تبدیل محدودیت ها به فرصت ها!

شیخ ما فرمودند و چه یک نفس و طولانی فرمودند که:

اگر مجبور شدید نیم ساعتی در بانک صبر کنید تا وقتی حساب کسی که برایتان چک کشیده پر شود، به جای اینکه به این فکر کنید که اگر سیستم بانکی ایران اینترنتی بود الان داشتید کارتان را می کردید و لازم نبود در بانک معطل شوید و این چه وضعی است که در ایران وجود دارد، بروید و در اولین کله پزی دلی از عزا در بیاورید که این یکی هم فقط در ایران پیدا می شود!

/ 10 نظر / 2 بازدید
حمید م

با کله پزی موافقم اما اگه سر ظهر بود اونوقت چی؟[نیشخند]

منت خدای را .... یکی از اووون نعمتا که شکرش گویا مایه ی زیادت شده این نوشته های شماست... بسیار آموزنده و مفرح... خیلییی ممنووونم... نوش جان..

ستاره ای سرگردان

آقا جای خالی شما در مذاکرات هسته‌ای به شدت احساس می‌شه! مصطف کجایی که تهدیدها رو به فرصت تبدیل کنی؟[نیشخند]

ستاره ای سرگردان

آقا جای خالی شما در مذاکرات هسته‌ای به شدت احساس می‌شه! مصطف کجایی که تهدیدها رو به فرصت تبدیل کنی؟[نیشخند]

قاصدک

"نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد این تطاول که کشید از غم هجران بلبل تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد ... گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت که به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد مطربا مجلس انس است غزل خوان و سرود چند گویی که چنین رفت و چنان خواهد شد حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود قدمی نه به وداعش که روان خواهد شد" [خداحافظ] ×چرا خشت اول تبدیل به یک سایت خاطره نویسی شده؟!!!(البته می تونه بی جواب هم باشه!!!)[ناراحت]

بودا

به شیوه یاران هم پیاله در کله پزی: ... ناز نفس شیخنا !

مصطفی

اول اینکه در هنگام ظهر دوغ، نان سنگگ و هندوانه پیشنهاد می شود و یا حتی دیزی (که البته همه ی اینها در کشورهای همجوار هست اما در جایی که بانک ها اینترنتی باشند، نیست.) و دیگر آنکه مگر خشت اول قبلا سایت چیز دیگری بوده؟[چشمک]...تا باد چنین بادا![لبخند]

قاصدک

"سحر زهاتف غیبم رسید مژده به گوش که دورشاه شجاع است می دلیر بنوش شد آنکه اهل نظر بر کناره می رفتند هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش ... به جز ثنای جلالش مساز ورد ضمیر که هست گوش دلش محرم پیام سروش رموز مصلحت ملک خسروان دانند گدای گوشه نشینی تو حافظ مخروش" شاید همینطور که میگین بوده و قاصدک یه جور دیگه فکر می کرده اما خشت اول ...[لبخند]