خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

رمپ ها برای چه کسی به اجرا در می آیند؟

چند سال پیش یک مجموعه مسکونی را فاز ٢ می کردیم  که تعداد واحدهایی داشت بالای ١٠٠ تا. این را گفتم که مقیاس ماجرا بدانید. طراح قشنگ تر از پریای بسیار  باتجربه ی آن کنار تمام پله های ورودی  رمپ هایی گذاشته بود که طول آن ها با طول پله ها برابر بود!!!

یک بحثی بود آن موقع که رمپ ها را چه کنیم و خوب ما مثلا رمپ ها را اصلاح کردیم...یعنی طول و شیب رمپ ها را. اما مساله این بود که شما در این حالت فقط می توانستید بیایید جلوی ورودی، چون با ورود به هر بلوک ساختمان ۵ تا پله پیش رو داشتید...یکی از یکی قشنگ تر!

ما چه کار می کنیم؟ از خودخواهی و بی سوادی ما که بگذریم مراکز قانون گذاری و نظارت چه کار می کنند؟!

من تا بحال زیاد شهرداری رفته ام و تقریبا قریب به اتفاق شکست خورده ام در قانع نمودن کارشناسان خبره این نهاد دوست داشتنی و کارهای اجرانشده ای که بگذاریم و بگذریم... یک بار که یک طرح ما را برگشت زده بودند به دلایل عجیب و غریب و ما رفتیم جلسه ای گذاشتیم با کارشناس مربوطه بعد از دو ساعتی که من درباره ی تمهیدات طراحی و تلاش در زمینه ی کاهش مصرف انرژی و استفاده از نور طبیعی و تهویه ی طبیعی صحبت کردم و به دوستمان (که گویا مهندس عمران هم بود) توضیح دادم که چرا ساختمان این شکلی می شود. گفت:"مهندس من اگر جای شما بودم قضایا را اینقدر پیچیده نمی کردم. طراحی کار بسیار ساده ای است..."

بعد آهی کشید، نگاهی عاقل اندر سفیه به این جوان بی مقدار افکند و در توصیه ای که کلیه ی مسایل را یک جا حل می نمود فرمود: "مهندس تهویه که اینقد مشکل نداره! یک فن پارس خزر می خری می ذاری تو سریس هر طبق یه داکت میدی بالا! کاملا ساختمان تهویه میشه!"

در این مملکت شهرداری به همهی کسانی که در کار ساخت و ساز هستند به چشم یکسری آدم دزد نگاه می کند (که البته در درصد بالایی حق دارد!) و وظیفه اش می داند که یا از این دزدی جلوگیری نماید و یا اینکه آن موجود دزد حق شهرداری را در این زمینه پرداخت نماید! بگذریم از اینکه خیلی از معیارهایی که هست کلا زیر سوال است!

داستانی تکراری است اینکه تو باید ظواهر را رعایت کنی مثل همه جای دیگر به حقیقت مطلب کسی بهایی نمی دهد! به من هم ربطی ندارد...

من هربار که این رمپ های منتهی به پله ها را می بینم و آن موانعی که جلوی رمپ ها نصب می کنند و کنده کولی های پیاده روها را... در حالیکه دارم از خودم خجالت می کشم خدا را شکر می کنم که در مملکت خودخواهان سهل انگار  ناتوان زاده نشده ام.

طراحی را می شناسم که دسترسی معلولین را از طرحش حذف کرد تا فرم طراحی اش به هم نخورد! در موقع حذف صورت مساله از خودتان مایه بگذاریم خیلی بهتر است به گمانم...این ورودی متروی علم و صنعت است که می بینید!

رمپ ورودی مترو علم و صنعت که به تعداد فراوانی پله منتهی می شود!

ما اصلا آدمهای خوبی نیستیم! مهربان نیستیم و بهترین تماشاگرهای دنیا را نداریم!...باور کنید.

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٢