خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

ساختمان هایی که همه جا سبز می شوند!

در راستای سبزی پرشین بلاگ و اینکه ما اصولا حامی جریانات سبز و اکولوژیک و پایدار هستیم خلق الساعه در همین ساعت که ناگهان بیدار شدیم و ناگهانی تر فهمیدیم چنین ماجرایی در جریان است، تصمیم گرفتیم که یک مطلبی بنگاریم در این راستا و نه البته تخصصی...

این که چرا می نویسم؟

یکی از دغدغه هایی که هم اکنون برای معماری همساز با محیط ارزشمند شده است و البته همیشه مهم بوده است، درگیر کردن عموم مردم با این مساله است. بالا بردن آگاهی اجتماع در همه سنین. مثلا در همین مسابقه ارجمند دهگانه ی خورشیدی همین ماجرا ١٠٠ امتیاز دارد و خوب واقعا هم باید داشته باشد. اینجا را ببینید. پس ما هم می نویسیم که همگان بخوانند...

دیگر اینکه برای خودم می نویسم که از این به بعد هرکس به من گفت که مگر این ماجراها به معماری هم ربط دارد؟ ارجاعش بدهم به اینجا و بگویم تا حدی! شاید؟ و یا خودت چی فکر می کنی؟

و  خوب اصلا مگر دلیل می خواهد...دوست دارم که بنویسم!

و اینکه معماری را چه به سبزی و اینها؟! شما نما برای ما طراحی کن که گل و بلبل باشد و یا همان شما معماریت را بکن!

من در ایران آمارش را نمی دانم، اما در آمریکا که آمار موجود است ۴٨ درصد کل تولید گازهای گلخانه ای در صنعت ساختمان تولید می شود. از تولید مواد اولیه بگیرید تا ساخت و ساز و سکونت و تخریب...این سایت را نه تنها به خاطر اینکه منبع این حرف است، بلکه برای رضای خدا نگاه کنید: معماری ٢٠٣٠. ربطی به اخبار 20:30 هم ندارد ابدا!

این ها یک هدف بسیار مناسبی دارند در این شرایط، که تا سال ٢٠١٠ تولید گازهای گلخانه ای را در ساختمان ها به ۵٠ درصد برسانند و تا سال ٢٠٣٠ ساختمان هایی بسازند که اصطلاحا Carbon Neutral باشد. فارسی اش یعنی گاز گلخانه ای بی گاز گلخانه ای!

چند لحظه ای لطفا متخصص بازی در نیاورید و از فردا هرکس را می بینید نگویید که اگر ساختمان ها عایق شوند فلان و بهمان... این شعار تحققش اینقدرها ساده نیست و یک روند جامع و همه جانبه نگر (Integrated) را می طلبد و با عایق کردن و این ها به دست نمی آید و صد البته که یکی از صدها شاخصه عایق مناسب است. یک مطلب کلی اما مناسب در همین سایت هست که اگر یک آدم سبز هستید ببینید و بخوانید. چه متخصص باشید و چه نباشید! اینجا. من نمی دانم در ایران چرا تا می گویی انرژی در ساختمان همه می گویند عایق! مساله از طراحی شروع می شود که در ادامه شرح خواهم داد.

یک شعار مناسبی هم دارند عزیزان ما در USGBC که می شودU.S. Green Building Council و آن اینکه می فرماید:

Become the solution... Join the USGBC!

قسمت دوم را بی خیال ... اما اولی خیلی مهم است. آدم باید خودش هم جزیی از راه حل باشد. یعنی به جای شعار واقعا بیشتر پیاده راه بروید و ماشین بیرون نبرید و سختی هایش را بپذیرید (من هم در تهران زندگی می کنم و این را می گویم). در دفتر مبارک از سر صبح چراغ روشن نکنید، با 300 لوکس روشنایی اکثر کارها قابل انجام است و آسمان در حالت ابری 85000 لوکس روشنایی دارد! این تلویزیون رادیو نیست. اگر می خواهید یک چیزی قارقار کند وسیله ی کم مصرف تری را روشن کنید. تنظیمات رایانه تان را روی Energy Saving تنظیم کنید و وقتی می خواهد مونیتور را خاموش کند که انرژی کمتری مصرف شود و کاری هم ندارید ماوس مبارک را بیهوده نتکانید! از جلوی کامپیوتر هم که می روید نگذارید برای اعلان عمومی همینطور روشن بماند که همه فیض ببرند! و همین مسایل ساده. خلاصه که خودمان باید قسمتی از راه حل شویم.

این همه انرژی طبیعی و انرژی طبیعی می کنید اصلا چقدر مگه انرژی هست!؟ اینا همه شعاره بابا!

این مساله را در راستای تئوری های توطئه مطرح می کنم. از این مباحث که "این ها خودشان مصرف می کنند به ما می گویند نکنید... این حرفا برای اینه که ما جهان سومی ها رو سر کار بذارن! " و مانند اینها... این تصویر از نوشته های آقای ادوارد مازریاست که من خیلی دوستش دارم و آدم اهل فن و اهل عملی است و معمار هم هست.

مقایسه کنید میزان انرژی مصرفی را که آن قرمزها هستند با میزان تابش خورشیدی بر سقف و نمای جنوبی ساختمان که زرد و نارنجی ها باشند. و من هم می دانم البته که بحث سرمایش داریم و اینکه کی این می تابد و ما کی انرژی می خواهیم و امثالم اما این ها هم راه خودش را دارد...

مساله از طراحی شروع می شود

قبول! انرژی هست و صنعت ساختمان هم خیلی گاز تولید کن است، آن هم از نوع گلخانه ای. به معمار جماعت چه؟ مگر ساختمان مهندس تاسیسات ندارد!؟ اگر سایت 2030 را که آن بالا معرفی کردم دیده باشید این سوال را نمی کنید. پس بروید ببینید. من نمی توانم ماجرا را تخصصی نکنم و توضیح بدهم. تازه آن ها بهتر از من توضیح داده اند. پس چه تلاش بیهوده ایست؟

فقط بدانید که جایی که ماهیت ساختمان شکل می گیرد و با کمترین هزینه می تواند قابلیت های مورد نیاز را داشته باشد مرحله ی طراحی است ولاغیر. این نمودار هم همین را می گوید (منبع):

اگر اینقدر خوب است پس چرا خبری نیست؟

ایرانی هایش اینکه: اصلا این مساله اهمیت ندارد، دارندگی و برازندگی و توهم از سوی دیگر! یکبار در یک پلاتری به بنده خداییکه پلات ما را اشتباه گرفته بود گفتم،پشت همین قبلی بگیر حروم نشه. گفت: ببینم می خوای نماینده ی مجلس شی؟...ما کشور فقیری هستیم و ذخایر زیرزمینی در پایین هرم ثروت است. خیلی بیشتر از بقیه باید به فکر باشیم اما توهم مرز پرگوهر سراسر وجودمان را گرفته است. غافل از اینکه نه تنها توانایی استفاده از این گوهرها را نداریم، با این شرایط گوهری نخواهد ماند... قیمت سوخت فسیلی مفت مسلم است و هر راهکاری که بسنجی دوره ی بازگشت سرمایه، بسیار بالا خواهد بود...سطح آگاهی عمومی پایین است و حتی از آدم های متخصص هم انتظار چهار کلمه حرف حساب را نداری و نگاه ها جزیی نگر است...اصلا کسی نمی داند این ماجراها هست که از معمار این ماجرا را بخواهد...آمار درست ودرمان وجود ندارد و ادامه ی ماجرا...

و اما اگر یک نفر آدم خیرخواه هم پیدا شود و بخواهد در این راه گام بردارد و بداند که این مسایل هم هست و از عایق هم ذهنش فراتر رفته باشد و به ما معمارها مراجعه کند معمولا ماجرای پایینی پیش می آید. (اگر معمار نیستید این پایینی را رد بدهید که برای ما بد می شود!)

ما معمارها گندش را در می آوریم!

خیلی از ما معمارها شومن (Show man) هستیم. دوست داریم یک جوری باشیم ولی نه حاضریم و نه وقتش راداریم که بهایش را بپردازیم. ما ادا در می آوریم و درباره معماری مدرن و پست مدرن که مسایل خیلی ساده تر بود و مسایل فرمی عملکردی، این کار را کرده ایم. چه برسد به معماری همساز با محیط که یک کار گروهی پیچیده و مبتنی بر علم است. 

خالی نبندید! نه باد به حرف شما حرکت می کند و نه خورشید در موقعیت و زاویه ای که شما تعیین کنید حرکت می کند. این عناصر تصمیم خود را گرفته اند. تصمیماتشان هم موجود است. من البته عذر می خواهم که بدون هماهنگی ما معمارها که ایده هایمان دارد منفجر می کند سبزی را این مسایل پیش آمده. اماقبول کنید که  رئیس کس دیگری است...با چهارتا فلش و دیاگرام غلط و یک فصل مشخصات اقلیمی کار شما سبز نمی شود مگر مثل قارچ کنار خیابان! به چهارتا فتوولتاییک و گلخانه و کلکتور هم نیست. ماجرا ذات ساختمان است.

و اگر بخواهیم جدی باشیم باید قبول کنیم که این کار، کار سختی است. سواد خاص خودش را می خواهد و ابزار خاص خودش را دارد. اگر بلد نیستیم دلقک بازی درنیاوریم بهتر است.

و اما گول نخوریم...این ساختمان های پرهزینه و پرزرق و برقی که تازگی ها برچسب پایداری بر خودشان می زنند، عشوه گری کوتاه مدتی خواهد بود و ماه پشت ابر نمی ماند. لااقل در سطح بین المللی... ایران را نمی دانم! اینجا خیلی چیزها فرق می کند و متاسفانه از هم اکنون روشن است که ما چند سالبعد به اسم پایداری و همساز با محیط چه ادایی در خواهیم آورد. ما معمارها خیلی شو من شده ایم. این مقاله ی اندرو مارش در همین رابطه است و خواندنش خالی از لطف نیست.

خلاصه که چه باید کرد

از خودمان شروع کنیم. دغدغه داشته باشیم، بعد برویم یاد بگیریم و بعد برای اجرای درست آن در مقیاس همین مملکت تلاش کنیم. اهمیت و ضرورت مطلب هم دیگر خیرخواهی برای دنیا و اینها نیست... ما به اندازه ی نیاز کنونی مملکتمان هم برق نداریم. گاز هم! و البته مدیریت هم!تازه داشته باشیم کی گفته دارندگی و برازندگی؟! از امروز دارندگی و مصرف بهینه!

پدر و مادر های عزیز به کودکانتان بگویید که در سرزمینی فقیر به دنیا آمده اند و مرز پرگوهری مفت و مسلم نخواهد بود...بگویید قدر هر قطره آب را و هر ورق کاغذ را بدانند که شاید فردا روزی دیگر نباشد.

سبز باشید!

ü Please consider the environment before printing this post!

پ.ن.1.: لینک می دهیم به نوشته ی همین چند وقت پیش که در مزایای گرم شدن زمین بود!

پ.ن.2. : می دانم که این مطالب انسجام نداشت و نه جامع است و نه مانع! و نه به برنامه های از پیش تعیین شده رسید. برنامه ای برای نوشتن نبود. نیمه شب هم بیدار نشده بودم که وبلاگ بنویسم...اما به هرحال گفتم هیچی نباشد 100 امتیاز که دارد!

پ.ن.3. : حیف است که معمار باشید و دنبال معماری سبز باشید و اینجا را نبینید. من البته قبلا هم این سایت را معرفی کرده ام .نمی دانم چند نفر رفته اند و حال داشته اند که بخوانند.

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٢٠