر ز من و ز دل نمانده نایی
برج ستم یار به افــلاک رسید
باید بربــــاییم هــواپیـمـایی!!

همین طور که می دونید بعد از ۱۱ سپتامبر بحث های زیادی در مورد ساختن یا نساختن و همچنین چگونگی ساختن برجها در گرفت. یک سری اسکیس های اولیه هم از سوی معمارها مطرح شد. معمارهایی مثل ریچارد میر ـ آیزنمن ـ زاها حدید ـ لیبسکیند و یه چند تای دیگه یه سری طرحهای اولیه ارائه کردند. اما کسی که به طور بسیار فعال در این زمینه کار کرد نورمن فاستر بود که پس از تحقیقات فراوان درباره ایمنی ساختمانهای بلند ایده دو مثلث در پلان رو که با چرخش به سمت بالا می روند و سه بار به همدیگه می رسن رو مطرح کرد. کاری نداریم که این پلان خیلی شبیه ستاره داوود بود. ولی وا قعا به بحثهای خوبی رسیده بود. سه فاکتور اساسی مطرح کرده بود که اگه اشتباه نکنم یکیش طبیعت بود یکیش ایمنی و سومی هم یادم نیست. یه هسته مرکزی بتنی گذاشته بود وسط که پله های فرار توش گذاشته بود. کل دفترشو ریخته بود به هم . راحت بگم خودشو کشته بود.ما هم که اینجوری دیدیم گفتیم حتما برج ها رو میدن به نورمن فاستر. تا دیروز که داشتیم کفش واکس می زدیم یه نگاهی به مطالب روز نامه زیر دستمون انداختیم دیدیم ای دل غافل پروژه رو دادن به لیبسکیند.
با اینکه همچین از نرمن فاستر هم خوشمان نمی اید و فکر می کنیم که خیلی جاها نون روابطشو می خوره تا خلاقیتشو ولی در این یه مورد خیلی دلم براش سوخت.

نتیجه اخلاقی :
۱- هر هفته حداقل یکبار کفشهای خود را واکس بزنید.
۲- دست بالای دست بسیار است.



قربون شما.
یا علی آقا جون.

*راستی امشب بازی اینتر و آ.ث است. آ.ث. میلانیاش بیبیب...هورا......

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱/٢۳