خشت اول

...یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد

داغ یک عشق قدیمو اومدی تازه کردی...

 

اینطوری خلاصه...

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٥

کالاتراوا (قسمت دوم)

2-پاویون مرکزی:

این پاویون به عنوان قلب پروژه محسوب می گردد که در سمت راست آن تراس جنوبی – در سمت چپ نمایشگاه و در روبرو در یاچه قرار دارد. طراحی بی نظیر صورت گرفته در پوشش سقف این پاویون سبب دلپذیری هر چه بیشتر این فضا می گردد.





سقف به صورت مثلثی شکل و استراکچری به صورت تقسیمات لوزانژه دارد که با شیشه های مخصوص پوشیده شده است.قسمت خارجی سقف به وسیله سازه ای متحرک پو شیده شده است که این سازه در حقیقت به عنوان نقطه عطف این کار محسوب می گردد.





سازه های متحرک یکی از دلمشغولیهای کالاتراوا در سالهای اخیر بوده است.نمونه طراحی های او برای مرکز Alcoy ، سقف پاویون کویت در نمایشگاه جهانی سویل ، ماشین سایه و طرحی که هم اکنون برای کلیسای جامع در حال اجراست نمونه ای از این طرحهاست. در نظر او ساختمانها نیز به مثابه جزئی از طبیعت می تواند در حال تغییر باشد. ایده های طرحهای متحرک او نیز عموما از طبیعت است؛ مانند پوشش پاویون کویت که استعاره ای از انگشتان دو دست می باشد، که به عنوان پوششی بر روی سقف گرد یکدیگر می آیند و سپس به سوی آسمان باز می شوند .



 


SOUTHPoint Pavilion




 


Church of year 2000


در پوشش سقف موزه میلواکی نیز می توان استعاره ای از بالهای یک پرنده را در طرح دید.این پوشش متشکل از24 فین متحرک در دو سوی محور اصلی می باشند.





به نوعی تحول این طراحی را به تحولی که جوزف پاکستون در طراحی کریستال پالاس ایجاد کرد تشبیه کره اند. کالاتراوا با طراحی و اجرای این سازه گامی بلند در جهت طراحی سازه های متحرک برداشته است.

3- تراس جنوبی:
تراس جنوبی در حقیقت مانند قسمت جلویی یک قایق طراحی شده است . چه پلان و چه خطوطی که در نما به کار رفته است همگی یاد آور یک قایق می باشد که در کنار دریاچه میشیگان قرار گرفته است.





سازه این قسمت شباهت فراوانی با سازه فرودگاه T.W.A. دارد. سانتیاگو کالاتراوا به خاطر استفاده مناسب از شیشه در این قسمت جایزه شرکت ((سلوتیا)) را از آن خود کرد.(البته این جایزه بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد تا معماری)



 


فرودگاه T.W.A. منبع عکس



4- نمایشگاه:
نمایشگاه که در حقیقت رابط ورودی با قسمت قدیمی موزه می باشد، از تکرار یک ساختار معین طراحی شده با فرمهای طبیعی طراحی شده است.این قسمت به علت نور نامناسب طرفین کاملا پوشیده طراحی شده است. نمونه این نوع طراحی را کالاتروا قبلا در اپرای والنسیا ، مرکز Alcoy و ... تجربه کرده است.این فضا ها حسی مانند حرکت در ستون فقرات یا قفسه سینه را برای انسان یادآوری می کند.



 


مرکز Alcoy




 


موزه میلواکی



به هر حال موزه هنر میلواکی جای خود را در میان بازدیدکنندگان به خوبی باز کرده است و به عنوان یک اثر معماری نیز راهگشای پروژه های جدیدی برای کالاتراوا در ایالات متحده گشته است.





منابع و ماخذ:

سایت کالاتراوا
یه مقاله عمرانی خوب با اطلاعات دقیق
یه سری عکسای خوب از موزه میلواکی
عکسهای در حال ساخت موزه میلواکی

تحلیلها هم شخصیه. منتظر نظرات کارشناسانتون هستم.
یا علی.

 

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۳/٥

کالاتراوا

سانتیاگو کالاتراوا والس

معمار اسپانیایی متولد والنسیاست.در رشته های مهندسی عمران و معماری تحصیل کرده و استاد ساخت پلهای معلق می باشد.او حدود 50 پل را در طول دهه اخیر طراحی کرده است. هرچند که اکثر این پلها در مقیاس عظیم مهندسی از نظر طول دهانه نیستند اما ساختار غیر معمول اکثر آنها نظر انسان را به خود جلب می کند.




پل Zubizuri -بیلبائو

حرکت نهفته ای که در اکثر این پلها نهفته است سبب ایجاد سازه ای پویا می گردد که انسان را دچار تحیر می نماید. هر چند کالاتراوا چندان نظریه پرداز بزرگی در زمینه معماری نمی باشد اما کارهایی بسیار زیبا بدون نظریه پردازیهایی پیچیده طراحی کرده است.معمار ی او برخلاف برخی از معماران کنونی به راحتی و بدون نیاز به اطلاع از نظریات شخصی معمار قابل درک است.
از دیگر ویژگیهای مهم در طراحی های کالاتراوا الهام گرفتن او از فرمهای طبیعی است. استفاده از منحنی ها درکارهای او فراوان به چشم می خورد. شاید به این دلیل که اکثر فرمهای موجود در طبیعت منحنی می باشند و حتی حرکاتی که در طبیعت صورت می پذیرد.(مثلا قانون کوریولیس در حرکت مایعات یا سطوح گاوس در الکتریسیته ) . من فکر میکنم این جمله که کالاتراوا معماری است که خط راست را دوست ندارد چندان درست نباشد اما جمله ای است که درباره او گفته می شود.




الهام از فرم چشم . ساختمان آسمان نما-والنسیا


اما فکر می کنم بهترین کار برای شناخت بهتر یک معمار این باشد که کارهایش را بررسی کنیم به همین دلیل به یکی از پلها و بعد از آن به بررسی موزه میلواکی می پردازیم:

BachDeroda





این پل در حومه شهر بارسلون بر روی راه آهن اصلی شهر ساخته شده است.عمق کم زمین و نیاز به ارتفاع 40 متر در وسط پل بر روی خط راه آهن دلیل ارتفاع گرفتن آرام پل از بستر زمین می باشد.با توجه به این مطلب که پل نسبت به دو سوی خود عمود نمی باشد طراحی آن نیز تحت تاثیر قرار می گیرد.سازه پل تشکیل شده از دو قوس داخلی عمود بر زمین و دو قوس خارجی مایل می باشد.که به وسیله عناصری شبیه اتصالات میان دنده ها به یکدیگر دوخته شده اند.به علت موازی نبودن لبه شروع و انتهای پل قوسهای در دو سوی پل نسبت به یکدیگر حرکت کرده اند. قسمت سواره رو و پیاده روی پل به وسیله کابلها به سازه متصل میشوند.
از مسائل قابل توجه در طراحی این پل طراحی مناسب قسمت میانی برای مردم پیاده می باشد.




BachDeroda یکی از چندین کار برتر کالا تراوا در زمینه پل سازی است که در عین زیبایی سازه با عملکرد مطلوب همراه گشته است.



Milwaukee Art Museum





طراحی ورودی موزه میلواکی به عنوان اولین کار کالاتراوا در آمریکا محسوب می شود . این اثر که به نوعی شباهت فراوان به قایقی در کنار دریاچه دارد که مرغی بزرگ نیز بر روی آن نشسته باشد، بی شک یکی از کاملترین طراحی های کالاتراوا محسوب می شود.در حقیقت این طرح به عنوان یک ورودی برای بخش قدیمی موزه که توسط سارینن (طراح فرودگاه ‏T.W.A. ) طراحی شده بود، نقش فراوانی در احیای دوباره این موزه ایفا کرده است و کم کم به عنوان نمادی برای شهر میلواکی محسوب می گردد.
این ساختمان به عنوان بهترین طراحی سال 2001 از سوی نشریه تایم برگزیده شد.ساختمان تشکیل شده از پل- پاویون مرکزی- تراس جنوبی- و نمایشگاه با پلان مستطیلی در قسمت شمالی موزه است.(برای تشخیص بهتر جهت ها یادآور می شوم که دریاچه در شرق اثر واقع است.) که بررسی جداگانه هر یک از آنها می پردازیم:

1-پل ورودی:





پل ورودی به مثابه دستی است که از سوی موزه به سمت شهر دراز شده است.سازه پل یک دکله می باشد که از دو سه به وسیله کابلها به پل و به سازه A شکل پاویون مرکزی متصل می باشد.تجربه ساخت پل عابر پیاده ترینیتی که آن هم یک دکله می باشد در طراحی هر چه زیباتر این پل به کالاتروا کمک کرده است.بحث سازه ای این پل بی شباهت به پل آلامیلو نیست ،هر چند که مقیاس این دو پل بسیار متفاوت است.




پل عابرپیاده ترینیتی- سالفورد- Trinity Footbridge





پل آلامیلو- سویل

ادامه دارد...

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۳/۱

تحویل دوم طرح!!

Most original and brave products of architectural mind are often to be find in those projects wich never com to fruition. Neil Spiller

Complexity comes from superposition of ideas in a coherent way. Santiago calatrava

سلام،نمی دونم چرا اینقدر تو وبلاگ نویسی بد قولم . ما دوباره تحویل طرح داریم،واقعا چقدر بده که معماری آتلیه ها معماری فرم مداره و معماری بازار معماری اقتصاد مدار.کی و کجا باید با توجه به فضا ها طرح ها قضاوت بشه نمی دونم.ضمنا نمی دونم کی بتونم طرحمو تمومش کنم ولی قول می دم به محض اینکه فرصتی پیدا کردم،درباره کالاتراوا بنویسم حتی شده در چند قسمت کوتاه.

if we consider engineering an art -as I believe it is- and if we go back to a time when there was no difference between the art of architecture and the art of engineering ,
then we can consider that it is in ourselves,and especially in the new generation ,that a rebirth of art happens.It is not only our heritage that we most translate into action through our capacity to make buildings,reinventing them each time.... Santigo Caltrava, Conversations with students

یا علی

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٢/٢٤

آشنایی بصری



سانتیاگو کالاتروا والس










*شرح مبسوط انشاءالله پنج شنبه.
یا علی

  
نویسنده : مصطفی ; ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٢/٢٢