سفرنامه کنفرانس آکسفورد 2008- قسمت پنجم

این یک مدرسه ی قدیمی در آکسفورد بود کنار پلی قدیمی به همان نام که مطابق معمول من اسم هیچ کدام را یادم نیست...

ورودی خیابان Cawley

خانه ی زیر شیروانی

آکسفورد، High St به گمانم!

دودکش های آکسفورد 1... اگر یک آدم عکاسی برود آکسفورد واقعا سوژه زیاد دارد برای عکاسی.

دودکش های آکسفورد 2

دودکش های آکسفورد 3

هی دوچرخه ها! من عاشق شهری هستم که بشود داخلش با دوچرخه و پیاده، رفت و آمد. نمی دانم دلیلش خاطراتی است که از کودکی با دوچرخه دارم یا عدم علاقه ای که به ماشین دارم و یا گواهینامه ای که هنوزم هم ندارم!!!... اگر دو سه روز بیشتر آکسفور د می ماندم ممکن بود من هم دزد دوچرخه ای بشوم و بعد فیلمم را در سراسر دنیا پخش کنند...

/ 6 نظر / 5 بازدید
مازيار

درود. با آرزوي فروم 9 خوب! من مطالبت رو دنبال ميکنم. عالي است و روان و لذت بخش. ممنونم که به آفرينه من پاسخ دادي. شاد باشي... سي يو!

مازيار

با سلام. نميدونم چرا فروم 9 در تاريخ 23 جولاي هست؟ ولي امروز که 7 آوت هست هنوز قراره که برگزار بشه و ... وبسايت کنفرانس رو هم ديدم. فکر کنم گنج کندي ها!!! شوخي بود هر چقدر براي اين کارها پول بدي مي ارزه. من هم در کنفرانس يونسکو درباره ژئوپارکها 2008 مقاله داشتم. آلمان. حدود يک ماه پيش. خيلي جالب بود. باز هم ميگم که کار خوبي ميکني که گزارش مکتوب ميدي. بهش نياز داريم. خاک بر سر اونهايي که شيلنگ نفت ايران دستشون افتاده.... شاد باشي.

مصطفی

سلام...من این خاطرات رو با تاخیر دارم می فرستم روی وبلاگ. فکر می کردم این مطلب رو با توجه به تاریخ هایی که می نویسم همه فهمیدن. من الان ایرانم و این ها رو می نویسم. تا آخر ماجرا هم اتفاق افتاده و من نوشته ام اون ها رو هم. ولی تکه تکه و با فاصله ی دو روز دو روز می گذارم که آرام آرام خوانده شوند...همین! ماجراهای فروم 9 رو هم شنبه خواهم گذاشت...ممنون از همه.

مصطفی

یادم رفت راستی! من از بورس دانشجویی کنفرانس استفاده کرده بودم و پولی برای شرکت در کنفرانس نداده بودم! نیازی به گنج نبود خدا رو شکر! [لبخند]... البته خرج رفت و آمد و اسکان با خودم بود.

یک بودای جهان سومی

[تعجب] تا باشه ازاین کنفرانسها!

سعید

جالب بود!! ولی خداییش فیل هوا کردنو به انگلیسی چی گفتی؟!